تبليغاتX
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد




مزرعه خوبی ها دانلود فیلمدانلود آهنگ جدیدپورتال خانوادگی طاها پخش

جام زهری که مجاهدین جرعه جرعه تا آخر آنرا سر کشیدند


اکنون مجاهدین بسا خوشحال اند و به جشن و پایکوبی پرداخته اند که نابود نشدند و سرفراز مسیری دیگر و سرآغازی دیگر را شروع کرده اند

من نیز خیلی خوشحال ام نه از آن زاویه دیدی که مجاهدین به دنیای خیالی خود مینگرند یا دوست دارند جهان همان گونه باشد که آنها دوست دارند بلکه از نگاه دیگر ...

مجاهدین شادان و خنده به لب خبر از پنجاه و سه ۵۳ پروازی میدهند که همگی آنان را از عراق خارج کرد 

از اینکه آنان بجز  ۱۴۱ نفری که کشته شدند پایشان به ساحل امن دور از دسترس خمپاره ها و کاتیوشا دشمن رسیده است

از اینکه در کسوت کل تشکیلات شان اجازه عبور را از آمریکا گرفتند 

از اینکه مقامات وزارت خارجه آمریکا طی یک سال گذشته هر روز ساعت هشت تا هشت و نیم صبح در محل وزارت در مورد آنان گپ میزدنند و دنبال راه چاره برای حضور آنان در کشوری ثالث در تکاپو بودند ، همچنان قند در دلشان آب میشود و آن را نشانه پر اهمیت بودن خود تلقی میکنند

از اینکه آمریکا یک هواپیمای مخصوص و اختصاصی را با پذیرش مسئولیت انتقال همگی آنان تهیه کرده، غش و ریسه میروند

و دهها دلیل ریز و درشت اسفبار دیگر برای جریانی که زمانی علیه آمریکا شعار میداد و جوانان را برای ارتش خلق و نابودی امپریالیسم به کام خود می کشید  و بقول خودش سر هر کوچه کمین نشسته بود ، اکنون برای همین اسباب بازی ها به شادی کودکانه بسنده کرده و سر از پا نمی شناسد.

اما واقعیت چیست ؟
من میدانم مجاهدین دل شان خون و چشم شان پر اشک ، ولی چه باید کرد تا در چشم توده ها خاک پاشید؟ . باید که صورت مبارزه و طغیان مسلحانه را سرخ نگه داشت و اگر چه شب دراز است و قلندر بیدار.

 حقیقت انکار ناپذیر این است که دگردیسی یک جریان رادیکال با متد مبارزه مسلحانه و کسب قدرت سیاسی با استفاده از سلاح و توپ و تانک به جریان قابل بهره برداری و قابل قبول شرایط آمریکا در هر زمان این قطعا برای آمریکا موفقیت است .

اما آیا  این اتفاق تاریخی به همان اندازه برای مجاهدین درد ناک و گریه دار نبوده ونیست که البته هست .ولی اینگونه وانمود میکنند و با تبلیغات از نوع خودشان باید شلوغ اش کرد و تا فرق سر تمام بدنه  خود را به زیر برف فرو برد تا برای گریز از این واقعیت اندکی زمان خرید و جشن و شادی کودکانه بر پا کرد تا کسی سراغ شان نرود. و بپرسد چه خبر از ارتش آزادیبخش !! و چه خبر از کانون استراتژیکی نبرد !!

جام زهر ، جرعه جرعه تا پایان عمر
آنان جامی را البته به اجبار  و نه بر اساس اختیار سر کشیدند که در کل تاریخ این جریان به شکستی فراسوی پندارها ، ثبت گردیده و هرگز آنان این فاجعه بزرگ را از یاد نخواهند برد . دگر دیسی دم افزون البته با کمترین امتیاز دست پخت خانمی است که در عین حال با یک دست جریان تروریستی « داعش» را پدید می آورد با دستی دیگر بدنبال رفع و رجوع مسایل  کاندیداتوری  ریاست جمهوری آمریکاست . 

فراموش نکنیم که  هیلاری کلینتون همانی است که با امضایش مجاهدین از لیست تروریستی آمریکا و تبع از خاک « اشرف اصلی ترین و مهمترین پایگاه نظامی » آنان از بدو تاسیس خارج کرد .

حقیقت امروز چیست ؟
مجاهدین امروز هم زمین را از دست داده اند و هم سلاح را و سپس جملگی در حیات خلوت آمریکا یعنی -آلبانی- پناه داده شده اند وبه انتظار شرایط بهتر در آب نمک خوابانده شده و به این میگویند : نرم و آهسته و آرام با بی حسی بسیار مدرن چنگ و دندان را همزمان از شیری بر کنید که ادعایش بسیار بود و آرزوهایش بی انتها .

اما چرا که خوشحال ام.
خوشحالم برای همه آنانی که فرصت زندگی و زندگی کردن را از دست ندادند

خوشحال ام برای همه آنانی که قربانی اند ولی انسانند حتی اگر ما قبول نداشته باشند

خوشحال ام چونکه بخشی از آنان همچون بمب هایی هستند که درون همین تشکیلات ، ضامن شان کشیده است و هر لحظه بسوی انفجار و رهایی پیش میروند

من قبول دارم دوران جدیدی در مسیر این سازمان آغاز شده است دوران جدیدی که مستقیما در اختیار آمریکا به خدمت زیر پرچم ادامه خواهد داد.


برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1395/6/28 - 19:20 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

الفرار ....، بی قرار ....


داستان فرار مسئولین و اعضای عالی رتبه این جریان ضد ملی از عراق ،بی کفش و کلاه با اسم مستعار ، داستان جالب و در عین حال عبرت آموزی است.

بیش از سی سال قبل در حالیکه پایه شورای ملی مقاومت آنزمان در پی این تصمیم گیری ضد ملی فرو می ریخت . مردی به اسم مسعود رجوی همگان را مجاب میکرد که با این تصمیم گیری میخواهد برود کنار مرزهای ایران و ... برافروزد آتش ها در کوهستان ها....

ولی اکنون همه گرد و غبارها فرو خفته است ، استراتژیست اصلی این نگاه به مبارزه با رژیم حتی به بهای مزدوری مادالعمر هم در این جهان نیست که از عقاید اش دفاع کند .

از آن مصیبت بارتر آنکه وارثین عقیدتی وسیاسی وی هم فعلا در بغل عربستان لغز وطن خواهی! و دمکراسی ! سر میدهند و در یک نگاه هم به ریش خود میخندند و هم به ریش ملت. گوییا که از نگاه آنان ، ملت حافظه تاریخی خودش را از دست داده است . 

اما هرگز اینطور نبوده و نیست ،مجاهدین به عنوان یک نیروی سیاسی سالهاست که تمام شده اند و آنچه باقی مانده تنها یک اندیشه مزدوری برای تمام فصول و فرقی هم نمی کند برای چه کس و برای چه مدت !؟باقی مانده است 

آری این نگاهی است که آنان تصور میکنند چون مردم مشکل  دارند و دهها مساله حل نشده روی دست شان مانده است پس نتیجه اینکه نزدیکترین و سریع ترین _ راه میان بر _ برای رسیدن به قدرت سیاسی مزدوری به قیمت و رفتن زیر قبای هر عرب فاشیست تن پرور  مشکل گشای این مسایل است .

فارغ از اینکه در این _میان بر سیاسی_ به زعم آنان ، بی شرمانه با چشم پوشی از هر نوع پرنسیپ سیاسی و بی ترمز و بی دنده در سراشیب اضمحلال و نابودی ، همچنان چوب حراج  را در دستان خود می فشارند.

آری در زمانه ای که تنها « آلترناتیو سیاسی !! » این چنین « کانون نبرد استراتژیک!! » را سراسیمه  و با عجله وصف ناپذیر به مدد اسم های جعلی ترک میکند شما برای آزادی این مردم و این سرزمین  بقول معروف « خالی نبندید !» چون حنایتان سالهاست که رنگ باخته است .

البته که زمانه آموزگار بسیار مدبر و ژرف اندیشی است . حساب هر کس را سر موقع برایش می فرستد و اکنون مجاهدین بدون _ مسعود _  همراه با بی سوادی ها و خود فریبی های بی مانند _ مریم _ قطعا بد عاقبتی را تجربه خواهند کرد 

حتی اگر قول های هوس انگیز نتو محافظه کاران امپریالیست بطور اعم  و کمک های بی دریغ عربستان سعودی به کفالت از همانان بشکل اخص ،  چک های میلیونی و بلا عوض را برایشان در پی داشته باشد .

زمانه ، زمانه امتحانات تاریخی و مردود شدن های تاریخی است و کسی در دنیای منفجر شده از اطلاعات و اخبار قادر نیست  همچون سی سال پیش بخواهد _قورباغه _ را رنگ کرده و بجای _ فولکس واگن _ به خلق الله غالب کند. 
منظورم همان دوران برافروختن آتش در کوهستان هاست که صاحب اش نیست تا از آن دفاع کند چون هم سلاح را مفت و مجانی داده است و هم زمین ای که برای بدست آوردنش تمام ابرویش را بر سر میز قمار باخته است .


برچسب‌ها : ,,
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1395/6/11 - 22:47 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

خروج شرمگینانه از عراق پس از سی و یک سال


در بد بینانه ترین احتمالات هرگز تصور نمی شد مجاهدین به رهبری مسعود و مریم رجوی چنین سرنوشتی برایشان رقم بخورد، به گونه ای که شرمگینانه در پیچ و خم اجبارات و تعهدات داده شده به آمریکا اینگونه خون به جگر و چه بسا با پر پر شدن هزاران آرزوی بر دل مانده و بی سرانجام بشکلی فله ای مجبور به ترک خاک عراق شوند.

همگان میدانند اگر امروز مجاهدین خاک عراق را ترک میکنند صد البته با شعار « چو اشرف نباشد تن من مباد»  به خواست خودشان نبوده و نیست و به نظر میرسد در بازی شطرنج سیاسی منطقه  بشکل ای اجتناب ناپذیر باز هم مهره دیگران را بازی میکنند و خودشان اختیاری از خود ندارند ومجبور به انجام این حرکت شده اند.

این همان چیزی بود که سالها قبل ما میگفتیم که اگر ما در صحنه سیاسی ایران میخواهیم تاثیر گذار و اثرگذار باشیم نمی‌توانیم وابسته باشیم یا در خاک عراق مجری اوامر دیگران باشیم . اکنون که آن روزگار گذشته است خیلی واضح تر میشود صحنه پر گرد ودخاک سیاست را نظاره کرد.


بگذریم آنچه مشخص است و قابل تامل اینکه ، بخش بزرگی از کسانی که به هر صورت قربانی یک اندیشه  و یک ایدئولوژی هستند اکنون از تیر رس گلوله های  کاتیوشا وخمپاره و غیره ،خارج شده و این از نگاه صرفا انسانی قابل تقدیر و پر شادمانی است.

شاید گذر ایام فرصت دیگری را سر راه این آدم ها که اکنون از نیمه دوم عمر خود گذشته اند قرار دهد تا در جستجوی سراب حقیقت ، آنچه حقیقی و واقعی است را دریابند.

حتی شاید در یک مبارزه سیاسی و بدور از سلاح برای آینده خود و آنچه به آن معتقدند مثمر ثمر واقع شوند 

اما سوالی که هرگز فراموش نشده و نمی شود اینکه بهای این اشتباه تاریخی و البته بی مانند در تاریخ سیاسی ایران از کیسه مردم ایران بسیار پر قیمت بود . هزاران جوان جویای آزادی و حقیقت در پی یک اندیشه و استراتژی که خود را       « تئوری جنگ آزادیبخش » مینامید به صحراهای عراق کشانده شدند ولی اکنون پس از سی سال بی سر و صدا آنجا را ترک میکنند

گذر فیلم وار حوادث از جلوی چشمان ما که بخشی از این نسل بودیم و شاید فقط کمی زودتر حقیقت را دیدیم و بسرعت از گذشته خود که به اشتباه پیموده شده بود فاصله گرفتیم ، مجال نمیدهد بی سر و صدا از آنچه در شرف وقوع است بگذریم

مسئول اول و شخص مسعود رجوی که تئوری پرداز چنین نگاهی به مبارزه با جمهوری اسلامی بود در بطن حوادث نیست که پاسخگو باشد ، البته به باور من او بهترین پاسخ را سکوت بی انتها و عدم پاسخگویی برگزیده است و از آنجایی که خبرها دال بر این حکایت دارند که شاید عمرش به آین دنیا نبوده است،  از زاویه پرنسیپ سیاسی و انسانی نمی توان او را مورد لعنت و توهین و دهها سوال بی پاسخ قرار داد.
 چرا که شخصا از چنین نگاهی به زندگی و شادمانی کردن بر مرگ و نبود دیگران  تلاش کرده ام  فاصله گرفته و جهان اختلافات و تفاوت های این جهان را بگونه دیگری ببینم .

اما به هر صورت صحنه حوادث سیاس ایران همچنان داغ است .
توافق شش کشور اروپایی و آمریکا با ایران و بخصوص عدم موفقیت عربستان و اسراییل برای متوقف کردن این قطار ،هر دو این کشورها را بشکل بی سابقه ای بیش از گذشته به یکدیگر نزدیک کرد.

عربستان در جهت یک اعتلاف منطقه ای علیه ایران صف آرایی کرده و میکند

اکنون حتی عربستان تصمیم گرفته که بشکل خیلی رسمی تر از مجاهدین و مریم رجوی حمایت خود را علنی تر کرده و فصل جدیدی را در مقابله با ایران بگشاید.

برای مجاهدین که مدت هاست از حمایت اجتماعی و ابتکار عمل سیاسی بازمانده و سرخورده شده و سیاست درازمدت خود را روی حمایت نیروی خارجی به هر اسم و به هر نام متمرکز کرده اند  علایق وابستگی در ابعاد جدیدتری رخ می نمایاند

درست بی دلیل نیست که خروج سریع تر از عراق بواسطه حمایت های لجستیکی عربستان سعودی شتاب گرفته و قضایا پر ابهام تر از گذشته در گرد و غباری از دهها سوال بی  پاسخ ادامه می یابد.

آنچه به فنا رفت جان هزاران انسانی بود که از هر دو طرف مادران و پدران داغدار بسیار برجا گذاشت و یاد این جمله که پدرم میگفت : پسرم گول نخور سیاست پدر و مادر ندارد ، همین وبس.... و من خیلی دیر بعد از سی سال چقدرمعنا و مفهوم این جمله را خوب می فهمم. آری واقعا سیاست پدر و مادر ندارد !.




برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1395/5/28 - 22:37 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :


افشای درگذشت پدر تروریسم در ایران

اگر از مریم رجوی می پرسیدند که حضور -ترکی الفیصل-  رییس سابق سازمان اطلاعاتی عربستان در شوی سالانه  این جریان تروریستی تا به این حد به رسوایی بی مانند می انجامد  و بی آبرویی عظیم برای آنان وبویژه مریم رجوی  در سطح مردم ایران و جوامع ایرانی و همچنین فعالان سیاسی و حتی مقامات امنیتی کشورها منجر میشود هرگز و هرگز محال ممکن بود به این سخنرانی و حضور ویران  کننده وی تن دهد.

آنچه اتفاق افتاد عجیب تر از عجیب بود،  افشای مرگ رجوی به عنوان اصلی ترین راز سر به مهر مجاهدین در یک دهه اخیر ضربه گیج کننده برای کل مسئولین این پنهان کاری بزرگ و در راس آن مریم  رجوی و اعضا و هواداران سرگردان  مجاهدین در بر داشته است 

ولی از سویی دیگر تاییدی بود بر تلاش ها و روشنگری های  حداقل ده ساله جدا شدگان از مجاهدین که حاصل آین تلاش ها را  برای مردم ایران و پدران و مادران جگرسوخته یک جا نقد کرده است . آنان  که پیوسته هشدار میدادند که این سازمان تحت نظر مستقیم عربستان سعودی و دول عرب به مزدوری این عقب ماندگان از تاریخ تن داده و روزانه با چک های میلیونی حمایت و پشتیبانی  میشوند.

افشای مرگ رجوی آن هم در اصلی ترین مراسم این سازمان در برابر شخص مریم رجوی آواری هول آور بود که هرگز مجاهدین نمیتوانند آنرا  تا مدت ها و سالیان از چهره و خاطره خود بزدایند و اثرات ویرانگر این حقیقت حتی برای خود اعضا و هواداران شان غیر قابل باور است .

این اتفاق بطور جد در لحظه مریم رجوی را در شوک ویران کننده آی فرو برد ، چرا راز سر به مهر آنان را از پرده برون انداخت، آن هم بواسطه کسی که اصلا فکرش را نمی کردند همانی که از اصلی ترین حامیان تروریستی در جهان شناخته شده امروز است.

لازم به ذکر است به شهادت صاحب نظران امنیتی و سیاسی غرب - ترکی الفیصل- از بانیان و پدید آورندگان دو سازمان تروریستی مخوف و وحشی در خاور میانه آغشته به ترور و خون یعنی- القاعده و داعش- بوده و در جهان امروز  فردی کاملا شناخته شده است و این موضوع از سالیان دور در محافل خبری بازگو و باز نشر میشده است ، 

اما این موضوع که در گام سوم آین چنین عریان بسوی مجاهدین  گام برداشته و آنرا علنی کرده اند وعجیب تر آنکه به این وضوح که به عنوان سخنران رو در روی مریم رجوی با کودنی مثال زدنی چاقو را در قلب مریم رجوی فرو کند الحق و الانصاف نوبر است و طنزی است تاریخی ولی صد البته عبرت انگیز .

حضور شوم این جغد پیر و مبشر ترور و  ویرانی در اصلی ترین محفل مجاهدین تروریست در پاریس بازگو کننده خبرهای شومی است که دم خروس آن از هم اکنون نمایان شده است .

از سویی دیگر این سطح از عقب ماندگی سیاسی و امنیتی  مریم رجوی که پیوسته خود را سردمدار بالا بلند _جانی دالر_ بازی و حفاظت و امنیت و پنهان کاری جا میزد، نشان از آن دارد که مریم رجوی مجبور شده است در نبود مسعود رجوی آخرین کارت های خود را در صحنه وابستگی  بازی کرده و دلدادگی مشمئزکننده خود را به مرتجع ترین و عقب مانده ترین لایه های تاریخی در این بخش از خاورمیانه در ملا عام به نمایش بگذارد

شرایط مجاهدین هر روز و هر روز بد وبدتر شده است و سیر حوادث با شیب تند تر,  بانوی ترور را به سوی وابستگی عمیق تر و بی آبرویی بیشتر سوق میدهد.

اکنون بهتر میتوان متوجه شد که بخش عمده آی از  بهم ریختگی روابط و سر در گمی های عربستان در صحنه سیاسی خاور میانه ،  آبشخورش کجاست . نزدیکی بیشتر اسراییل به عربستان را در چهارچوب همین معادلات میتوان بررسی و ارزیابی کرد .

از نگاه من ، اگر این خبر درست باشد ، نبود و فقدان حضور  پدر تروریسم در ایران - مسعود رجوی- مجاهدین باقی مانده به رهبری مریم رجوی را بیشتر به سوی خشونت افسار گسیخته سوق داده و با توجه به ناکارآمدی سیاسی و بی سوادی مریم رجوی در این زمینه پروسه اضمحلال و در ماندگی آنان را سرعت می‌بخشد.

تحرکات تروریستی و حملات از نوع داعش- و انفجار های انتحاری و کشتار مردم بیگناه در ایران شتاب میگیرد و با انرژی گذاری بسیار زیاد  حضور گروه های تروریستی برای ایجاد حداقل شده حتی یک انفجار بزرگ در تهران و یا شهرهای بزرگ تقویت خواهند شد .

 در محافل خبری پرداخت یک میلیون  دلار برای هر عملیات و انفجار در آیران از زبان جانیان لو رفته و به دست عدالت سپرده شده بسیار هشدار دهنده است .

حضور دولت اسراییل و کمک های لجستیکی و مالی عربستان و کمک های فکری و عملیاتی نیروی پیاده نظام آنان یعنی مجاهدین در این رابطه مطلقا غیر قابل چشم پوشی نیست  و مردم ایران چون گذشته هرگز و هرگز این جنایات و خیانت های تاریخی را بر کسی نخواهند بخشید.



برچسب‌ها : ,,,
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1395/4/22 - 20:10 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :


در دنیایی که ما زندگی میکنیم خیلی آدم ها و سازمانها پیدا پیشوند که مدعی آزادی و رهایی انسانها از چنگ استبداد و ستم هستند .

این سازمانها وقتی خیلی خطرناک میشوند که در عین وابستگی ،دروغ هایشان آشکار میشود و آنزمان  برای فرار از پاسخگویی سلاح بدست میگیرند و مجری اوامر بیگانگان در سرزمین های عمدتا با ثروت های زیر زمینی و انبوه می گردند .
به سوریه امروز نگاه کنید این تعداد سازمان شبه نظامی و سلاح بدست که حقوق ماهیانه برای جهاد و جنگ دریافت میکنند ، آیا ریشه اجتماعی و خلقی داشته و دارند؟
این سطح از خرابی و ویرانی و جنگ و کشتار در کشور عراق چگونه سازماندهی و ارگانیزه شده است ؟ 
در ایران چگونه است و نیو محافظه کاران جنگ طلب که  تولید گران اصلی سلاح نیز هستند چگونه عمل میکنند ؟
سازمان مجاهدین خلق به رهبری رجوی و مریم بانوی ترور آن دقیقا در امتداد چنین سازمان های وابسته و جنگ طلب طبقه بندی شده اند و سالیان است که پیرو اندیشه و ایدئولوژی جنگ و خشونت مطاع و طعمه بسیار ارزان و قابل دسترس برای برنامه ریزان و نقشه کشان این بخش از خاورمیانه هستند.

شگفتی و تعجب همگان در این است که سازمان وابسته و کرایه ای چون مجاهدین حیا را چگونه قی کرده و شرم را خورده اند؟  و چشم در چشم مردم ایران در عین وابستگی بی مانند و جنگ طلبی گسترده مدعی رهایی و آزادی مردم ایران نیز هستند؟ 

 و در همان حال که از مصدق و عدم وابستگی این نماد آزادگی و اصالت و استقلال  داد سخن میدهد قراردادها و پروژه های  اجرایی شان در امتداد بدست آوردن جاپایی در ایران که بخوبی نشان از مزدوری در سطح سازمان های امنیتی را نمایان میکند را ضمن  امضا آنرا اجرایی میکنند 

ما با چنین پدیده ها و جانورانی در دنیای سیاست امروز درگیر و هم عصر هستیم
نگاه کنید به عملکرد شبانه روزی سایت ها و خبر رسانی این سازمان ضد ملی که جز جنگ - خشونت - کشتار و آمادگی برای کشتار چیزی را نشر نمی‌دهند گویی شیطان در تمامی وجود آنان رخنه و گسترده  شده و هرگز چیزی را به عنوان خوبی و نیکی پرورش نمی‌دهند

سازمانی که به یکجا کرایه میشود و سالانه با کلاه گشادی که سر خودش میگذارد مدعی نبرد و آزادی میگردد . از سویی سخنران کرایه ای و بازنشسته سابق ولی آمریکایی استخدام میکند  و از سویی  دیگر برای آین سخنران کرایه ای تماشاگران و شنوندگان کرایه ای نیز به خدمت میگیرد و از کشور های اروپایی شرقی آنان به اسم تور مسافرتی ارزان در پاریس گرد هم آورده و همراه با رییس جمهور کرایه ای بزم خود را رونق میدهند.
این تورهای مسافرتی تنها به قیمت چهل ۴۰ یورو همراه با حمل و نقل و سه شب هتل و غذا از هشتم تا دهم ژولای همراه با گردش در پاریس توسط شرکتهای لهستانی انجام میپذیرد و جالب اینکه هیچ نامی از مجاهدین خلق و شورای ضد ملی آنان وجود ندارد و تنها به اسم دمکراسی برای ایران آنرا جمع و جور میکنند
 . 
این یک نمونه از این لینک هاست که در فیس بوک طراحی و تبلیغ شده است. توجه کنید :

https://m.facebook.com/photo.php?fbid=1733753350188583&id=100006618031342&set=gm.1010178729089090&source=44

و نمونه ای دیگر به زبان لهستانی دقت کنید :

https://m.facebook.com/events/1262303877132263/

 و این چنین است که باد در غبغب مریم رجوی  با ادای روسای کشورها که داری اسکورت  و ماشین ضد گلوله و فرش قرمز و اهدای گل و لباس های فاخر،  بیشتر عقده های فرو خورده سالیان را یک جا به نمایش میگذارند  . 
آری ما در چنین عصر و سرزمینی زندگی میکنیم . آری ما قربانیان و افشاگران چنین روباه صفتان زشت خویی هستیم که روز و شب به دنبال طعمه ای جدید به هر سوی هفت سر خویش میگردانند

این همان سازمانی است که در ۳۵ سال گذشته فقط و فقط به منافع خودش اندیشیده و هرگز جز ویرانی برای ما و سرزمین ما ارمغانی نداشته است . تصمیمات بسیار اشتباه از طغیان مسلحانه گرفته تا به کام کشیدن هزاران جوان جویای آزادی به خاک عراق و وابستگی تمام عیار و اینک هم پرده های دیگر این نمایش ادامه دار ضد تاریخی در جریان است .

این همان سازمانی است که در سالیان دور از پاکستان و سیستان و بلوچستان افراد فقیر و جویای نان را با قیمت هزار دلار از پدر و مادرشان میخرید تا در خاک عراق با آموزش های تروریستی به کام مرگ در تهران و شهرهای ایران بفرستد و من از نزدیک در جریان این خرید و فروش ها که به بهانه آزادی مردم ایران صورت می گرفت، هستم .

و امروز باز همان داستان به شکلی دیگر تکرار میشود . آن نوجوان که زیر هیجده سال در بلوچستان و پاکستان گیر یک لقمه نان بود جایش را به افراد باز هم غیر ایرانی از اروپای شرقی داده است در با تجمع در فرانسه و پاریس مجلس و محفلی را گرم میکنند که سخنران  و هم رییس جمهور خود خوانده اش اجاره ای است

 و بعد هم مشخص است دیگر .. لیست کارکرد ها و فعالیت ها را همراه با فرش اهدایی و هدایای دیگر به پیش کش امیران عرب و عربستان سعودی برای دریافت چک ها میلیونی و باز هم تکرار و تکرار این وابستگی ها به اسم آزادی مردم و خزئبلات ..

با این اوصاف  حقیقتا مردم دیگر نمی خواهند کسی با این شرایط و این آبروریزی ها برایشان بجنگد . 
آنان ترجیح میدهند در نبود آزادی باقی بمانند ولی طعمه جنگ و ویرانی و ستم نابرابر به اسم آزادی نشوند .

مردم ایران ترجیح میدهند خودشان با دست خالی برای حقوق حقه شان به هر شکلی دلشان میخواهد برای حقوق شان بجنگنند وحرکت کنند ولی ننگ وابستگی و مزدوری دول عرب بر چهره و تاریخ شان حک نگردد.

واقعا زهی بی شرمی است که مریم رجوی و سازمان پیوسته خطاکار مجاهدین این چنین به شعور سیاسی و آگاهی دم افزون آنان توهین میکنند و سر در برف وابستگی اندیشه های ارتجاعی و عقب مانده تاریخی خودشان را همراه با دو صد ناز و کرشمه به خورد ناآگاهان میدهند. ولی خوشبختانه سالیان از این دجال بازی ها میگذرد و خیلی حتی سیاستمداران و تصمیم گیرندگان غربی از فریب های مجاهدین خلق خبر دار شده و برای این تحرکات استعماری پشیزی ارزش قایل نبوده و تره خرد نمی کنند.



برچسب‌ها : ,,
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1395/3/31 - 09:49 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :


مجاهدین بیش از همه خودشان میدانند در تقلای شبانه روزی که به قول خودشان برای  آزادی ولی در واقعیت برای نشستن بر تخت سلطنت در تهران تدارک دیده بودند ، درست یا غلط ، منصفانه یا غیر منصفانه ،بد جوری همه چیز را در چهارراه حوادث باختند و در مصاف با جمهوری اسلامی تا خرخره نه تنها بدهکار نسل گذشته و هم نسل آینده شدند بلکه تتمه آبروی شان بدلیل واضح و روشن وابستگی به  عراق و چند دوجین بیگانه رفته است

در واقع مجاهدین چوب دو سر - سوز شده اند و الان چاره را در مخفی ماندن رهبری که حالا فهمیده  است اصلا رهبری را بلد نبوده و نیست و بیشتر یک ژست سه رخ از رهبری کردن بوده و بیشتر تمایل تاریخی داشته از کانون حوادث به بهانه های متفاوت بگریزد ،
و از سوی دیگر ...  مریم مانده است و به قول خودشان کلی طلبکار که خط مقدم همه طلبکاران سیاسی هم همانا اعضای زهوار در رفته ای که چه بسا چون جایی ندارند آنجا مانده اند.

خوب در چنین شرایطی که به زبان الکن خود بانوی ترور تاکید کرده که نمی‌توانیم زمانی را هم برای سرنگونی معین کنیم و با این همه انتقاد و اعتراض و مخالفت سازمان یافته چه باید بکنند که حداقل دهان بسیاری را در همان تشکیلات در هم کوفته شده ز به طغیان  باز کرده اند را ببندند؟

اینها نکاتی بسیار کوچک و ناچیز از وضیعت نابسامان مجاهدین در روزگار امروز است 
- رهبر مخفی شده که هیچ چشم اندازی هم برای ظهورش نیست 
- هزاران عضو جدا شده و ناراضی و هستی از دست داده که معضلی بسیار بزرگ برای اندیشه عقب مانده و ارتجاعی آنان است
- بسیاری اعضای رو دست مانده در داخل خود تشکیلات 
- دهها شکست مفتضحانه سیاسی
- از دست دادن « اشرف» به عنوان اصلی ترین پایگاه تاریخی خود که طی این سالیان مناسبات فرقه ای خود را در آن شکل و تکوین دادند و آنرا را میتوان بزرگترین شکست استراتژیک آنان در سال های اخیر ارزیابی کرد
- و همچنین دهها نمونه دیگر واقعیت امروز مجاهدین و رهبری در هم شکسته اش را بیان میکند

در چنین وضعیت نابسامانی کلاه گشاد هفده ژوئن را مجاهدین با دلتنگی و آشفتگی مثال زدنی هر سال بر سر میکنند تا کمی از سوزش دردهایشان کاسته شود
بر آنانی که با صرف میلیون ها دلار سخنران و تماشاچی کرایه ای استخدام میکنند تا برای از ما بهتران تلاش ها و دست و پا زدن هایشان را لیست کنند خرده نگیرید چون این کلاه را خودشان برای خودشان بافته اند که واقعیت های سر سخت را نبینند

کلاهی در قدم اول برای فرار از برپایی ۳۰ خرداد که سالروز شروع طغیان مسلحانه آنان را بازگو می کرد و سالها هم آنرا پاس می داشتند ولی الان اصلا برایشان صرف نمیکند از این حرف ها بزنند و از این شکر ها بخورند ، به جای آن چنین خیمه شب بازی را هر ساله تدارک می بینند

در قدم دوم این کلاه هفده ژوئن دلگرمی بسیار مغتنمی برای بانوی ترور مریم رجوی است که در انظار  غیر عمومی ظاهر شود و لباس نو و با آرایشی و عمل پوست جدیدتر، رخ ای نشان دهد و حتی شرمگینانه بگوید ما هنوز هستیم و نفس می کشیم

در گامی دیگر هر ساله برگزاری این مراسم  سرمایه ای میشود برای بسیار نان خود و آویزان مجاهدین از شخصیت های تک نفره چون  آن سر مقاله نویس کیهان گرفته تا چریک فدایی مهدی سامع و عقب جا ماندگان ای چون «خبات» که یک حزب عشیره ای گمنام است که تنها در چنین مراسم هایی سر و کله اش پیدا میشود ، هست که بگویند حداقل آلترناتیوی !! دو صد من با  کرشمه ای هست که افراد و احزابی چون ما آویزان اش شویم . خوب اینها خودش دلایل محکمی برای برگزاری هفده ژوئن هست ، به نظر شما نیست ؟ 

ولی به نظر مریم رجوی هست ، خیلی خوب هم هست هرکسی هم مخالف است سر و کارش با دیگ و نشست های آنچنانی مریم رجوی است حتی اگر این فرد محمد محدثین باشد که یک زمانی خیلی شکر زیادی خورده بود و لنگ و لقد می انداخت که البته به شکرانه این نشست ها باد مخالفت و ساز مخالف  زدن از سرش پریده است 

نتیجه اینکه که کلاهی که مجاهدین سر خودشان میگذارند دقیقا آگاهانه صورت میگیرد و از نتایج بی حاصل اش سالها ست مطلع هستند ولی متاسفانه یا خوشبختانه دیگر زمینی برایشان باقی نمانده که بتوانند خودی نشان دهند و این آخرین فرصت هاست که از دست میرود .



برچسب‌ها : ,,,
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1395/3/13 - 12:48 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

دل نوشته ها ...

دسته بندی :



همه  ما يك عذرخواهى به احساس خود بدهكاريم...

زمانى كه براى نگه داشتن آدمهاى اشتباه پافشارى كرديم!

آن زمان كه دروغ شنيديم و سكوت كرديم..

جايى كه بايدميرفتيم اما ايستاديم!

چيزهايى كه ديديم و نديده انگاشتيم!

از هيچ و پوچ رويا ساختيم و ذوق كرديم!!!

راستی نظر شما چیست؟....

وقتی باختم، “مسیر” را یافتم.

در بزرگراه زندگی همواره راهت 

را “راحت” نخواهی یافت. 

هر چاله ای، “چاره ای” به تو 

می آموزد.

 دوباره فکر کن.

فرصت ها “دو بار” تکرار نمی شوند...


برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1395/3/9 - 02:10 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :


در شرایطی که کشورهای عراق و سوریه و در گذشته ای نه چندان دور افغانستان با دخالت های پنهان و آشکار آمریکا به خاک و خون کشیده شد و دوران تاریک و سیاهی از فقر و تباهی و سیاهی در تاریخ این کشورها آغاز گردید اکنون مدت هاست نئو محافظه کاران آمریکا در صدد نقشه کشیدن برای ایران هستند
در امتداد این استراتژی کثیف بهترین گزینه حمایت آشکار و پنهان از مجاهدین خلق است 

گروهی توتالیتر و غیر دمکراتیک ، خشونت طلب ،ضد منافع ایران و ایرانیان و از همه مهمتر با علایق شدید وابستگی به هر قیمت برای کسب قدرت سیاسی .


این ویژگی های منحصر به فرد از مجاهدین گروهی ساخته است تا برای همه فصول ظرفیت اجاره شدن را د اشته و در چهارچوب حوادث خونین منطقه اگر میشود هرچند خفیف و ضعیف بکار گرفته شوند

در همین رابطه انتقال قطعی بقایای آنان از عراق به آلبانی پیگیرانه دنبال میشود تا در این کشور در جهت منافع آمریکاییان ضمن نگهداری در آب نمک استعماری خط و خطوط لازمه به آنان منقل شود 


آلبانی چه کشوری است ؟

آلبانی کشوری فقیر با تنها ۳ میلیون جمعیت و مناسباتی که از نظر سازمان های غیر دولتی آمیخته به فساد سیاسی ، رشوه گیری در تمام سطوح و مافیای قاچاق انسان ، پولشویی و مواد مخدر شهرت دارد 


این کشور در سال ۲۰۰۹ درخواست پذیرش خود را در اتحادیه اروپا مطرح کرده است و علی رقم اینکه در خاک اروپا قرار دارد ولی جزو کشورهای اروپایی شناخته نمی شود 


این کشور به نوعی حیاط خلوت آمریکاییان در اروپا محسوب میشود و مقامات سیاسی این کشور بشدت تحت تاثیر کسانی که در سیاست گذاری آمریکا سهیم هستند، میباشند.


بدین جهت بود که ایالات متحده مبلغ ۲۰ میلیون دلار به آژانس پناهندگان ملل متحد برای کمک به اسکان مجاهدین خلق در آلبانی کمک مالی نموده است، و طبق گفته مقامات وزارت خارجه آمریکا این کشور به  دولت آلبانی کمک های امنیتی و اقتصادی برای توسعه و بازسازی ظرفیت های فیزیکی برای اسکان این پناهندگان را داده است، اما هیچ یک از این امکانات متوجه فرد پناهنده نیست.

از سویی دیگر برای تشویق کشورها برای پذیرفتن مجاهدین خلق، وزیر خارجه سابق آمریکا هیلاری کلینتون، نخست وزیر آلبانی- سالی بریشا - را در سال ۲۰۱۳ متقاعد کرد که صرفا ۲۰۰ نفر از اعضای مجاهدین خلق را به عنوان اقدامی بشردوستانه بپذیرد.


 این روند به اجرا گذاشته شد، ولی در حال حاضر در سال ۲۰۱۶ آلبانی انتظار میرود که تا ۳۰۰۰ نفر از این افراد را بعد از اینکه رئیس جمهور رومانی  - ترائیان باسسکو - از پذیرش آنان در سال ۲۰۱۴ اجتناب کرد پذیرش نماید.
« به نقل از مقاله آقای مسعود خدابنده، در هافینگتون پست، ششم مارس ۲۰۱۶ »

با چنین گذشته و زمینه ای که دم خروس در سراسر آن پیداست اکنون مجاهدین ضمن اعلام فروش وسایل شان در آلبانی تلویحا تاکید میکنند که مشغول اسباب کشی نهایی به حیاط خلوت آمریکا در آلبانی هستند  و جالب تر اینکه کنگره آمریکا این وسط همه کارهایش را زمین میگذارد تا اطلاعیه و ابلاغیه صادر کند که کاری به کار مجاهدین در عراق نداشته باشید و از دولت عراق میخواهد تسهیلات لازم برای فروش اجناس آنان را فراهم نماید 


وابستگی یعنی این به همین شفافیت و روشنی که مشاهده میکنید و در حالی که عواقب سیاست های نئو محافظه کاران آمریکایی در سوریه و عراق روزانه در معرض نمایش است آمریکا برای ایران و ایرانی چه خوابی میبیند ؟ همان کسانی که امروز نماینده دلخواه شان پریشان حال و دیوانه ای به نام «ترامپ» است.


باید اشاره کنم مردم ایران نه مردم عراق و سوریه هستند و نه ایران ، کشوری چون افغانستان . مردم ایران با هوشیاری صد برابر سیاست های استعماری را تشخیص داده و از همین روست که بر روی  این جریان ضد ملی و وابسته مجاهدین تف میکنند و اعمال خیانت بار آنان را پیوسته رصد کرده و میکنند .


آنان با سیاست های به غایت خیانت بارشان در سه دهه گذشته هرگز در خاک ایران هیچ نشانی ندارند و مدت هاست به زباله دان تاریخ سرازیر شده اند.


 آینده بیشتر و بیشتر به شناخت این سو گلی های سیاست های منفعت طلبانه و خانمان سوز آمریکاییان در منطقه کمک خواهد کرد .تعیین کننده همیشه و همیشه مردم آگاه و هوشمند ایران هستند این حرف البته برای گوش های نا آشنای مجاهدین به حقیقت فرو نخواهد رفت ولی مهم نیست وضعیت اسفبار امروز آنان در خیانت و وابستگی و  سیاست های ویران کننده منطقه ای نشان از  آینده شان دارد .




برچسب‌ها : ,,
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1395/3/2 - 08:37 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

درباره ما

آمار وبلاگ

کد های کاربر