جام زهری که مجاهدین جرعه جرعه تا آخر آنرا سر کشیدند


اکنون مجاهدین بسا خوشحال اند و به جشن و پایکوبی پرداخته اند که نابود نشدند و سرفراز مسیری دیگر و سرآغازی دیگر را شروع کرده اند

من نیز خیلی خوشحال ام نه از آن زاویه دیدی که مجاهدین به دنیای خیالی خود مینگرند یا دوست دارند جهان همان گونه باشد که آنها دوست دارند بلکه از نگاه دیگر ...

مجاهدین شادان و خنده به لب خبر از پنجاه و سه ۵۳ پروازی میدهند که همگی آنان را از عراق خارج کرد 

از اینکه آنان بجز  ۱۴۱ نفری که کشته شدند پایشان به ساحل امن دور از دسترس خمپاره ها و کاتیوشا دشمن رسیده است

از اینکه در کسوت کل تشکیلات شان اجازه عبور را از آمریکا گرفتند 

از اینکه مقامات وزارت خارجه آمریکا طی یک سال گذشته هر روز ساعت هشت تا هشت و نیم صبح در محل وزارت در مورد آنان گپ میزدنند و دنبال راه چاره برای حضور آنان در کشوری ثالث در تکاپو بودند ، همچنان قند در دلشان آب میشود و آن را نشانه پر اهمیت بودن خود تلقی میکنند

از اینکه آمریکا یک هواپیمای مخصوص و اختصاصی را با پذیرش مسئولیت انتقال همگی آنان تهیه کرده، غش و ریسه میروند

و دهها دلیل ریز و درشت اسفبار دیگر برای جریانی که زمانی علیه آمریکا شعار میداد و جوانان را برای ارتش خلق و نابودی امپریالیسم به کام خود می کشید  و بقول خودش سر هر کوچه کمین نشسته بود ، اکنون برای همین اسباب بازی ها به شادی کودکانه بسنده کرده و سر از پا نمی شناسد.

اما واقعیت چیست ؟
من میدانم مجاهدین دل شان خون و چشم شان پر اشک ، ولی چه باید کرد تا در چشم توده ها خاک پاشید؟ . باید که صورت مبارزه و طغیان مسلحانه را سرخ نگه داشت و اگر چه شب دراز است و قلندر بیدار.

 حقیقت انکار ناپذیر این است که دگردیسی یک جریان رادیکال با متد مبارزه مسلحانه و کسب قدرت سیاسی با استفاده از سلاح و توپ و تانک به جریان قابل بهره برداری و قابل قبول شرایط آمریکا در هر زمان این قطعا برای آمریکا موفقیت است .

اما آیا  این اتفاق تاریخی به همان اندازه برای مجاهدین درد ناک و گریه دار نبوده ونیست که البته هست .ولی اینگونه وانمود میکنند و با تبلیغات از نوع خودشان باید شلوغ اش کرد و تا فرق سر تمام بدنه  خود را به زیر برف فرو برد تا برای گریز از این واقعیت اندکی زمان خرید و جشن و شادی کودکانه بر پا کرد تا کسی سراغ شان نرود. و بپرسد چه خبر از ارتش آزادیبخش !! و چه خبر از کانون استراتژیکی نبرد !!

جام زهر ، جرعه جرعه تا پایان عمر
آنان جامی را البته به اجبار  و نه بر اساس اختیار سر کشیدند که در کل تاریخ این جریان به شکستی فراسوی پندارها ، ثبت گردیده و هرگز آنان این فاجعه بزرگ را از یاد نخواهند برد . دگر دیسی دم افزون البته با کمترین امتیاز دست پخت خانمی است که در عین حال با یک دست جریان تروریستی « داعش» را پدید می آورد با دستی دیگر بدنبال رفع و رجوع مسایل  کاندیداتوری  ریاست جمهوری آمریکاست . 

فراموش نکنیم که  هیلاری کلینتون همانی است که با امضایش مجاهدین از لیست تروریستی آمریکا و تبع از خاک « اشرف اصلی ترین و مهمترین پایگاه نظامی » آنان از بدو تاسیس خارج کرد .

حقیقت امروز چیست ؟
مجاهدین امروز هم زمین را از دست داده اند و هم سلاح را و سپس جملگی در حیات خلوت آمریکا یعنی -آلبانی- پناه داده شده اند وبه انتظار شرایط بهتر در آب نمک خوابانده شده و به این میگویند : نرم و آهسته و آرام با بی حسی بسیار مدرن چنگ و دندان را همزمان از شیری بر کنید که ادعایش بسیار بود و آرزوهایش بی انتها .

اما چرا که خوشحال ام.
خوشحالم برای همه آنانی که فرصت زندگی و زندگی کردن را از دست ندادند

خوشحال ام برای همه آنانی که قربانی اند ولی انسانند حتی اگر ما قبول نداشته باشند

خوشحال ام چونکه بخشی از آنان همچون بمب هایی هستند که درون همین تشکیلات ، ضامن شان کشیده است و هر لحظه بسوی انفجار و رهایی پیش میروند

من قبول دارم دوران جدیدی در مسیر این سازمان آغاز شده است دوران جدیدی که مستقیما در اختیار آمریکا به خدمت زیر پرچم ادامه خواهد داد.


برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1395/6/28 - 19:29 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

درباره ما

آمار وبلاگ

کد های کاربر