X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



مزرعه خوبی ها - آرشیو 1395/8
حضورترامپ در کاخ سفید
و لب و لوچه آب افتاده مریم رجوی

دنیای وابستگی عالمی دارد ، هر روز به نگاه و گوشه چشمی رنگ عوض میکند . حرف های دیروز به یک باره ۱۸۰ درجه عوض میشود و امروز به خورد خلق الله داده میشود . در واقع هیچ پرنسیب سیاسی برای چنین افرادی ارزش محتوایی ندارد .

«ترامپ» یکی از این چهره هاست که قدم به قدم حرف های پوپولیستی قبل از انتخاب در کاخ سفید را تعدیل کرده و آرام آرام خودش را به اریکه قدرت تثبیت شده می انگارد .

در حواشی ترامپ یک دو جین سیاستمدار ضد ایرانی و جنگ طلب لانه کرده اند تا وی را بیشتر و بیشتر به مواضع ضد ایران و ایرانی ترغیب کنند .

این مجموعه و این نمونه ها، زمین بازی بسیار مناسبی برای امثال رجوی هاست که روز و شب سرک می کشند که در دنیای وابستگی کجا کالای خود را بفروشند و علیه ایران و ایرانی در پی کسب قدرت سیاسی خود را به ارزانی به حراج بگذارند .

مریم رجوی هم الان بدنبال کشف اعضای کابینه « ترامپ» سر و دست میشکند ، گویا این همانی نبود که دل در گرو هیلاری کلینتون و ورود اش به کاخ سفید هر روز دو بار غش میکرد !؟

گوئیا او همانی نبود که پیشاپیش با یک رو دست سیاسی،  دست از پا دراز تر از هیلاری در مقام وزیر امور خارجه گول خورد و به کمترین بهای پرداخت شده از طرف آمریکا  نهایتا کل مجاهدین را مجبور کرد اصلی ترین پایگاه ایدئولوژیک و همچنین استراتژیک خود در عراق یعنی - اشرف- را ترک کنند.

آری این همان هیلاری بود که مجاهدین را به بهانه خروج از لیست گروههای تروریستی آمریکا از هستی تاریخی شان ساقط کرد و بود و نبود شان را به یک جا در توبره ریخت و به یغما برد .
این همان هیلاری از نگاه مجاهدین نجات بخش بود که بواسطه امداد های غیبی اش اول با خلع سلاح دندان مجاهدین را کشید و وقتی کاملا آنقدر خون از مجاهدین رفت که بی حس شدند ،

آنها را سپرد به - جان کری - وزیر خارجه وقت آمریکا که هر طور شده میخواستند توافق اتمی با ایران را به نام خودش ثبت کند و حالا با خیال راحت  دست و پای مجاهدین را یک جا باهم گرفت و از کل عراق پرت کرد بیرون. این کاری بود که هیلاری و کری با هم سر  مجاهدین آوردند.

بعد از انتخابات مجاهدین از بیست و چهار دقیقه تا ۲۴ ساعت وقت لازم داشتند تا یک جا رنگ عوض کنند و از حامی دو آتشه هیلاری تبدیل شوند به مجیز گوی « ترامپ» پریشان حال و مردم فریب.

مجاهدین الان فکر میکنند بوی کباب دارد می آید ولی نمی دانند تا زمانی که ترامپ هم جبهه با روسیه مسایل جهانی اش را میخواهد حل کند این تنها بوی الاغی است که دارند همین نزدیکی داغ میکنند ولی چه کنیم که به مشام مریم رجوی بوی کباب آمده است .

جالب تر آنکه همین چند روز پییش به نقل از-  روزنامه تایمز - مشخص شد که « دونالد ترامپ» از نوادگان « روریک» بنیانگذار روسیه است و طنز و تراژدی تاریخ را بنگرید کاندیدای حزب جمهوری خواه  که اصلا معلوم میشود بیشتر کاندیدای مستقل بوده است تا جمهوری خواه،  خون اجداد روسی در رگ های اوست و این به نوعی از چهره نا متعارف اش نیز پیداست

خلاصه اینکه از این  دست مصیبت ها بسیار بسیار در راه است و ختم کلام آنکه بهتراست که کسی سرنوشت خود را این چنین روی باد ، بادبادک و بادکنک سوار نکند .





برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1395/8/24 - 23:03 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

عوام فریبی های رجوی و پز حملات سیاسی !؟

دسته بندی : <-ArchiveEntryCategory->,
عوام فریبی های رجوی و پز حملات سیاسی!؟

در شرایطی که رجوی اصلی ترین پایگاه سیاسی استراتژیک خود را در عراق از دست داد و همزمان با خلع سلاح و پس گردنی از خاک عراق اخراج و در منطقه دور افتاده در آلبانی در فاصله ۵۰۰۰ کیلومتری از خاک ایران سکنی گزید . ناگهان مریم رجوی یادش افتاد دلایل این همه شکست عدم تهاجمات سیاسی است ؟! جلل الخالق ؟؟!

این چنین بود که یک دو جین مسئولین این جریان و در صدر آنان مریم رجوی چرخه دروغ و فریب را به جریان انداختند و این همه در شرایط هول آور سیاسی است که مسعود  رجوی جرات نکرده است به هیچ عنوان آفتابی شود و حتی با یک پیام خشک و خالی خود را نمایان کند آن هم در شرایطی که به قول دروغگویان مردم فریب،  سازمان مجاهدین  دوران عوض کرده است ، این باز هم گمانه زنی ها را در مورد مرگ وی بیشتر و بیشتر میکند

در شرایطی که افراد ایام پایانی عمر خود را سپری کرده و ارتش پوشالی دیگر لغز آزادیبخشی سر نمی دهد سعی میشود تنها  با یادآوری چندی خاطره و تعدادی عکس های رژه های به یاد ماندنی سر خود را گرم نگاه دارند . جریانی که هیچگونه ابتکار عمل سیاسی نداشته و ندارد و تنها به بهای عوام فریبی و دروغ روزگار میگذراند .

« قمپز» در کردن هایی از نوع حمله سیاسی !! و تهاجم سیاسی !! بیشتر شبیه « شکر خوردن » های بد مستی است و شاید هم سر گیجه های ادامه دار از رسوایی های پدید آمده است ، که قطعا رجوی و مریم بانو هیچ پاسخ مشخصی برای آن نداشته و ندارند و بهترین تاکتیک را همانا شیره مالیدن سر خود و دیگران را برگزیده اند.

کسی که مستوجب این همه خونریزی و فلاکت اجتماعی و بن بست سیاسی در ایران شده و سر در امور وابستگی آن هم به عراق و مرتجع ترین دول عرب فرو برده است ،هیچ  جایی برای سخن گفتن نگذاشته است اکنون بی شرمانه و با دروغگویی مشمئزکننده کننده باز هم برای فرار از این همه مصیبت و رسوایی، گرد و خاک راه انداخته و باز هم چون همیشه با «عوام فریبی» و « پوشال کاری » های سیستماتیک راه فرار برای خود انتخاب کرده است ..

سالهاست به همین شیوه و همین تاکتیک نخ نما شده متوسل شده است . عجیب استعدادی مریم رجوی در مضحکه کردن و نمایش بازی دارد گوییا از آغاز برای ایفای چنین نقش آفرینی هایی در کل تاریخ مجاهدین زاده شده است.

یک روز در هوس حضور هیلاری در کاخ سفید غش! میکند ولی فردای همان روز در اندوه نیم نگاهی از «ترامپ» تب و لرز !؟ سرنگونی میگیرند . بی پرنسیپی سیاسی که بیش از هر چیز پرده از نان به نرخ روز خوردن رجوی ها برمیدارد، بیان نمونه های آشکار و پنهان در دنیای سیاست از نگاه آنها ست که جدا مثال زدنی است نه برای امروز بلکه برای تاریخ معاصر ایران .

تنها این  رها شدگان و جدا شدگان از سازمان مافیایی مجاهدین هستند که قادر به درک این همه عوام فریبی و دریوزگی سیاسی آنان در تاریخ معاصر هستند

واقعا بخصوص در این پانزده سال گذشته که شیرازه مجاهدین با سرنگونی صدام حسین از هم پاشید نگاه کنید مجاهدین چقدر رنگ عوض کرده اند؟و هر روز سر در آخور وابستگی تنها کشور و دولت عوض می کنند تا شاید نیم نگاهی در دنیای در یوزگی سیاسی به آنها انداخته شود .

برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1395/8/24 - 18:48 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

وابستگی به قدرت ها و دولت ها

آن روی سکه مبارزه خشونت طلبانه

بی هیچ شک و تردید بررسی مبارزات  حق طلبانه و قابل قبول ولی با متد مبارزه خشونت طلبانه در جهان امروز نشان میدهند که قریب به اتفاق این مبارزات به انحراف کشیده شده و عملا سر از وابستگی به قدرت های حاضر در صحنه بین المللی درآورده است .

از سوی دیگر خشونت ، خشونت میزاید و در یک چرخه و سیکل معیوب خون ، خون را می شوید و کینه و دشمنی زاینده کینه و دشمنی افزون تر است 

جالب آنکه فرقی هم نمی کند در کجای این جهان ،جنبش مزبور فعالیت داشته و دارد.  از آفریقا گرفته تا خاور میانه و آسیای دور گرفته تا آمریکای لاتین همگی به همین انحراف و شاید هم مسیر اجباری و غیر قابل تغییر سمت و سو پیدا کرده اند

در جامعه و کشور خودمان ایران ، تجریبات از این نوع بسیارند که ابتدا به اسم خلق و عدالت اجتماعی و مساوات و برابری قدم به میدان گذاشتند ولی در طی مسیر، سر از وابستگی عریان و بدون انکار درآوردند

مجاهدین خلق که قبل از انقلاب مردمی سال ۱۳۵۷ برای عدل و عدالت می کشتند و کشته می شدند در بعد از انقلاب پیوسته می کشتند و اعدام می‌شدند ولی در مسیر وابستگی عریان گوی سبقت از همه مدعیان می ربودند

توجه کنید در بررسی حاضر مطلقا به این موضوع نمی پردازیم که دارنده سلاح و افکار رادیکال حق هست یا ناحق بلکه میگوییم هر نوع مدل مبارزه از نوع خشونت طلبانه راه به وابستگی بیگانگان و قدرت های جهانی و منطقه آی میبرد

جالب آنکه در دنیای امروز هر دولت و کشوری بر اساس خواست سیری ناپذیرش  از همین تاکتیک مشخص برای مزدور پروری و پیدا کردن جای پای مناسب در سیاست های منطقه اش تبعیت میکند 

شما نگاه کنید به حضور و تولد گروه داعش- که ابتدا بواسطه آمریکا و انگلیس و صد البته اسراییل قدم به این جهان گذاشت وشکل گرفت و سپس همین گروه برگشت دست سازندگانش را گاز گرفت و هر کاری که اکنون خود درست تشخیص میدهد ، انجام داده و مبشر ارتجاعی ترین و عقب مانده ترین و شیطانی ترین شیوه ها برای پیشبرد اهداف اش است 

القاعده و طالبان و رهبر گروه و خالق ۱۱ سپتامبر در آمریکا دقیقا ابتدا توسط عربستان و آمریکا پدید آمدند و در انتها دست به چنین فجایع تاریخی و غیر انسانی زدند 

یک دوجین گروههای وابسته و مسلح در سوریه را به این لیست اضافه کنید تا ببینید که کشف و درک این حقیقت که عنصر خشونت طلبی و صحبت با سلاح در هماهنگی کامل با وابستگی حرکت میکند ،مطلقا به هوش زیادی احتیاج ندارد

مجاهدین خلق که از بدو تاسیس اش این مسیر را برگزیده است در سالیان پایانی زوال و اضمحلال اش مبین و نتیجه همین نگاه به مبارزه است . تجربه تلخ و بسیار بسیار زیان آور و نا امید کننده برای مردم ایران که دهها سال طول خواهد کشید تا خاطره آن از حافظه مردم ایران فراموش گردد .

مجاهدین در کارنامه خود بیش از ۲۰ سال وابستگی نزدیک به  دیکتاتور عراق را که در خوشبینانه ترین شکل از (۱۳۶۲ تا ۱۳۸۲ )به مدت بیست سال به درازا کشیده شده است را در کارنامه خود دارد ، سپس به وابستگی بسوی آمریکا روی آورد و اکنون در بغل عربستان روزگار می گذراند.

بررسی کارنامه گروهها و دیگر جریانات نظامی در بسیاری کشور ها همین نتیجه را نشان میدهد . اکنون به روشنی میتوانیم برای نسل آینده به تمامیت و قطعیت عنوان کنیم که مسیر دمکراسی و عدالت اجتماعی و حق خواهی هرگز از لوله سلاح نمی گذرد

آنان که  شعار - مبارزه امپریالیستی از لوله سلاح میگذرد - را پیوسته فریاد میکردند اکنون با همان آمران و عاملان امپریالیسم نرد عشق میبازند تنها خسران را مردم ایران کشیدند و جوانان بسیاری که تلف شدند و مادران و پدران بسیاری داغدار به جا ماندند

مبارزه صلح آمیز و صد البته مدنی و هوشیارانه راه رهایی از سیکل معیوب تلخی و گسستگی سیاسی است . شاید اگر آنروز ها مسیر خشونت و ترور و کشتار را مردم ایران طی نمی کردند و دهها سازمان سیاسی از ریشه کنده نمی شدند امروز مردم ایران اپوزیسیون قدرت مند و قابل قبولی را بعد دهه ها تلاش برای آزادی و عدالت در چنگ خود میداشتند و قادر بودند از طریق یک سیاست درست و غیر وابسته راه خودشان را بسوی کمال و خوشبختی در جهان امروز هموار کنند..


برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1395/8/6 - 15:02 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

درباره ما

آمار وبلاگ

کد های کاربر