X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



مزرعه خوبی ها

قربان برم خدا را ... یک بام و دو هوا را ....


آلان بر همگان روشن شده است که احتمال بروز یک جنگ جدید در خاورمیانه چقدر بیشتر از گذشته شدت گرفته است بخصوص که با باز شدن پای " جان بولتون" جنگ طلب ترین سیاستمدار سالهای اخیر که از دوستان فابریک مجاهدین  نیز بوده و هست به کاخ سفید این احتمال را بیشتر شدت بخشیده است .


تاسف همه ایرانیان از این رخداد  و بویژه نگرانی آزادیخواهان این مرز و بوم از این همه ظلم و بیداد و زور گویی برای گسترش و زور آزمایی و چک سلاح های تازه ساخت قدرت مطرح امروز یعنی آمریکا و روسیه بویژه در خاور میانه فقط تلخی های بیشتری را به کام مردم  همین منطقه خواهد ریخت .


حال در چنین شرایطی که یک گاو وحشی  سرخ و خشمگین میخواهد به شما شاخ بزند درست این نیست که جلوی گاو ، پارچه قرمز بگیریم  چون او برای خون و خونریزی سم بر زمین میکوبد و اصلی ترین دشمنان بومی و فارسی زبان ایرانی که مجاهدین وابسته باشند برایش قطعا دست میزنند . همگان در دنیا میدانند با جنگ هیچ دمکراسی به هیچ کجا نیامده است و هیچ چیزی از بنیاد درست نشده است .


باید عمیقا فهم کنیم شرایط منطقه به سمتی میرود که کوچکترین خطا ، مصیبت عظیمی را رقم خواهد زد . جالب تر آنکه کسانی که بدنبال الگو تراشی یا آقا بالا سر تراشیدن برای ایران و ایرانی هستند خواب هایی پیرامون احیای سلطنت و مجاهدین بد نام در این خاک دیده اند .


شاید  اینطور به نظر می آید که مجاهدین خودشان فهمیده اند یا به نوعی بهشان فهمانده اند که با آن گذشته و این وضعیت حال شان و بی آبرویی سالیان سپری شده  در زیر قبای صدام حسین و عراق جایی برای خودنمایی در ایران آینده ندارند ولی بنا به آخرین وصیت های رجوی که زمانی شیپور گشاد " همبستگی ملی " را می نواخت و کسی هم محل اش نمی گذاشت، 


 زیر چشمی خیلی دوست میداشت با " رضا پهلوی" وصلت ای را به سرانجام برساند اگر چه  رضا پهلوی قبلا این اتحاد را رد کرده بود ولی آلان که مسعود رجوی عمرش به دنیا نمانده است شرایط گوئیا از نظر شاهزاده کمی تغییر کرده است . و زمزمه هایی مبنی بر همراهی و همگامی با مریم رجوی تحت شرایطی بگوش میرسد چه بشکل شایعه و چه بشکل دیگر ... این آنها هستند که شفاف بایست صحبت کنند . 


رجوی به سیاق عهد قجر تصور عقب مانده اش این بود که به خیال  اش هر کس را میخواهد از طبقه خودش جدا کند ( مثل بنی صدر) بایست اول دخترش را بگیرد و بالفور  با وی فامیل شود ، یعنی همان نقشه و قمار مسخره ای که با بنی صدر بر سر " فیروزه بنی صدر " بازی کرد و داماد خانه زاد اش شد .


ولی مریم رجوی که نمی تواند اینطور وارد شود و کسی هم که نیست او را  در دنیای سیاست بگیرد تا بر سر هر اتحادی اول مثل خلف راستین اش با وی فامیل شود . هزار حرف در می آید که مثل رجوی قطعا از پاسخ اش بر نمی آیند .


بگذریم که آلان مردم ایران نه چهل سال بلکه صد و چهل سال در دنیای آگاهی سیاسی پیش آمده اند و مشکل اصلی آمریکا هم در باره مجاهدین و گروه اش ، بد نامی و وابستگی مادامالعمر وتاریخی مجاهدین به صدام بوده و هست که از پیشانی مجاهدین و رهبری اش پاک نشده و تا دهها‌‌‌‌ سال نیز پاک نخواهد شد .


حال بر اساس این پیشینه مجاهدین ، نگرانی اپوزیسیون واقعی  با حضور بولتون در کاخ سفید دقیقا همین است چرا با حمایت های بی شائبه مجاهدین از جان بولتون جنگ طلب بیم آن نرود که واقعا آمریکا برای ایران یک خواب های پریشان دیده است .؟


جسته گریخته خبر هایی نیز بگوش میرسد که شاید سر و کله رضا پهلوی با پروپاگاندای رادیو های فارسی زبان  و نزدیکی اجتناب ناپذیر سلطنت به نمایندگی رضا پهلوی  و مجاهدین یک آش شله قلمکاری را برای ایران درست کنند که یک وجب رویش روغن داشته باشد . در حالیکه در سالیان گذشته پهلوی ها تا میتوانستند از مجاهدین دوری میکردند ولی آلان به نظر میرسد بوی کباب شنیده اند . هر دو طرف .


اینجاست که جای این سخن نغز به میان می آید که .... قربان برم  خدا را ... یک بام و دو هوا را ....


راستی ما اینقدر بدبخت شده ایم یا اینقدر باید عقب برویم که پس از چهل سال الگوی بی مانند مزدوری زیر پرچم صدام در ترکیب با مدل  غرب پسندانه سلطنت پادشاهی برگردیم به دوران قجر ؟! 


آنانی که اینگونه  فکر میکنند و در اتاق فکرشان کشک می سابند ، یک نظر به فرهنگ کهن و نیای ایرانیان واندیشه والا و خرد این مرز و بوم فکر نکرده اند که بابا این خاک در دامانش فردوسی ها و خیام ها را پرورش داده است و شاید هم نمی خواهند آگاهانه این چنین فکر کنند . بفهمید وبپذیرید که مردم ایران برای همیشه از سلطنت و پادشاه بازی  در این خاک عبور کرده اند . 



برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1397/1/22 - 13:54 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

سال پیش رو و مخاطرات جدی جنگ علیه ایران

پس از ورود جان بولتون به کاخ سفید


خیلی منطقی است که مردم ایران با ورود <جان بولتون> جنگ طلب ترین سیاستمدار آمریکایی طی بیست سال گذشته و بویژه با انتصاب<  مایک پمپو> و به عنوان وزیر امور خارجه جنگ طلب دل نگران آینده باشند و علنا هم در فضای مجازی این مخاطرات رخ نشان داده است  .


آمریکا یک بار دیگر نشان داد هر وقت خودش بخواهد در هر قرارداد بین المللی وارد و به اشاره ای خلرج میشود. انجام مانور مشترک  بیست و سه ۲۳  کشور در عربستان نشانگر نقشه های شومی است که این چنین خود را نشان میدهد .


در چنین شرایطی اگر چه وزیر امور خارجه ایران محمد جواد ظریف تلاش کرد با پیامی دیپلماتیک دست دوستی را بسوی عربستان دراز کند ولی بوضوح این دست تنها پس از ۳ روز از جانب وزیر خارجه عربستان به تندی و غیر محترمانه و خارج از عرف دیپلماتیک  پس زده شد .


اینطور به نظر میرسد با قدرت رسیدن <محمد بن سلمان> در عربستان خیلی اتفاقات شوم علیه ایران سازماندهی میشود . عربستان با همکاری مستقیم با اسراییل و در اختیار قرار دادن فضای هوایی آن کشور برای عبور هواپیماهای مسافربری  اسراییل گامی بسیار جدی برای گسترش دوستی های خود با اسراییل در منطقه برداشته است


دیپلماسی در چنین شرایطی تیز و برنده نیست چون طرف مقابل گوش اش اصلا بدهکار نیست بویژه آنکه آمریکا و شرکای منطقه ای اش، عربستان و اسراییل علیه ایران بسیج میشوند و شور بختانه تلاش کشورهای اروپایی برای کشیدن ترمز دستی آمریکا  و همچنین نجات ( برجام ) عملا  تاکنون به نتایج مثبتی ببار نیاورده است .


بر اساس پیش بینی ها < ترامپ > قصد دارد در اردیبهشت ماه سال جاری از ( برجام) خارج شود و این مدت هم برای خودش زمان خریده تا مهره هایش را برای یک جنگ نیابتی که قطعا عربستان کاندید شماره یک آن است را مهیا کند .


سوال این است در چنین شرایطی ایران چگونه عمل خواهد کرد ؟ آمریکا تاکنون طوری بازی کرده است که ایران خودش اعلام کند از (برجام) خارج میشود ولی خوشبختانه  این امر شکست خورده است .


اقدامات و خبرهای همین چند روزی که از شروع سال جدید میگذرد اصلا عادی نیست و بهار و تابستان پیش رو آبستن حوادث شوم برای ایران و ایرانیان است .


البته محور کشورهای < روسیه و ایران و ترکیه > همین چند روز پیش در ترکیه ملاقات های دوره ای خود را داشتند وصف بندی که از سال گذشته پر رنگ تر در تحولات خاور میانه نقش بازی کرده است  ، جدی تر در عمل وارد شده است بویژه آنکه <ولادیمیر پوتین > برای چندمین بار برای تصدی پست  ریاست جمهوری روسیه رای آورده است .


هر گونه اشتباه محاسبه از هر سویی که صورت گیرد خسارات جبران ناپذیری برای ایران و ایرانی خواهد داشت و آرزو میکنیم در سال جدید با خردورزی و خردمندی مسائل پیش رو ‌ راه حل منطقی پیدا کنند .





برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1397/1/13 - 22:22 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

" پادشاهی پارلمانی! " و نظرات مشعشع 

فرمانده خود خوانده ! سعید شمیرانی


آدمی هر چه میگذرد و شاهد حوادث بعد از انقلاب ضد سلطنتی  بویژه پس از این چهل سال می نشیند ، عملا چیزهایی را شاهد است که الحق و الانصاف  مشابه آنرا در دکان هیچ عطاری نمی توان پیدا کرد .


یکی از این حوادث،  ادعای فردی به اسم " سعید شمیرانی " است که ادعای فرماندهی اعتراضات مردمی با یک میلیون طرفدار!!  در ایران را دارد که اگر من خودم به چشم خودم برنامه اش را ندیده بودم جدا باور نمی کردم این سطح از توهم و این سطح از خود شیفتگی رسوا یی آور را .


نمیدانم چرا آلان این مدل از مبارزه باصطلاح مد شده که یک عده ای بروند پشت  《رضا پهلوی دیبا》 که الا و بلا شما بیا بشو رهبر ما ؟!


آقای سعید شمیرانی که به قول خودش فرماندهی اعتراضات مردمی را یک تنه بر عهده گرفته است خودش میگوید از سال ۱۹۸۸ میلادی نزدیک به بیست سال در کنار رضا پهلوی بوده و تلاش اش هم یک تنه این است که به هر ضرب و زوری شده مردم را متقاعد کند که 《پادشاهی ؟!》 آن هم از نوع 《 پارلمانی !!》 بهترین مدل و الگو برای مردم ایران است . و جالب اینکه در این رابطه از سال ۲۰۱۶ نیز از مجاهدین و رهبری اش هم کمک خواسته و به شکل علنی هم اعلام کرده است که حاضر است با مجاهدین همکاری کند چون آنها را هم در سرنگونی شریک میداند


تناقض این موضوع که خود رضا پهلوی مجاهدین را قبول ندارد و سبک تروریستی آنان را در مقابل منافع مردم میشمارد ولی این - سفرکرده ! که صد غافله دل هم ره اوست! -  دل در گروه این آشتی دارد که ۲ سبک مبارزه مسلحانه و  مبارزه غیر مسلحانه را با هم آشتی دهد .


این ها را بدان جهت اشاره میکنم که ببینیم و بدانیم چه گرگ هایی بر سر سفره انقلاب دنبال گوشت بره  هستند و به کمتر از آن هم رضایت نمیدهند .


حمایت از رضا پهلوی دیبا که اصلا معلوم نیست برای چی و به چه دلیل خودش را مدلی برای انتخاب مردم در آینده میداند و مهمتر اینکه قرار نیست که هر کس گفت من رهبر ... مثل داستان رجوی و مصائب بسیار زیادی که برای مردم ایران به بار آورد حالا از بی کسی مردم بروند دنبال اش  - سگ زردی که برادر شغال است - حرف من این است واضح و  روشن . 


مساله مردم ایران این است که آلان بروند دنبال یک کسی که بر آنها پادشاهی کند ، مساله مردم ما واقعا این است ؟ اینقدر مردم ایران بدبخت شده اند که پس از چهل سال بروند سراغ کسی که اصلا نه سابقه سیاست و مملکت داری داشته و نه هم آلان داعیه ای دارد . 


شاید هم این یک طرح و برنامه ای هست که دیگرانی بابایی را هل بدهند و خود آن بابا بیاید و بگوید  والله من بی تقصیر ام . من مردم را ول کرده ام  ، اما این مردم هستند که مرا ول نمی کنند !!. 




برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/12/6 - 13:29 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

 اپوزیسیون پوشالی «رضا پهلوی » با سس جدید


 اوضاع اجتماعی ایران در آستانه سالگرد انقلاب ضد سلطنتی جهت مطالبات برحق اقتصادی و سیاسی مردم ایران بار دیگر جامعه را  درتلاطم فرو برد و آنرا آشفته کرد تا جاییکه حسن روحانی در 22 بهمن صحبت از رفراندم برای « خروج از بن بست »  را مطرح میکند .


در چنین شرایطی نبش قبر اپوژیسیون های پوشالی و نا کار آمد که فقط شعار داده و از هر گونه ابتکار عملی عاجز هستند بسیار بسیار دیدنی است.


در صدر این فریب دادن های استعماری  نقش رضا پهلوی که از جانب  رادیو آمریکا و آیت الله بی بی سی مفتخر به  لقب «شاهزاده !!رضا پهلوی » شده و سپس همین امر توسط شبکه تلویزیونی « من و تو »  قرقره میگردد آن هم در آستانه انقلاب ضدشاه و سلطنت در ایران بگونه ای توهین به شعور سیاسی مردم ایران است.


آخر در این 39 سال رضا پهلوی برای مردم ایران چه آبی گرم کرده است و مهمتر اینکه اصلا به چه دلیل فکر میکند باید به ایران آمده و بدنبال جانشینی پدرش باشد؟


مگر پدرش برای ایران جز ساختن زندان اوین و کشتن و شکنجه دانشجویان سیاسی و حق طلب وحکومت تک حزبی «رستاخیز » و تشویق مخالفین برای گرفتن پاسپورت و خروج از کشور و تبدیل ایران به ژاندارم منطقه با ارتش تا دندان مسلح کاری کرده است ؟ و بالاتر از همه این جنایات پی ریزی و در ناآگاهی قرار دادن مردم ایران برای بیش از 37 سال چه گلی سر مردم ایران زده است که توهم بازگشت پسرش را باعث شده است ؟


مگر همین محمد رضا شاه نبود که با پر و بال دادن به روحانیت درباری از مدل و نوع « سخنرانی کافی» و « فلسفی» مردم ما را هر چه بیشتر بیشتر در ناآگاهی و خرافه پرستی نگاه داشت ؟ و مگر شرایطی که امروز شاهدش هستیم پایه های ابدئولوژیکی و ساختاری اش در زمان شاه ریخته نشد که امروز گریبان مردم ما را فشرده و راه فرار ندارند ؟ 


خجالت واقعا چیز خوبی است . اینکه احتمالا شما کاندیدای بخشی از کارگزاران آمریکایی برای کشور ایران باشید و داعیه  « پادشاهی پارلمانی » داشته و مدل حکومت انگلیس و سوئد را پیشنهاد و در تصورتان دنبال کنید که دردی را از دردهای مردم ما درمان نمی کند.


حتما که رضا شاه پدر بزرگ شما برای ایران کارهای بسیار ارزشمندی برای کشور کرده است که قطعا در آن تردیدی نیست که متاسفانه  همه آن رشته ها را پسرش محمد رضا شاه پنبه کرد و جوابش را هم از مردم ایران گرفت . شما این وسط چکاره هستید ؟ صرف اینکه پدرتان شاه بوده که نشد فضیلت برای شما تازه این هست نقطه ضعف برای شما .


بنابراین دنبال فریب تازه مردم ایران با سس جدید « پادشاهی پارلمانی » نباشید یا حداقل بگذارید نسلی که شاهد جنایات پدر شما در خاک ایران بوده سرش را زمین بگذارد بعد شاید شما بتوانید داعیه سهم خواهی از سلطنت از دست رفته داشته باشید .


آن هم پس از اینکه پدرتان محمد رضا شاه پهلوی حداقل یک میلیارد دلار از ثروت مردم ایران را در آنزمان به بانک های خارج منتقل کرده و تا همین امروز هیچ حسابی برایش پس ندادید . حافظه مردم ایران و نسل جانفشان اش هنوز خوب کار میکند و فراموش نکنید که تاریخ گذشته ایران فراموش کردنی نیست . 


 




برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/11/25 - 05:26 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :


بمناسبت سالروز فرار جانانه ام از عراق و مجاهدین 

در آذر ماه ۱۳۸۰


فرار من در سال ۱۳۸۰ خیلی توی سازمان صدا کرد نه از آن جهت که من خیلی آدم ویژه ای بودم  ولی فرارم خیلی ویژه بود چون ییشتر از آن جهت‌‌ که در زمان خاصی این فرار موفقیت آمیز بوقوع پیوسته بود ، زمانی که مسعود رجوی فکر میکرد دهان ها را بسته و صدا های ناراضی را در گلو خفه کرده است .


شانزده سال ۱۶ سال است که نفس می کشم هر موقع که آذر ماه از راه می رسد باصدای بلند گوشهایم را میگیرم و بلند فریاد می کشم خدایا شکرت . و آنجاست که غرق شادی و سرور درونی میشوم و از فرصت دوباره زندگی ام در جهانی بدور از عقده و عقیده سر به آسمان می سایم  .


من توی زندگی ام ۲ دوبار فرار بزرگ از زندان داشته ام .  یکبار از زندان و کمند حکومت اسلامی و بار دوم از زندان و کمند مجاهدین در عراق سال ۱۳۸۰  ولی با اختلاف ۱۷ هفده سال از هم .


واقعیت اش را بگویم این فرار دوم من از مجاهدین  خیلی خیلی سخت تر و دردناکتر و در عین حال بسیار بسیار پیچیده تر و طراحی شده تر بود . سخت تر و دردناکتر بخاطر اینکه قبل هر چیز مسیری که ۲۲ بیست و دو سال نزدیک ربع قرن سپری کرده بودم را  بپذیرم و عمیقا درک کنم ، که اشتباه بوده است .


این خیلی خیلی سخت و دردناکتر از نفس فرار از جریانی است که تو را قربانی و گروگان خود گرفته است .چون تو را مقابل خودت و تمامی تصمیمات بزرگ گذشته زندگی ات قرار میدهد ، تمام کسانی که قبل از من و چه بعد از من این تصمیم را گرفته اند خوب میدانند که من چه میگویم.


باور کنید خیلی سخت است در مناسباتی که پیوسته شما زیر نظر هستید و حتی لبخندها و اشک هایتان یک به یک شماره میشود به مسیر و راه طولانی ۲۲  ساله  عمیقا شک کنید که با هزاران آرزو و شوق عدالت و خوشبختی برای همگان طی کرده و حالا به چشم ببینید و در عمق کلام درک کنید اشتباه کرده اید ، بد جوری هم اشتباه کرده اید و مسیر آزادی و عدالت اجتماعی را به غلط در اتوبانی که به بیابان ختم میشود ، طی کرده و اشتباه آمدید 


اگر چه شاید آرزو های شما برای مردم تان و سرزمین تان وصف ناپذیر ، شوق انگیز و بسا دلگرم کننده بود ولی ظرف و بستری که انتخاب کردید ، ظرفیت فداکاری ها و وفاداری های شما را نداشت ، چرا که رجوی دغلکار از ابتدا برای مزدوری و دریوزگی چکمه هایش را پوشیده بود .


البته نمی بایست و کما اینکه نمیخواهم  همه چیز را به گردن تاریخ و شرایط بیندازم چرا که از زمانی تغییر و حرکت ام بسوی آزادی فردی و فکری ام آغاز شد که مسئولیت اشتباه و خطای خودم را پذیرفتم و برایش در دنیای خودم راه چاره ای جستم و این خطوطی را که هم اکنون ملاحظه می کنید بخشی از  پرداخت بهایی است که پذیرفته ام برای روشنگری نسل حاضر و آینده باید و قطعا بپردازم ..


خیلی سخت بود با کسان و همراهانی که  بیش از ۲۰ سال با آنها بودید و شب و روز سپری کردید و میدانید بسیاری شان مثل شما دردمند و تلخ کام هستند و از آنچه گذشته و میگذرد عمیقا ناراضی ، ولی حتی با آنها هم نمی توانید درد دل کنید و بی خبر و بی خداحافظی باید ترک شان کنید .


سخت بود بخاطر اینکه شخصیتی که روزی آمال آرزوهای تو بود منظورم شخص ( مسعود رجوی ) است اکنون جلوی چشم خودت ببینی که چگونه جوانان پرشور مردم را به محاکمه میکشد و در فضایی بشدت غیر عادلانه و یکطرفه و در عمق آن بسیار کینه توزانه و سبوعانه گوشت تن شان را بجود  ... میدانید چرا؟.


 برای اینکه این جوانها همان هایی بودند که عمر و جوانی و شادابی شان را برای رجوی گذاشته بودند و حالا اینطور در غریبی و تنهایی و بی کسی در خاک دور افتاده عراق بخاطر اندیشه و خواست  آزادی طلبانه شان در برابر نزدیک به سه هزار نفر در آن زمان  به وحشیانه ترین شکل ممکن محاکمه میشدند و برایشان به خواست رجوی حکم اعدام و تیرباران صادر میشد . آری درست میخوانید و می شنوید  حکم اعدام و تیرباران اصلا هم رجوی در اندیشه خودش شوخی نمیکرد  ولی من با چشمان گرد شده فکر میکردیم خواب یا رویا میبینم .


در شرایطی که هیچکس از آنها دفاع نمی کرد و یک تنه قبل از همه پاسخگوی رجوی بود که آدم های الینه شده و از خود بیخود شده را با تحریکات بیمارگونه به جان این جوانها می انداخت .


جوانان پرشور و پر از اشتیاق همچون آقایان جواد فیروزمند ، مسعود ضرغامی، امیر موثقی ، ( اردشیر پ ) و دهها اسم و نامی که با دنیایی استعداد و توانایی ،همه را یکجا معصومانه و پاک به پای رجوی ریخته بودند  . اینجا بود که من به تمامیت فهمیدم مسیر آزادی را اشتباه آمده ام و نقطه پایانی بود بر دهها و صدها و دلیلی که در فکرم آنه راا مرور میکردم ولی تردید ها و ترس از دنیای آزاد نمی گذاشت به تصمیم قطعی برسم .


محاکمات جنایت کارانه تابستان ۱۳۸۰  شخص مسعود رجوی در سازمان مجاهدین در خاک عراق در داخل پادگان  امن و نظامی اشرف  در عین وحشیگری بی سابقه و مثال زدنی ، نقطه رهایی و آزادی من هم بود که موتور بسیار پر قدرت شجاعت و توانایی جوانی ۲۰ سال پیش مرا که باعث شد از زندان و کمند جمهوری اسلامی فرار کنم را روشن کند  و با قدرتی بسیار مرا به جلو پرتاب نماید .


من باور نمکردم که از تابستان ۱۳۸۰ تا آزادی من در آذر ماه ۱۳۸۰ فقط ۳ ماه فاصله بود . تردیدهای سه ۳ ساله من از  سال۱۳۷۷ تا ۱۳۸۰ فقط طی سه ماه ذوب و از درون آن جرات و شهامت شکستن دیوارها را داد و با امکانات و اختیاراتی که در( کسوت مجری برنامه تلویزیونی ارتش آزادیبخش ؟! ) مجاهدین در ستاد تبلیغات این سازمان داشتم و بویژه با بهره برداری از تجربیاتی که ناخواسته رجوی با محاکمات اش  در اختیاز دیگران قرار داد بویژه تجربیات دهها کادری که به خاطر نقشه های فرارشان از جمله آقای جواد فیروزمند گیر افتاده و محاکمه شدند ، نقشه موفق خود را عملی کردم .


 در آن موقعیت  مسعود رجوی سرمست از محاکمه افراد و مشغول چنگ و ناخن نشان دادن هایش بود ، محاکمه بیش از هشتاد ۸۰ کادر و عضو بلند پایه  افرادی همچون  ( مهدی افتخاری فرمانده عملیات فرار مسعود رجوی از تهران ) توسط شخص مسعود رجوی در سالن سراسری اشرف طی ۳ ماه  به پایان رسیده ولی ادامه محاکمات بیش از چهارصد ۴۰۰ عضو  ناراضی در جلسات یگان ها و نشست های ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفره هر شب به مدت ۹۰ روز در تابستان ۱۳۸۰ ادامه داشت  . 


در چنین زمانی من نقشه فرار خود را عملی کردم و حسرت یک آه و یا کشیده بر صورتم را بر دل رجوی گذاشتم اینطور بود که با شنیدن خبر فرار من مسعود رجوی چون مار به خودش می پیچید و مذبوحانه و کودکانه تلاش میکرد با استفاده از امکانات عراق و پلیس آنترپل به هر قیمت مرا گیر آورده و تحت شکنجه های حیوانی قرار داده  و به جلسات محاکمه شخصی اش بکشاند .


ولی برای رفع سوزش تاریخی اش تمامی مسئولین تبلیغات بویژه - خانم سوسن ناصری - را که وی نیز بعدها از سازمان جدا شد را شخصا جمع کرده و  ضمن خلع  تمامی مسئولیت هایشان مجبور به گزارش نویسی و اقرار گیری  از خطاها و عملکرد ستاد تبلیغات نمود و همراه با دیگر کادر های قسمت رادیو و نشریه مجاهد و تلویزیون سیمای آزادی و مسئولین ستاد تبلیغات به زیر مهمیز و شکنجه های روانی ‌‌‌‌برد ولی دیگر مرغ از قفس پریده بود .


 بخاطر تاثیرات فرار حساب شده و  بویژه در زمانی که محاکمات تمام شده و رجوی خود را پیروز این جنگ و ماجرا میدید ،از دیگر کادر ها و افرادی که سالیان بعد از سازمان جدا شدند بسیار شنیده ام که تلاش میکنم  بزودی جزییات آنرا به اطلاع خوانندگان عزیز برسانم .

 



برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/9/15 - 10:36 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

عمل نمودن "جام زهر خروج مجاهدین از عراق" 

تنها بعد از  یکسال و ۳ ماه 


همانطور که در خبرهای مربوط به مجاهدین خوانده اید  تنها کمتر از یکسال مریم رجوی بدلیل مخالفت ها و اعتراضات گسترده تشکیلاتی در تمام سطوح رده بندی اعضا به شکل مفتضحانه ای مجبور شده که سراسیمه محل اهدایی دولت آلبانی را به سمت مکان و دهاتی دور افتاده و به فاصله ۲۰ کیلومتری  از شهر و جامعه بشری ترک کند .


آنچه مسلم است فرو ریختن پایه های ایدئولوژیک و اندیشه ای مجاهدین بخصوص پس از ترک پایگاه تاریخی شان در عراق پس از زمان کوتاهی قابل پیش بینی بود در شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۵ ماه قبل) در مقاله ای با عنوان  ( جام زهری که مجاهدین جرعه جرعه تا آخر آنرا سر کشیدند ) به این مهم اشاره  کرده بودم . همانجا گفتم : 


*** " جام زهر ،جرعه  جرعه تا پایان عمر

آنان جامی را البته به اجبار  و نه بر اساس اختیار سر کشیدند که در کل تاریخ این جریان به شکستی فراسوی پندارها ، ثبت گردیده و هرگز آنان این فاجعه بزرگ را از یاد نخواهند برد . دگر دیسی دم افزون البته با کمترین امتیاز دست پخت خانمی است که در عین حال با یک دست جریان تروریستی « داعش» را پدید می آورد با دستی دیگر بدنبال رفع و رجوع مسایل  کاندیداتوری  ریاست جمهوری آمریکاست . فراموش نکنیم که  هیلاری کلینتون همانی است که با امضایش مجاهدین از لیست تروریستی آمریکا و تبع از خاک « اشرف اصلی ترین و مهمترین پایگاه نظامی »  از بدو  خارج کرد .***   ( شهریور ۱۳۹۵ همان مقاله )

بخصوص برای نیرویی که شعار سرنگونی بواسطه قدرت سلاح و خشونت را  میدهد  ولی عملانزدیک به ۳۰ سال یعنی سه دهه از آخرین عملیات سازمان یافته اش به کمک عراق در تابستان ۱۳۶۶ میگذرد و تا کنون توانایی و امکان شلیک حتی یک تیر را نداشته است ، این موضوع برایش بسیار بسیار دردناک است


از سوئی دیگر نیروی جوان آن سالیان اکنون از مرز ۵۵ سال گذشته اند و بالطبع شور و شر جوانی و ماجراجویی در آن دوران تیز در وجوداش به  خاموشی گرایده است .


پس با این شرایط روحی و روانی و بویژه شکست های سیاسی و نظامی در عراق بشکلی که پس از تقریبا ۳۵ سال با پس گردنی از آن خطه اخراج و در حیات خلوت آمریکا یعنی آلبانی که فقیر ترین کشور ی است که در قاره اروپا قرار دارد ولی جزو اتحادیه اروپا نیست ، جای داده میشوند . چه اتفاقی برای آنان در حال رقم خوردن است .؟


در بررسی اندیشه و تئوری ای که با نام رجوی گره خورده و شناخته میشود ، این تئوری خیانت بار رجوی  برروی ۲ محور اساسی استوار شده بود : 

۱- وابستگی به دول خارجی برای رسیدن به قدرت 

۲- تخریب روحی و روانی  و مغز شویی نیروها به هر قیمت .

این نظریه تنها در محیطی بسته و کنترل شده که عموما در خاک بیگانه و پادگان های نظامی محصور شده  طراحی و سازماندهی میشد امکان بقا داشت و امروز  پایه های این تئوری عملا فرو ریخته است .


اگر چه در بررسی محتوایی این دو ۲ عامل همیشه عامل دوم به عنوان زیر بنا شناخته شده و وابستگی و مزدوری به دول خارجی بواسطه همین عامل دوم نقش و کارکرد  پیدا میکرده است .


اکنون زمانی است که بندها گسسته میشود و نیروی محاصره شده و مدفون شده در زیر آوار اندیشه عقب مانده رجوی که برخلاف تمامی متد مبارزاتی وبدور از زمان و تحولات دنیای معاصر قدم برمیداشت ، با خروج از عراق بخصوص در خاک و سرزمین غیر عرب!  هرگز توان ماندگاری نخواهد داشت و چون برف در زیر آفتاب تموز  آب خواهد شد 


علاوه بر این نقش بی جایگزین مسعود رجوی به عنوان نظریه پرداز این اندیشه را فراموش نکنیم که دیگر نیست و عملا تاثیر گذاری روی نیروهای خود  ندارد ‌.


مریم رجوی تصورش این بود که میتواند آمریکا را دور بزند و لاس زدن های آشکار و پنهان با مقامات آمریکایی آنها را بفریبد و این نیرو ا را به طور دسته جمعی در کیسه خود نگاه دارد . من قبلا گفتم در شهریور ۱۳۹۵ به این طرح اشاره کرده بودم ، طرحی و سناریویی که از همان زمان هیلاری کلینتون در مقام وزارت خارجه برای آنان برنامه ریزی شده بود و این سناریو قدم به قدم  پیش میرود ،


ابتدا بایست مسعود رجوی که بسیار بدنام بود از دایره رهبری مجاهدین کنار گذاشته میشد ، و به این مهم تن داده شد 

دوم کل این نیرو به خارج از خاک عراق منتقل می گردید. 

در گام سوم این نیرو با تغییر زمین و فضای موجود و امکان ارتباط پیدا کردن با دنیای آزاد دیگر مهارپذیر نبوده و  بسرعت ریزش خواهد کرد. 


به این ترتیب در دنیای آزاد و با وجود ابتدایی ترین نیازهای انسانی که هرگز جرم نبوده و نیست‌‌ ، مریم رجوی نمیتواند نیرو ها را کنترل کند و مجاهدین عقب مانده از جامعه و روزگار  قادر به درک  آن  نیستند و همین برای تغییر و دگرگونی کافیست .


به نظرم مریم رجوی و کادر های رهبری عقب مانده مجاهدین کمی دیر به فکر افتاده اند اگر چه هیچ فرقی هم نمی کرد .  زهر خروج از عراق اکنون در پیکره تشکیلاتی مجاهدین به همه جا سرایت کرده است و کسی مطمئنا دیگر نتواند برای آن کاری کند .


فرو پاشی تشکیلات مجاهدین مدت هاست کلید خورده است و مریم رجوی که سراسیمه تابستان گذشته را تماما به رتق و فتق این امور پرداخت را دیگر یارای پیدا کردن راه حلی نیست . 


تا سال آینده این موقع در کریسمس سال ۲۰۱۹ بیش از نیمی از اعضای منتقل شده به آلبانی دیگر در این تشکیلات  حضور نخواهند  داشت و جام زهر خروج از عراق تا بالاترین لایه های مجاهدین را در خواهد نوردید  .



برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/9/7 - 14:12 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

مریم رجوی «چقدر می گیری گریه کنی؟ »


حال و روز امروز مریم رجوی و سازمان مجاهدین آدمی را ناخودآگاه یاد فیلم سینمایی ایرانی با نام «چقدر می گیری گریه کنی؟ » میاندازد.


داستان از این قرار بود که یک شرکت خصوصی برای ادم هایی که میمردند  و در عین ثروتمند بودن ولی کسی را نداشتند که سر خاک شان بیاید و برایشان گریه و عزاداری کند آدم و سیاهی لشگر جور میکرد که با استخدام روزانه سر خاک عزیز از دست رفته گریه کنند و اینطوری آبرویشان حفظ شود .


واقعیت امروز مجاهدین وابسته به بیگانگان و مریم رجوی که یک دوجین پرونده ترور و جنایت علیه ایران و ایرانی دارد مرا دقیقا یاد این فیلم میاندازد که از وی بپرسیم : مریم رجوی «چقدر می گیری گریه کنی؟ » 


سالیان از منش مزدوری و روش خشونت خواهانه شما برای هر چه تلخ تر کردن زندگی مردم ایران گذشته است منش و روشی که توسط مسعود رجوی پنهان شده از ترس حضور مردم در غار خود ساخته .گذشته است ولی فرمان این ماشین خشونت و ترور همچنان در دستان مریم رجوی است .


شما چه احساسی به مردم ایران دارید ؟ چقدر تزویر و ریا را تکرار و تجربه کردید که دیگر جزو عادات روزانه شما شده است ؟ تا کجا خود را نفهم پنداشته و شعور مردم ایران را بازی میگیرید؟

و تا کجا مسیر وابستگی و پدید آمدن جنگ و خونریزی جدیدی را برای مردم ما برنامه ریزی و برایش تلاش میکنید؟


مردم ایران خیلی وبسیار گرفتاری دارند. خسته و پزمرده اند و دهها مشکل و تلخی از جمله زلزله روح آنان را آزرده است ولی سوال اضلی و همیشگی مردم ایران این است :


اینها به شما که ما را به صدام فروختید چه ربطی دارد ؟

مگر شما بیش از ربع قرن در خاک عراق همین بغل گوش « قصر شیرین و سرپل ذهاب» برای مردم ما نقشه نمی کشیدید و با مزدوری عیان و روشن برای صدام حسین بدنبال جرقه و جنگ نبودید؟


مگر همین آلان چشم به دستان آمریکا و عربسان ندوخته اید که با تکه استخوانی شما را شرفیاب کند و بدنبال فرصت طلایی ایجاد جنگی جدید علیه مردم ما نیستید؟


مگر تلفن ها و فکس های شما در همین لحظه برای ارتباط با جنگ طلبان آمریکایی . لحظه ای قطع میشود؟


بنابراین سعی نکنید برای مردم ایران گریه کنید .حساب شما بسیار روشن تر و شفاف تر از آن است که کسی را بفریبد و اگر امروز عربستان غرق در بحران حکومتی آویزان شما شده است از بی کسی و بیچارگی است نه از توانمندی دروغین شما ؟


مردم ما از تبار «کوروش و داریوش و مازیار » با شما مزدوران مادر زاد چکار ؟؟؟


روزگار اگر چه میگذرد ولی تاریخ و اندیشه مردم ایران هرگز بخاطر جنایات تان شما را نمی بخشدد و فراموش نکنید مردم ما در منتهای سختی و تلخی شما را به عنوان ایرانی زادگانی که تنها خون عرب از نوع «عراقی و عربستانی» در رگ هایش جاری است . تجربه کرده اند .



برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/8/27 - 09:54 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

مجاهدین آمریکایی ،

 مزدوران کارکشته برای تمام فصول


در شرایطی که دنیا یک صدا از روسیه و چین گرفته تا انگلیس و فرانسه و آلمان از توافق فرجام در جهت منافع مردم ایران و جهان دفاع میکنند تنها و تنها یک فرقه تروریستی ضد منافع مردم ایران در  کنار راست ترین جناح های جنگ طلب آمریکایی قرار گرفته و سخنان یک خود شیفته آمریکایی را قرقره می کند و در تخیل اش خواب های پنبه دانه می بیند.


این جریان ضد ملی اگر چه هیچوقت توانایی و قابلیت حاکمیت در سرزمین ایران را نداشته است ولی  ظرفیت غیر قابل وصفی در مزدوری و چاکر منشی پیدا کرده است و دقیقا به همین دلیل میبایست در برابر  مجاهدین آمریکایی که خودشان را ایرانی میدانند قاطعانه موضع گرفت تا هرگز جرأت نکنند خودشان و اربابان شان -خلیج همیشه فارس-  را خلیج عربی بنامند .


این ظرفیت بی مانند. در وادی مزدوری تنها تنها در تاریخ معاصر ایران از مجاهدین به رهبری مریم و مسعود رجوی دیده شده است و خوشا به حال تمام کسانی حتی شده یک روز سریع تر و زودتر خودشان و زندگی شرافتمندانه شان را از دستان منحوس چنین جریان مخرب و ضد ایرانی رها کرده اند .


مسعود رجوی و امروز فرزند خلف اش مریم قجر فکر میکنند چون جوانان ایرانی را به کام مرگ فرستادند. پس مجوز هر گونه مزدوری - از مدل عراقی و عربستان سعودی اش گرفته تا مدل به روز شده آمریکایی اش - را داشته و دارند .


حال آنکه هرگز اینگونه نیست مردم ایران و تاریخ سیاسی این سرزمین خاطره پر قدرتی دارد و نمی شود این حجم از مزدوری و وطن فروشی را به فراموشی بسپارد .


مریم رجوی در کنار درد و رنج مردم ایران وعده جنگ جدیدی را از سوی آمریکا در سر می پروراند تا شاید از این رهگذر تکه استخوانی نصیب اش شود و بر تخت سلطنت رویایی خویش جلوس کند .


اگر چه اینها تماما یاوه هایی هستند که مریم رجوی و شرکای سیاسی اش در ذهن عقب مانده خود پرورش میدهند . ولی دنیا و جهان امروز چیز دیگری میگویند .


شاید ترامپ و هر پریشان فکر دیگر بخواهد جنگ جدیدی را علیه مردم ایران شروع کند ولی مردم ایران امروز هرگز به جنگ و خونریزی فکر نمی کنند و تغییرات سیاسی را در پهنه تغییرات عمیق فکری و اجتماعی و مبارزه مدنی جستجو میکنند .


مریم رجوی خون میخواهد و ملکه ترور ایران هنوز هم پیرانه سر با بزک و دوزک در کنار خونریز ترین نمایندگان امپریالیسم شراب همکاری مینوشند و سعی میکنند از هر توطئه و تلاش مزبوحانه علیه ایران و ایرانی سکوی پرتابی برای خود جستجو و دست و پا کنند .


اکنون هر یک روزی که میگذرد مواضع روشنگرانه بیشمار افراد جدا شده و رهایی از اندیشه دروغ و ریا و سرزمین نیستی و تباهی مشخص تر میشود ، آنچه که مسعود رجوی در عراق به پا کرد و ادامه آنرا در آلبانی سازمان میدهد ، ادامه کابوسی است که رجوی ها برای خود رقم زده اند .


ما و همه ما که از این جریان اعلام جدایی و برائت کردیم بخاطر آن بوده و هست که چنین دریوزگی ها را از نزدیک در پناه حکومت صدام حسین دیده و لمس کرده بودیم و حال بوضوح و روشن تر از هر زمان دیگر در این بزنگاهها تاریخی چهره واقعی ربایندگان اعتماد بر ملا میشود و ماسک ترقی خواهی و آزادی نمایی را از چهره آنان برمیکنند .


البته و صد البته که تمامی این اتفاقات جای خرسندی و شادمانی مضاعف در اردوگاه رنگارنگ مردم ایران دارد  که فرزندانشان به وابستگی و دریوزگی مجاهدین تف کردند و نگذاشتند آب خوش از گلوی آنان پایین برود .


باشد که بیشتر بیشتر مردم ایران از این جریان ضد ملی بدانند و آنان راتا  گورستان تاریخ بدرقه کنند وقطعا رهبرانشان در آلبانی و فرانسه همچنان که تاکنون بوده ، به خاک سپرده شوند .


 


برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/7/26 - 12:19 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

درباره ما

آمار وبلاگ

کد های کاربر