X
مزرعه خوبی ها

 اپوزیسیون پوشالی «رضا پهلوی » با سس جدید


 اوضاع اجتماعی ایران در آستانه سالگرد انقلاب ضد سلطنتی جهت مطالبات برحق اقتصادی و سیاسی مردم ایران بار دیگر جامعه را  درتلاطم فرو برد و آنرا آشفته کرد تا جاییکه حسن روحانی در 22 بهمن صحبت از رفراندم برای « خروج از بن بست »  را مطرح میکند .


در چنین شرایطی نبش قبر اپوژیسیون های پوشالی و نا کار آمد که فقط شعار داده و از هر گونه ابتکار عملی عاجز هستند بسیار بسیار دیدنی است.


در صدر این فریب دادن های استعماری  نقش رضا پهلوی که از جانب  رادیو آمریکا و آیت الله بی بی سی مفتخر به  لقب «شاهزاده !!رضا پهلوی » شده و سپس همین امر توسط شبکه تلویزیونی « من و تو »  قرقره میگردد آن هم در آستانه انقلاب ضدشاه و سلطنت در ایران بگونه ای توهین به شعور سیاسی مردم ایران است.


آخر در این 39 سال رضا پهلوی برای مردم ایران چه آبی گرم کرده است و مهمتر اینکه اصلا به چه دلیل فکر میکند باید به ایران آمده و بدنبال جانشینی پدرش باشد؟


مگر پدرش برای ایران جز ساختن زندان اوین و کشتن و شکنجه دانشجویان سیاسی و حق طلب وحکومت تک حزبی «رستاخیز » و تشویق مخالفین برای گرفتن پاسپورت و خروج از کشور و تبدیل ایران به ژاندارم منطقه با ارتش تا دندان مسلح کاری کرده است ؟ و بالاتر از همه این جنایات پی ریزی و در ناآگاهی قرار دادن مردم ایران برای بیش از 37 سال چه گلی سر مردم ایران زده است که توهم بازگشت پسرش را باعث شده است ؟


مگر همین محمد رضا شاه نبود که با پر و بال دادن به روحانیت درباری از مدل و نوع « سخنرانی کافی» و « فلسفی» مردم ما را هر چه بیشتر بیشتر در ناآگاهی و خرافه پرستی نگاه داشت ؟ و مگر شرایطی که امروز شاهدش هستیم پایه های ابدئولوژیکی و ساختاری اش در زمان شاه ریخته نشد که امروز گریبان مردم ما را فشرده و راه فرار ندارند ؟ 


خجالت واقعا چیز خوبی است . اینکه احتمالا شما کاندیدای بخشی از کارگزاران آمریکایی برای کشور ایران باشید و داعیه  « پادشاهی پارلمانی » داشته و مدل حکومت انگلیس و سوئد را پیشنهاد و در تصورتان دنبال کنید که دردی را از دردهای مردم ما درمان نمی کند.


حتما که رضا شاه پدر بزرگ شما برای ایران کارهای بسیار ارزشمندی برای کشور کرده است که قطعا در آن تردیدی نیست که متاسفانه  همه آن رشته ها را پسرش محمد رضا شاه پنبه کرد و جوابش را هم از مردم ایران گرفت . شما این وسط چکاره هستید ؟ صرف اینکه پدرتان شاه بوده که نشد فضیلت برای شما تازه این هست نقطه ضعف برای شما .


بنابراین دنبال فریب تازه مردم ایران با سس جدید « پادشاهی پارلمانی » نباشید یا حداقل بگذارید نسلی که شاهد جنایات پدر شما در خاک ایران بوده سرش را زمین بگذارد بعد شاید شما بتوانید داعیه سهم خواهی از سلطنت از دست رفته داشته باشید .


آن هم پس از اینکه پدرتان محمد رضا شاه پهلوی حداقل یک میلیارد دلار از ثروت مردم ایران را در آنزمان به بانک های خارج منتقل کرده و تا همین امروز هیچ حسابی برایش پس ندادید . حافظه مردم ایران و نسل جانفشان اش هنوز خوب کار میکند و فراموش نکنید که تاریخ گذشته ایران فراموش کردنی نیست . 


 




برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/11/25 - 05:26 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :


بمناسبت سالروز فرار جانانه ام از عراق و مجاهدین 

در آذر ماه ۱۳۸۰


فرار من در سال ۱۳۸۰ خیلی توی سازمان صدا کرد نه از آن جهت که من خیلی آدم ویژه ای بودم  ولی فرارم خیلی ویژه بود چون ییشتر از آن جهت‌‌ که در زمان خاصی این فرار موفقیت آمیز بوقوع پیوسته بود ، زمانی که مسعود رجوی فکر میکرد دهان ها را بسته و صدا های ناراضی را در گلو خفه کرده است .


شانزده سال ۱۶ سال است که نفس می کشم هر موقع که آذر ماه از راه می رسد باصدای بلند گوشهایم را میگیرم و بلند فریاد می کشم خدایا شکرت . و آنجاست که غرق شادی و سرور درونی میشوم و از فرصت دوباره زندگی ام در جهانی بدور از عقده و عقیده سر به آسمان می سایم  .


من توی زندگی ام ۲ دوبار فرار بزرگ از زندان داشته ام .  یکبار از زندان و کمند حکومت اسلامی و بار دوم از زندان و کمند مجاهدین در عراق سال ۱۳۸۰  ولی با اختلاف ۱۷ هفده سال از هم .


واقعیت اش را بگویم این فرار دوم من از مجاهدین  خیلی خیلی سخت تر و دردناکتر و در عین حال بسیار بسیار پیچیده تر و طراحی شده تر بود . سخت تر و دردناکتر بخاطر اینکه قبل هر چیز مسیری که ۲۲ بیست و دو سال نزدیک ربع قرن سپری کرده بودم را  بپذیرم و عمیقا درک کنم ، که اشتباه بوده است .


این خیلی خیلی سخت و دردناکتر از نفس فرار از جریانی است که تو را قربانی و گروگان خود گرفته است .چون تو را مقابل خودت و تمامی تصمیمات بزرگ گذشته زندگی ات قرار میدهد ، تمام کسانی که قبل از من و چه بعد از من این تصمیم را گرفته اند خوب میدانند که من چه میگویم.


باور کنید خیلی سخت است در مناسباتی که پیوسته شما زیر نظر هستید و حتی لبخندها و اشک هایتان یک به یک شماره میشود به مسیر و راه طولانی ۲۲  ساله  عمیقا شک کنید که با هزاران آرزو و شوق عدالت و خوشبختی برای همگان طی کرده و حالا به چشم ببینید و در عمق کلام درک کنید اشتباه کرده اید ، بد جوری هم اشتباه کرده اید و مسیر آزادی و عدالت اجتماعی را به غلط در اتوبانی که به بیابان ختم میشود ، طی کرده و اشتباه آمدید 


اگر چه شاید آرزو های شما برای مردم تان و سرزمین تان وصف ناپذیر ، شوق انگیز و بسا دلگرم کننده بود ولی ظرف و بستری که انتخاب کردید ، ظرفیت فداکاری ها و وفاداری های شما را نداشت ، چرا که رجوی دغلکار از ابتدا برای مزدوری و دریوزگی چکمه هایش را پوشیده بود .


البته نمی بایست و کما اینکه نمیخواهم  همه چیز را به گردن تاریخ و شرایط بیندازم چرا که از زمانی تغییر و حرکت ام بسوی آزادی فردی و فکری ام آغاز شد که مسئولیت اشتباه و خطای خودم را پذیرفتم و برایش در دنیای خودم راه چاره ای جستم و این خطوطی را که هم اکنون ملاحظه می کنید بخشی از  پرداخت بهایی است که پذیرفته ام برای روشنگری نسل حاضر و آینده باید و قطعا بپردازم ..


خیلی سخت بود با کسان و همراهانی که  بیش از ۲۰ سال با آنها بودید و شب و روز سپری کردید و میدانید بسیاری شان مثل شما دردمند و تلخ کام هستند و از آنچه گذشته و میگذرد عمیقا ناراضی ، ولی حتی با آنها هم نمی توانید درد دل کنید و بی خبر و بی خداحافظی باید ترک شان کنید .


سخت بود بخاطر اینکه شخصیتی که روزی آمال آرزوهای تو بود منظورم شخص ( مسعود رجوی ) است اکنون جلوی چشم خودت ببینی که چگونه جوانان پرشور مردم را به محاکمه میکشد و در فضایی بشدت غیر عادلانه و یکطرفه و در عمق آن بسیار کینه توزانه و سبوعانه گوشت تن شان را بجود  ... میدانید چرا؟.


 برای اینکه این جوانها همان هایی بودند که عمر و جوانی و شادابی شان را برای رجوی گذاشته بودند و حالا اینطور در غریبی و تنهایی و بی کسی در خاک دور افتاده عراق بخاطر اندیشه و خواست  آزادی طلبانه شان در برابر نزدیک به سه هزار نفر در آن زمان  به وحشیانه ترین شکل ممکن محاکمه میشدند و برایشان به خواست رجوی حکم اعدام و تیرباران صادر میشد . آری درست میخوانید و می شنوید  حکم اعدام و تیرباران اصلا هم رجوی در اندیشه خودش شوخی نمیکرد  ولی من با چشمان گرد شده فکر میکردیم خواب یا رویا میبینم .


در شرایطی که هیچکس از آنها دفاع نمی کرد و یک تنه قبل از همه پاسخگوی رجوی بود که آدم های الینه شده و از خود بیخود شده را با تحریکات بیمارگونه به جان این جوانها می انداخت .


جوانان پرشور و پر از اشتیاق همچون آقایان جواد فیروزمند ، مسعود ضرغامی، امیر موثقی ، ( اردشیر پ ) و دهها اسم و نامی که با دنیایی استعداد و توانایی ،همه را یکجا معصومانه و پاک به پای رجوی ریخته بودند  . اینجا بود که من به تمامیت فهمیدم مسیر آزادی را اشتباه آمده ام و نقطه پایانی بود بر دهها و صدها و دلیلی که در فکرم آنه راا مرور میکردم ولی تردید ها و ترس از دنیای آزاد نمی گذاشت به تصمیم قطعی برسم .


محاکمات جنایت کارانه تابستان ۱۳۸۰  شخص مسعود رجوی در سازمان مجاهدین در خاک عراق در داخل پادگان  امن و نظامی اشرف  در عین وحشیگری بی سابقه و مثال زدنی ، نقطه رهایی و آزادی من هم بود که موتور بسیار پر قدرت شجاعت و توانایی جوانی ۲۰ سال پیش مرا که باعث شد از زندان و کمند جمهوری اسلامی فرار کنم را روشن کند  و با قدرتی بسیار مرا به جلو پرتاب نماید .


من باور نمکردم که از تابستان ۱۳۸۰ تا آزادی من در آذر ماه ۱۳۸۰ فقط ۳ ماه فاصله بود . تردیدهای سه ۳ ساله من از  سال۱۳۷۷ تا ۱۳۸۰ فقط طی سه ماه ذوب و از درون آن جرات و شهامت شکستن دیوارها را داد و با امکانات و اختیاراتی که در( کسوت مجری برنامه تلویزیونی ارتش آزادیبخش ؟! ) مجاهدین در ستاد تبلیغات این سازمان داشتم و بویژه با بهره برداری از تجربیاتی که ناخواسته رجوی با محاکمات اش  در اختیاز دیگران قرار داد بویژه تجربیات دهها کادری که به خاطر نقشه های فرارشان از جمله آقای جواد فیروزمند گیر افتاده و محاکمه شدند ، نقشه موفق خود را عملی کردم .


 در آن موقعیت  مسعود رجوی سرمست از محاکمه افراد و مشغول چنگ و ناخن نشان دادن هایش بود ، محاکمه بیش از هشتاد ۸۰ کادر و عضو بلند پایه  افرادی همچون  ( مهدی افتخاری فرمانده عملیات فرار مسعود رجوی از تهران ) توسط شخص مسعود رجوی در سالن سراسری اشرف طی ۳ ماه  به پایان رسیده ولی ادامه محاکمات بیش از چهارصد ۴۰۰ عضو  ناراضی در جلسات یگان ها و نشست های ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفره هر شب به مدت ۹۰ روز در تابستان ۱۳۸۰ ادامه داشت  . 


در چنین زمانی من نقشه فرار خود را عملی کردم و حسرت یک آه و یا کشیده بر صورتم را بر دل رجوی گذاشتم اینطور بود که با شنیدن خبر فرار من مسعود رجوی چون مار به خودش می پیچید و مذبوحانه و کودکانه تلاش میکرد با استفاده از امکانات عراق و پلیس آنترپل به هر قیمت مرا گیر آورده و تحت شکنجه های حیوانی قرار داده  و به جلسات محاکمه شخصی اش بکشاند .


ولی برای رفع سوزش تاریخی اش تمامی مسئولین تبلیغات بویژه - خانم سوسن ناصری - را که وی نیز بعدها از سازمان جدا شد را شخصا جمع کرده و  ضمن خلع  تمامی مسئولیت هایشان مجبور به گزارش نویسی و اقرار گیری  از خطاها و عملکرد ستاد تبلیغات نمود و همراه با دیگر کادر های قسمت رادیو و نشریه مجاهد و تلویزیون سیمای آزادی و مسئولین ستاد تبلیغات به زیر مهمیز و شکنجه های روانی ‌‌‌‌برد ولی دیگر مرغ از قفس پریده بود .


 بخاطر تاثیرات فرار حساب شده و  بویژه در زمانی که محاکمات تمام شده و رجوی خود را پیروز این جنگ و ماجرا میدید ،از دیگر کادر ها و افرادی که سالیان بعد از سازمان جدا شدند بسیار شنیده ام که تلاش میکنم  بزودی جزییات آنرا به اطلاع خوانندگان عزیز برسانم .

 



برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/9/15 - 10:36 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

عمل نمودن "جام زهر خروج مجاهدین از عراق" 

تنها بعد از  یکسال و ۳ ماه 


همانطور که در خبرهای مربوط به مجاهدین خوانده اید  تنها کمتر از یکسال مریم رجوی بدلیل مخالفت ها و اعتراضات گسترده تشکیلاتی در تمام سطوح رده بندی اعضا به شکل مفتضحانه ای مجبور شده که سراسیمه محل اهدایی دولت آلبانی را به سمت مکان و دهاتی دور افتاده و به فاصله ۲۰ کیلومتری  از شهر و جامعه بشری ترک کند .


آنچه مسلم است فرو ریختن پایه های ایدئولوژیک و اندیشه ای مجاهدین بخصوص پس از ترک پایگاه تاریخی شان در عراق پس از زمان کوتاهی قابل پیش بینی بود در شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۵ ماه قبل) در مقاله ای با عنوان  ( جام زهری که مجاهدین جرعه جرعه تا آخر آنرا سر کشیدند ) به این مهم اشاره  کرده بودم . همانجا گفتم : 


*** " جام زهر ،جرعه  جرعه تا پایان عمر

آنان جامی را البته به اجبار  و نه بر اساس اختیار سر کشیدند که در کل تاریخ این جریان به شکستی فراسوی پندارها ، ثبت گردیده و هرگز آنان این فاجعه بزرگ را از یاد نخواهند برد . دگر دیسی دم افزون البته با کمترین امتیاز دست پخت خانمی است که در عین حال با یک دست جریان تروریستی « داعش» را پدید می آورد با دستی دیگر بدنبال رفع و رجوع مسایل  کاندیداتوری  ریاست جمهوری آمریکاست . فراموش نکنیم که  هیلاری کلینتون همانی است که با امضایش مجاهدین از لیست تروریستی آمریکا و تبع از خاک « اشرف اصلی ترین و مهمترین پایگاه نظامی »  از بدو  خارج کرد .***   ( شهریور ۱۳۹۵ همان مقاله )

بخصوص برای نیرویی که شعار سرنگونی بواسطه قدرت سلاح و خشونت را  میدهد  ولی عملانزدیک به ۳۰ سال یعنی سه دهه از آخرین عملیات سازمان یافته اش به کمک عراق در تابستان ۱۳۶۶ میگذرد و تا کنون توانایی و امکان شلیک حتی یک تیر را نداشته است ، این موضوع برایش بسیار بسیار دردناک است


از سوئی دیگر نیروی جوان آن سالیان اکنون از مرز ۵۵ سال گذشته اند و بالطبع شور و شر جوانی و ماجراجویی در آن دوران تیز در وجوداش به  خاموشی گرایده است .


پس با این شرایط روحی و روانی و بویژه شکست های سیاسی و نظامی در عراق بشکلی که پس از تقریبا ۳۵ سال با پس گردنی از آن خطه اخراج و در حیات خلوت آمریکا یعنی آلبانی که فقیر ترین کشور ی است که در قاره اروپا قرار دارد ولی جزو اتحادیه اروپا نیست ، جای داده میشوند . چه اتفاقی برای آنان در حال رقم خوردن است .؟


در بررسی اندیشه و تئوری ای که با نام رجوی گره خورده و شناخته میشود ، این تئوری خیانت بار رجوی  برروی ۲ محور اساسی استوار شده بود : 

۱- وابستگی به دول خارجی برای رسیدن به قدرت 

۲- تخریب روحی و روانی  و مغز شویی نیروها به هر قیمت .

این نظریه تنها در محیطی بسته و کنترل شده که عموما در خاک بیگانه و پادگان های نظامی محصور شده  طراحی و سازماندهی میشد امکان بقا داشت و امروز  پایه های این تئوری عملا فرو ریخته است .


اگر چه در بررسی محتوایی این دو ۲ عامل همیشه عامل دوم به عنوان زیر بنا شناخته شده و وابستگی و مزدوری به دول خارجی بواسطه همین عامل دوم نقش و کارکرد  پیدا میکرده است .


اکنون زمانی است که بندها گسسته میشود و نیروی محاصره شده و مدفون شده در زیر آوار اندیشه عقب مانده رجوی که برخلاف تمامی متد مبارزاتی وبدور از زمان و تحولات دنیای معاصر قدم برمیداشت ، با خروج از عراق بخصوص در خاک و سرزمین غیر عرب!  هرگز توان ماندگاری نخواهد داشت و چون برف در زیر آفتاب تموز  آب خواهد شد 


علاوه بر این نقش بی جایگزین مسعود رجوی به عنوان نظریه پرداز این اندیشه را فراموش نکنیم که دیگر نیست و عملا تاثیر گذاری روی نیروهای خود  ندارد ‌.


مریم رجوی تصورش این بود که میتواند آمریکا را دور بزند و لاس زدن های آشکار و پنهان با مقامات آمریکایی آنها را بفریبد و این نیرو ا را به طور دسته جمعی در کیسه خود نگاه دارد . من قبلا گفتم در شهریور ۱۳۹۵ به این طرح اشاره کرده بودم ، طرحی و سناریویی که از همان زمان هیلاری کلینتون در مقام وزارت خارجه برای آنان برنامه ریزی شده بود و این سناریو قدم به قدم  پیش میرود ،


ابتدا بایست مسعود رجوی که بسیار بدنام بود از دایره رهبری مجاهدین کنار گذاشته میشد ، و به این مهم تن داده شد 

دوم کل این نیرو به خارج از خاک عراق منتقل می گردید. 

در گام سوم این نیرو با تغییر زمین و فضای موجود و امکان ارتباط پیدا کردن با دنیای آزاد دیگر مهارپذیر نبوده و  بسرعت ریزش خواهد کرد. 


به این ترتیب در دنیای آزاد و با وجود ابتدایی ترین نیازهای انسانی که هرگز جرم نبوده و نیست‌‌ ، مریم رجوی نمیتواند نیرو ها را کنترل کند و مجاهدین عقب مانده از جامعه و روزگار  قادر به درک  آن  نیستند و همین برای تغییر و دگرگونی کافیست .


به نظرم مریم رجوی و کادر های رهبری عقب مانده مجاهدین کمی دیر به فکر افتاده اند اگر چه هیچ فرقی هم نمی کرد .  زهر خروج از عراق اکنون در پیکره تشکیلاتی مجاهدین به همه جا سرایت کرده است و کسی مطمئنا دیگر نتواند برای آن کاری کند .


فرو پاشی تشکیلات مجاهدین مدت هاست کلید خورده است و مریم رجوی که سراسیمه تابستان گذشته را تماما به رتق و فتق این امور پرداخت را دیگر یارای پیدا کردن راه حلی نیست . 


تا سال آینده این موقع در کریسمس سال ۲۰۱۹ بیش از نیمی از اعضای منتقل شده به آلبانی دیگر در این تشکیلات  حضور نخواهند  داشت و جام زهر خروج از عراق تا بالاترین لایه های مجاهدین را در خواهد نوردید  .



برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/9/7 - 14:12 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

مریم رجوی «چقدر می گیری گریه کنی؟ »


حال و روز امروز مریم رجوی و سازمان مجاهدین آدمی را ناخودآگاه یاد فیلم سینمایی ایرانی با نام «چقدر می گیری گریه کنی؟ » میاندازد.


داستان از این قرار بود که یک شرکت خصوصی برای ادم هایی که میمردند  و در عین ثروتمند بودن ولی کسی را نداشتند که سر خاک شان بیاید و برایشان گریه و عزاداری کند آدم و سیاهی لشگر جور میکرد که با استخدام روزانه سر خاک عزیز از دست رفته گریه کنند و اینطوری آبرویشان حفظ شود .


واقعیت امروز مجاهدین وابسته به بیگانگان و مریم رجوی که یک دوجین پرونده ترور و جنایت علیه ایران و ایرانی دارد مرا دقیقا یاد این فیلم میاندازد که از وی بپرسیم : مریم رجوی «چقدر می گیری گریه کنی؟ » 


سالیان از منش مزدوری و روش خشونت خواهانه شما برای هر چه تلخ تر کردن زندگی مردم ایران گذشته است منش و روشی که توسط مسعود رجوی پنهان شده از ترس حضور مردم در غار خود ساخته .گذشته است ولی فرمان این ماشین خشونت و ترور همچنان در دستان مریم رجوی است .


شما چه احساسی به مردم ایران دارید ؟ چقدر تزویر و ریا را تکرار و تجربه کردید که دیگر جزو عادات روزانه شما شده است ؟ تا کجا خود را نفهم پنداشته و شعور مردم ایران را بازی میگیرید؟

و تا کجا مسیر وابستگی و پدید آمدن جنگ و خونریزی جدیدی را برای مردم ما برنامه ریزی و برایش تلاش میکنید؟


مردم ایران خیلی وبسیار گرفتاری دارند. خسته و پزمرده اند و دهها مشکل و تلخی از جمله زلزله روح آنان را آزرده است ولی سوال اضلی و همیشگی مردم ایران این است :


اینها به شما که ما را به صدام فروختید چه ربطی دارد ؟

مگر شما بیش از ربع قرن در خاک عراق همین بغل گوش « قصر شیرین و سرپل ذهاب» برای مردم ما نقشه نمی کشیدید و با مزدوری عیان و روشن برای صدام حسین بدنبال جرقه و جنگ نبودید؟


مگر همین آلان چشم به دستان آمریکا و عربسان ندوخته اید که با تکه استخوانی شما را شرفیاب کند و بدنبال فرصت طلایی ایجاد جنگی جدید علیه مردم ما نیستید؟


مگر تلفن ها و فکس های شما در همین لحظه برای ارتباط با جنگ طلبان آمریکایی . لحظه ای قطع میشود؟


بنابراین سعی نکنید برای مردم ایران گریه کنید .حساب شما بسیار روشن تر و شفاف تر از آن است که کسی را بفریبد و اگر امروز عربستان غرق در بحران حکومتی آویزان شما شده است از بی کسی و بیچارگی است نه از توانمندی دروغین شما ؟


مردم ما از تبار «کوروش و داریوش و مازیار » با شما مزدوران مادر زاد چکار ؟؟؟


روزگار اگر چه میگذرد ولی تاریخ و اندیشه مردم ایران هرگز بخاطر جنایات تان شما را نمی بخشدد و فراموش نکنید مردم ما در منتهای سختی و تلخی شما را به عنوان ایرانی زادگانی که تنها خون عرب از نوع «عراقی و عربستانی» در رگ هایش جاری است . تجربه کرده اند .



برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/8/27 - 09:54 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

مجاهدین آمریکایی ،

 مزدوران کارکشته برای تمام فصول


در شرایطی که دنیا یک صدا از روسیه و چین گرفته تا انگلیس و فرانسه و آلمان از توافق فرجام در جهت منافع مردم ایران و جهان دفاع میکنند تنها و تنها یک فرقه تروریستی ضد منافع مردم ایران در  کنار راست ترین جناح های جنگ طلب آمریکایی قرار گرفته و سخنان یک خود شیفته آمریکایی را قرقره می کند و در تخیل اش خواب های پنبه دانه می بیند.


این جریان ضد ملی اگر چه هیچوقت توانایی و قابلیت حاکمیت در سرزمین ایران را نداشته است ولی  ظرفیت غیر قابل وصفی در مزدوری و چاکر منشی پیدا کرده است و دقیقا به همین دلیل میبایست در برابر  مجاهدین آمریکایی که خودشان را ایرانی میدانند قاطعانه موضع گرفت تا هرگز جرأت نکنند خودشان و اربابان شان -خلیج همیشه فارس-  را خلیج عربی بنامند .


این ظرفیت بی مانند. در وادی مزدوری تنها تنها در تاریخ معاصر ایران از مجاهدین به رهبری مریم و مسعود رجوی دیده شده است و خوشا به حال تمام کسانی حتی شده یک روز سریع تر و زودتر خودشان و زندگی شرافتمندانه شان را از دستان منحوس چنین جریان مخرب و ضد ایرانی رها کرده اند .


مسعود رجوی و امروز فرزند خلف اش مریم قجر فکر میکنند چون جوانان ایرانی را به کام مرگ فرستادند. پس مجوز هر گونه مزدوری - از مدل عراقی و عربستان سعودی اش گرفته تا مدل به روز شده آمریکایی اش - را داشته و دارند .


حال آنکه هرگز اینگونه نیست مردم ایران و تاریخ سیاسی این سرزمین خاطره پر قدرتی دارد و نمی شود این حجم از مزدوری و وطن فروشی را به فراموشی بسپارد .


مریم رجوی در کنار درد و رنج مردم ایران وعده جنگ جدیدی را از سوی آمریکا در سر می پروراند تا شاید از این رهگذر تکه استخوانی نصیب اش شود و بر تخت سلطنت رویایی خویش جلوس کند .


اگر چه اینها تماما یاوه هایی هستند که مریم رجوی و شرکای سیاسی اش در ذهن عقب مانده خود پرورش میدهند . ولی دنیا و جهان امروز چیز دیگری میگویند .


شاید ترامپ و هر پریشان فکر دیگر بخواهد جنگ جدیدی را علیه مردم ایران شروع کند ولی مردم ایران امروز هرگز به جنگ و خونریزی فکر نمی کنند و تغییرات سیاسی را در پهنه تغییرات عمیق فکری و اجتماعی و مبارزه مدنی جستجو میکنند .


مریم رجوی خون میخواهد و ملکه ترور ایران هنوز هم پیرانه سر با بزک و دوزک در کنار خونریز ترین نمایندگان امپریالیسم شراب همکاری مینوشند و سعی میکنند از هر توطئه و تلاش مزبوحانه علیه ایران و ایرانی سکوی پرتابی برای خود جستجو و دست و پا کنند .


اکنون هر یک روزی که میگذرد مواضع روشنگرانه بیشمار افراد جدا شده و رهایی از اندیشه دروغ و ریا و سرزمین نیستی و تباهی مشخص تر میشود ، آنچه که مسعود رجوی در عراق به پا کرد و ادامه آنرا در آلبانی سازمان میدهد ، ادامه کابوسی است که رجوی ها برای خود رقم زده اند .


ما و همه ما که از این جریان اعلام جدایی و برائت کردیم بخاطر آن بوده و هست که چنین دریوزگی ها را از نزدیک در پناه حکومت صدام حسین دیده و لمس کرده بودیم و حال بوضوح و روشن تر از هر زمان دیگر در این بزنگاهها تاریخی چهره واقعی ربایندگان اعتماد بر ملا میشود و ماسک ترقی خواهی و آزادی نمایی را از چهره آنان برمیکنند .


البته و صد البته که تمامی این اتفاقات جای خرسندی و شادمانی مضاعف در اردوگاه رنگارنگ مردم ایران دارد  که فرزندانشان به وابستگی و دریوزگی مجاهدین تف کردند و نگذاشتند آب خوش از گلوی آنان پایین برود .


باشد که بیشتر بیشتر مردم ایران از این جریان ضد ملی بدانند و آنان راتا  گورستان تاریخ بدرقه کنند وقطعا رهبرانشان در آلبانی و فرانسه همچنان که تاکنون بوده ، به خاک سپرده شوند .


 


برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/7/26 - 12:19 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

بی اعتنایی جهان به درخواست ترامپ،

(مهمان کاخ سفید برای چهارسال )


تنها هنوز 48 ساعت از سخنان ترامپ که با تبلیغات گسترده و -بقول برخی تحلیل گران آگاه -هیاهوی بسیار بخاطر هیچ- عنوان شد ,نمیگذرد که از سوی تیلرسون وزیر خارجه این کشور و همچنین  - نیکی هیلی-نماینده  دائمی آمریکا در سازمان ملل سخنان کاملا متفاوت و متناقض با آنچه ناشیانه و با فرهنگ غیر دیپلماتیک و همیشگی ترامپ عنوان شد ، بگوش میرسد .


این عکس العمل ها عجولانه و ۱۸۰ درجه متضاد با سخنرانی ترامپ را میتوان آنگونه بررسی کرد که پس از سخنان پرهیاهوی ترامپ ، آنچه در خاطره جهان بیش از همه نقش بست  - عدم تعهد آمریکا به موازین بین اللملی - و  یک بی آبرویی درست و اساسی را برای آمریکا و هیئت حاکمه اش بود .


کمتر از 6 ساعت برخلاف نظریات ترامپ به شکل معنا داری  آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه و ترزا می، نخست‌وزیر بریتانیا در بیانیه‌‌‌ی مشترکی کهصادر کردند حفظ برجام "به سود مصالح امنیتی" همه این کشورها خواندند.


جالب آنکه ترزا می شخصا در گفت‌وگوی تلفنی با دونالد ترامپ توافق اتمی با ایران را مجددا تایید کرد. وزیر خارجه بریتانیا نیز در گفت‌وگوی تلفنی با همتاهای ایرانی و آمریکایی‌اش این توافق را نقطه اوج یک دیپلماسی ۱۳ساله دانست.


زیگمار گابریل، وزیر خارجه آلمان موضع ترامپ را "پیامی نامساعد و خطرناک" خواند. مسکو نیز ترامپ را به "لفاظی‌های تهاجمی و تهدید‌آمیز" متهم کرد.


اما اکنون تیلرسون پس از موج مخالفت های جهانی بی مهابا در مصاحبه با رسانه ها میگوید : «حفظ برجام به سود منافع ملی آمریکاست» .  


جنیفر رابین یکی از نویسندگان محافظه کار روزنامه واشینگتن پست بوضوح گفت تصمیم ترامپ ایالات متحده را منزوی کرد و حمایت هر دو حزب را از دست داد...


آنتونی بلینکن قائم مقام وزارت خارجه باراک اوباما در نیویورک تایمز مینویسد : این تصمیم ترامپ ایالات متحده آمریکا و - نه ایران -  را در جهان منزوی میکند چرا که توافق را نقض کرده است و به ایران اجازه میدهد بدلیل توانایی اقتصادی اش با شرکای اروپایی ما در توافق باقی بماند ...


از این نمونه ها بسیار است که بفاصله کوتاهی مقامات عالی رتبه آمریکا را وادار کرده است که کار عجولانه و غیر متعارف ترامپ را ماست مالی کنند .


از سویی دیگر همین امروز دوشنبه ۱۶ اکتبر در اولین نشست وزرای خارجه ۲۸ کشور اتحادیه اروپا پس از سخنرانی ترامپ بیانیه ای را امضا کردند که از کنگره آمریکا میخواهد که از توافق خارج نشوند .


وزیر خارجه اتحادیه اروپا - فدریکا موگرینی - اعلام کرد بزودی به آمریکا سفر کرده تا به کنگره آمریکا بگوید که به نفع جهان است که همگی در توافق باقی بمانند ..


جالب اینجاست در حالیکه ترامپ بی صبرانه منتظر موضع رسمی و پاسخ ایران است آنها دقیقا چیزی نمی گویند یا کم میگویند و پیوسته توپ را توی زمین آمریکا رها میکنند .


راستی در کاخ سفید که قطعا ترامپ تنها چهار سال مهمان آن است چه ها که نمیگذرد و این آشفتگی سیاسی و سردرگمی خیره کننده که در دوران گذشته ریاست جمهوری های قبلی آمریکا سابقه نداشته است از کجا نشات می گیرد ؟


آینده قطعا حامل حوادث بسیار است ولی نه برای-  ایران - بلکه برای آمریکا و ریاست جمهوری آن که خود را در پی پیشنهادات واوامر  اسراییل بازیچه و سرگردان دنیای سیاست کرده است .



برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/7/25 - 03:07 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

«کاریکاتور انتخابات » 

برداشت مادام العمر مجاهدین از امر انتخابات 


همه نیروهای سیاسی و ریشه دار و همچنین تمامی مردم فرهیخته و روشنفکر ایرانی چه در داخل و چه در خارج ایران طی حداقل ۴۰ چهل سال گذشته میدانند که در فرقه ها و احزابی که جامعه را به شکل دیکتاتوری رهبری هرگز در مناسبات خود انتخاباتی  نداشته و تنها تنها برای بزک و دوزک کردن چهره کریه فاشیستی وخود وانمود به این امر میکنند 


کشوری چون عراق که دهه ها با دیکتاتوری صدام حسین اداره میشد یا سازمان های فرقه چون مجاهدین که توسط مسعود رجوی هدایت می شد . از جمله چنین سیستم ها و کشور هایی هستند که هرگز ادعای دروغین آنان برای انتخاب و انتخابات دروغ و رای آزاد فریبی بیش نبوده است و تنها تنها برای فریب افکار عمومی دست به این خیمه شب بازی ها میزنند .


جالب تر آنکه در پناه این خیمه شب بازی ها درون متعفن و عقب مانده و ارتجاعی خود را ناخواسته بیرون میریزنند و آنچنان باعث ریشخند و ملعبه عالم و آدم میشوند که در هیچ کجای دیگر همانند آنرا شاهد نیستید .


از آن زمانی که مسعود رجوی در سال ۱۳۷۲ یادش افتاد رییس جمهور برای ایران البته در خاک عراق و زیر چکمه های صدام حسین برگزیند تا زمانی که بعد از خودش دنبال مسئول اول فقط آن هم توی زنان میگشت همیشه همیشه فقط یک قصد داشت .


اول اینکه خودش را دمکراتیک و آزادی خواه نشان دهد 

دوم اینکه تا جایی که امکان دارد درون متعفن و ارتجاعی خود مبنی بر انتصاب با زرورق انتخابات را بپوشاند .


بنابراین برای اجرای این مهم و اینکه از جهان آزاد عقب نماند دست به کارهایی میزد که آخرین نمونه اش را شما در مناسبات دیکتاتوری مسلک مجاهدین شاهد هستید .


شما نگاه کنید به فیلم های منتشر شده خود دستگاه تبلیغاتی مجاهدین که بقول خودشان انتخابات برگزار کرده اند حتی شده یک نفر مخالف یا حتی ممتنع در جمع  دو هزار نفره موجود نیست و این دقیقا نشان از منش و محتوای فرقه مجاهدین میدهد که کسی جرات مخالفت ندارد،  نه آنکه مخالفی نباشد و بعد هم منگول و عقب مانده همین را به نشانه انتخابات به نمایش میگذارد .


به این ترتیب تفکر عقب مانده و ارتجاعی هرگز یک مارک برای مجاهدین امروز به رهبری مریم رجوی نیست بلکه تعریف وضعیت و ماهیت جریانی است که میخواهد دیگران را گول بزند ولی باز هم آنقدر ارتجاعی است که قادر به پوشاندن همین موضوع هم نشده و از انتخابات « کاریکاتوری» ارائه میدهد که الحق برازنده و مبین وضع و حال امروزشان است .


طبق معمول از « مسعود رجوی » رهبری فکری و تاریخی آنان نه در عید و سال تحویل و نه در چنین انتخاباتی خبری نیست و چون همیشه غایب!؟ وادار به سکوت و خفقان اجباری از طرف از ما بهتران اجنبی شده است .


زندگی همچنان پیش می رود و در عصر آگاهی و اینترنت و ارتباطات هنوز هم هستند فرقه های عقب مانده دوران که سر در آخور وابستگی ، ادای دمکراسی و آزادی در آورده و به خیال خودشان « آلترناتیو دمکراتیک !» و «کانون استراتژیکی نبرد!» را یدک بکشند .


بنا به تجربه شخصی من در مجاهدین تنها دو ۲ معیار برای اداره امور مجاهدین در دستور کار هست .


دروغ و دروغگویی در «درون مناسبات » و ریا و تزویر در «بیرون مناسبات » ، این تنها راه نفس این جریان ضد ملی است که مدت هاست حنایش برای کسی رنگ ندارد . 

 


برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/6/28 - 12:42 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

فرقه ماورای ارتجاعی مجاهدین 

و نمایش های فمنیستی 


روزگار مجاهدین بویژه پس از مریم رجوی تلخ تر از تلخ است ، کوس رسوایی و وابستگی عریان مجاهدین به قدرت های استعماری و دلبستگی های  آنان به شیوخ عرب سوسمار خور برای همگان  مشخص و مبرهن است .


حنای آنان بد جوری برای مردم ایران رنگ باخته است و شعار های پوچ و تو خالی مبارزه برای آزادی و تلاش برای رهایی مردم دیگر کمتر کسی را میفریبد و شعارهایی آن هم از نوع مجاهدین برای ایران و ایرانی دیگر هرگز کمترین تاثیری بر مردم ایران بویژه نسل جوان نداشته و ندارد.


در چنین شرایطی که سرباز های سالخورده و زیر پرچم مجاهدین متوسط سنی شان از پنجاه سال گذشته است و با پس گردنی از خاک عراق که مدعی بودند ، « کانون نبرد استراتژیکی»  !! آنان است اخراج شده و جملگی فقط و فقط چشمان شان به دست های قدرت استعماری برای مصرف کردن آنان است ، 


نمایش انتخاب و انتخابات ، آن هم در زیر دیکتاتوری رجوی ها که بیش از چهل سال در این فرقه  طول کشیده و اکنون نفس های آخر را میکشد بسا دیدنی است . 


سفره ای را  که برای رهبری این مناسبات ارتجاعی و عمیقا قرون وسطایی پهن کرده اند  فقط زنان نظر کرده مریم و مسعود رجوی حق داشته و دارند که بر سر آن نشسته و از آن بخورند و بچرند و به ریش یک دو جین مردان زندان رفته در زمان شاه قاه قاه بخندند و بعدش هم اسم اش را بگذارند رهبری نسل نوین و خزعبلات دیدنی و شنیدنی که فقط بدرد خودشان و مناسبات داخلی شان میخورد و بس .


در چنین مناسباتی از زنان ایرانی که به فضا رفته یا جایزه صلح نوبل را از آن خود کرده و حتی در میادین ورزشی افتخار برای ایران و ایرانی آفریده اند هرگز سخنی به میان نمی آید و هر گونه سخن گفتن از چنین پیشرفت هایی  به ظن آنان حمایت از جمهوری اسلامی تلقی میشود .


درخشش در صحنه های علمی فیزیک و ریاضی یا هنری و ورزشی برای رهبران مجاهدین راز مگو شمرده و تلقی میشود ، دهها زن کارگردان و بازیگر برجسته ایرانی خاری است که در چشم آنان میرود و جالب تر آنکه با این عقاید ارتجاعی مدعی رهبری زن و مرد ایرانی هم هستند و بواقع شرم خورده و حیا را قی کرده اند .


در عصر آگاهی و دانایی و درخشش هزاران زن در عرصه های اجتماعی ، علمی ، فرهنگی و فعالیت بی مانند در عرصه تکنولوژی و ارتباطات دیجیتال و بیش از نیم میلیون کانال تلگرام ، واتس آپ ، فیس بوک و اینستاگرام و.... دیگر هیچ گوشه تاریکی وجود ندارد که زن ایرانی قدرت خود را به نمایش نگذاشته باشد .


حالا یک گوشه ای از حیاط خلوت آمریکا ، وابستگان خوش نشین و دست چین شده آمریکایی که برای همگان شناخته شده هستند و آنقدر عقب مانده اند که هنوز هم  فکر میکنند موی زن ایرانی اشعه برای مردان دارد و در هزاره سوم هنوز جرات نکردند لچک به سر نداشته باشند ، چنین عقب ماندگانی برای زن و مرد ایرانی لغز میخوانند . 


براستی آنان و شخص مریم رجوی خودش را ملعبه و دلیل ریشخند مردم ایران نکرده است ؟ قطعا راهزنان آزادی و استقلال واقعی که با فریب و دروغ در صدد خاک پاشیدن به چشمان مردم ایران هستند آب در هاون میکویند و در خیال خود پنبه دانه را لپ لپ میخورند .




برچسب‌ها : ,,
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/6/19 - 03:23 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

درباره ما

آمار وبلاگ

کد های کاربر