عمل نمودن "جام زهر خروج مجاهدین از عراق" 

تنها بعد از  یکسال و ۳ ماه 


همانطور که در خبرهای مربوط به مجاهدین خوانده اید  تنها کمتر از یکسال مریم رجوی بدلیل مخالفت ها و اعتراضات گسترده تشکیلاتی در تمام سطوح رده بندی اعضا به شکل مفتضحانه ای مجبور شده که سراسیمه محل اهدایی دولت آلبانی را به سمت مکان و دهاتی دور افتاده و به فاصله ۲۰ کیلومتری  از شهر و جامعه بشری ترک کند .


آنچه مسلم است فرو ریختن پایه های ایدئولوژیک و اندیشه ای مجاهدین بخصوص پس از ترک پایگاه تاریخی شان در عراق پس از زمان کوتاهی قابل پیش بینی بود در شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۵ ماه قبل) در مقاله ای با عنوان  ( جام زهری که مجاهدین جرعه جرعه تا آخر آنرا سر کشیدند ) به این مهم اشاره  کرده بودم . همانجا گفتم : 


*** " جام زهر ،جرعه  جرعه تا پایان عمر

آنان جامی را البته به اجبار  و نه بر اساس اختیار سر کشیدند که در کل تاریخ این جریان به شکستی فراسوی پندارها ، ثبت گردیده و هرگز آنان این فاجعه بزرگ را از یاد نخواهند برد . دگر دیسی دم افزون البته با کمترین امتیاز دست پخت خانمی است که در عین حال با یک دست جریان تروریستی « داعش» را پدید می آورد با دستی دیگر بدنبال رفع و رجوع مسایل  کاندیداتوری  ریاست جمهوری آمریکاست . فراموش نکنیم که  هیلاری کلینتون همانی است که با امضایش مجاهدین از لیست تروریستی آمریکا و تبع از خاک « اشرف اصلی ترین و مهمترین پایگاه نظامی »  از بدو  خارج کرد .***   ( شهریور ۱۳۹۵ همان مقاله )

بخصوص برای نیرویی که شعار سرنگونی بواسطه قدرت سلاح و خشونت را  میدهد  ولی عملانزدیک به ۳۰ سال یعنی سه دهه از آخرین عملیات سازمان یافته اش به کمک عراق در تابستان ۱۳۶۶ میگذرد و تا کنون توانایی و امکان شلیک حتی یک تیر را نداشته است ، این موضوع برایش بسیار بسیار دردناک است


از سوئی دیگر نیروی جوان آن سالیان اکنون از مرز ۵۵ سال گذشته اند و بالطبع شور و شر جوانی و ماجراجویی در آن دوران تیز در وجوداش به  خاموشی گرایده است .


پس با این شرایط روحی و روانی و بویژه شکست های سیاسی و نظامی در عراق بشکلی که پس از تقریبا ۳۵ سال با پس گردنی از آن خطه اخراج و در حیات خلوت آمریکا یعنی آلبانی که فقیر ترین کشور ی است که در قاره اروپا قرار دارد ولی جزو اتحادیه اروپا نیست ، جای داده میشوند . چه اتفاقی برای آنان در حال رقم خوردن است .؟


در بررسی اندیشه و تئوری ای که با نام رجوی گره خورده و شناخته میشود ، این تئوری خیانت بار رجوی  برروی ۲ محور اساسی استوار شده بود : 

۱- وابستگی به دول خارجی برای رسیدن به قدرت 

۲- تخریب روحی و روانی  و مغز شویی نیروها به هر قیمت .

این نظریه تنها در محیطی بسته و کنترل شده که عموما در خاک بیگانه و پادگان های نظامی محصور شده  طراحی و سازماندهی میشد امکان بقا داشت و امروز  پایه های این تئوری عملا فرو ریخته است .


اگر چه در بررسی محتوایی این دو ۲ عامل همیشه عامل دوم به عنوان زیر بنا شناخته شده و وابستگی و مزدوری به دول خارجی بواسطه همین عامل دوم نقش و کارکرد  پیدا میکرده است .


اکنون زمانی است که بندها گسسته میشود و نیروی محاصره شده و مدفون شده در زیر آوار اندیشه عقب مانده رجوی که برخلاف تمامی متد مبارزاتی وبدور از زمان و تحولات دنیای معاصر قدم برمیداشت ، با خروج از عراق بخصوص در خاک و سرزمین غیر عرب!  هرگز توان ماندگاری نخواهد داشت و چون برف در زیر آفتاب تموز  آب خواهد شد 


علاوه بر این نقش بی جایگزین مسعود رجوی به عنوان نظریه پرداز این اندیشه را فراموش نکنیم که دیگر نیست و عملا تاثیر گذاری روی نیروهای خود  ندارد ‌.


مریم رجوی تصورش این بود که میتواند آمریکا را دور بزند و لاس زدن های آشکار و پنهان با مقامات آمریکایی آنها را بفریبد و این نیرو ا را به طور دسته جمعی در کیسه خود نگاه دارد . من قبلا گفتم در شهریور ۱۳۹۵ به این طرح اشاره کرده بودم ، طرحی و سناریویی که از همان زمان هیلاری کلینتون در مقام وزارت خارجه برای آنان برنامه ریزی شده بود و این سناریو قدم به قدم  پیش میرود ،


ابتدا بایست مسعود رجوی که بسیار بدنام بود از دایره رهبری مجاهدین کنار گذاشته میشد ، و به این مهم تن داده شد 

دوم کل این نیرو به خارج از خاک عراق منتقل می گردید. 

در گام سوم این نیرو با تغییر زمین و فضای موجود و امکان ارتباط پیدا کردن با دنیای آزاد دیگر مهارپذیر نبوده و  بسرعت ریزش خواهد کرد. 


به این ترتیب در دنیای آزاد و با وجود ابتدایی ترین نیازهای انسانی که هرگز جرم نبوده و نیست‌‌ ، مریم رجوی نمیتواند نیرو ها را کنترل کند و مجاهدین عقب مانده از جامعه و روزگار  قادر به درک  آن  نیستند و همین برای تغییر و دگرگونی کافیست .


به نظرم مریم رجوی و کادر های رهبری عقب مانده مجاهدین کمی دیر به فکر افتاده اند اگر چه هیچ فرقی هم نمی کرد .  زهر خروج از عراق اکنون در پیکره تشکیلاتی مجاهدین به همه جا سرایت کرده است و کسی مطمئنا دیگر نتواند برای آن کاری کند .


فرو پاشی تشکیلات مجاهدین مدت هاست کلید خورده است و مریم رجوی که سراسیمه تابستان گذشته را تماما به رتق و فتق این امور پرداخت را دیگر یارای پیدا کردن راه حلی نیست . 


تا سال آینده این موقع در کریسمس سال ۲۰۱۹ بیش از نیمی از اعضای منتقل شده به آلبانی دیگر در این تشکیلات  حضور نخواهند  داشت و جام زهر خروج از عراق تا بالاترین لایه های مجاهدین را در خواهد نوردید  .



برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/9/7 - 14:12 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

مریم رجوی «چقدر می گیری گریه کنی؟ »


حال و روز امروز مریم رجوی و سازمان مجاهدین آدمی را ناخودآگاه یاد فیلم سینمایی ایرانی با نام «چقدر می گیری گریه کنی؟ » میاندازد.


داستان از این قرار بود که یک شرکت خصوصی برای ادم هایی که میمردند  و در عین ثروتمند بودن ولی کسی را نداشتند که سر خاک شان بیاید و برایشان گریه و عزاداری کند آدم و سیاهی لشگر جور میکرد که با استخدام روزانه سر خاک عزیز از دست رفته گریه کنند و اینطوری آبرویشان حفظ شود .


واقعیت امروز مجاهدین وابسته به بیگانگان و مریم رجوی که یک دوجین پرونده ترور و جنایت علیه ایران و ایرانی دارد مرا دقیقا یاد این فیلم میاندازد که از وی بپرسیم : مریم رجوی «چقدر می گیری گریه کنی؟ » 


سالیان از منش مزدوری و روش خشونت خواهانه شما برای هر چه تلخ تر کردن زندگی مردم ایران گذشته است منش و روشی که توسط مسعود رجوی پنهان شده از ترس حضور مردم در غار خود ساخته .گذشته است ولی فرمان این ماشین خشونت و ترور همچنان در دستان مریم رجوی است .


شما چه احساسی به مردم ایران دارید ؟ چقدر تزویر و ریا را تکرار و تجربه کردید که دیگر جزو عادات روزانه شما شده است ؟ تا کجا خود را نفهم پنداشته و شعور مردم ایران را بازی میگیرید؟

و تا کجا مسیر وابستگی و پدید آمدن جنگ و خونریزی جدیدی را برای مردم ما برنامه ریزی و برایش تلاش میکنید؟


مردم ایران خیلی وبسیار گرفتاری دارند. خسته و پزمرده اند و دهها مشکل و تلخی از جمله زلزله روح آنان را آزرده است ولی سوال اضلی و همیشگی مردم ایران این است :


اینها به شما که ما را به صدام فروختید چه ربطی دارد ؟

مگر شما بیش از ربع قرن در خاک عراق همین بغل گوش « قصر شیرین و سرپل ذهاب» برای مردم ما نقشه نمی کشیدید و با مزدوری عیان و روشن برای صدام حسین بدنبال جرقه و جنگ نبودید؟


مگر همین آلان چشم به دستان آمریکا و عربسان ندوخته اید که با تکه استخوانی شما را شرفیاب کند و بدنبال فرصت طلایی ایجاد جنگی جدید علیه مردم ما نیستید؟


مگر تلفن ها و فکس های شما در همین لحظه برای ارتباط با جنگ طلبان آمریکایی . لحظه ای قطع میشود؟


بنابراین سعی نکنید برای مردم ایران گریه کنید .حساب شما بسیار روشن تر و شفاف تر از آن است که کسی را بفریبد و اگر امروز عربستان غرق در بحران حکومتی آویزان شما شده است از بی کسی و بیچارگی است نه از توانمندی دروغین شما ؟


مردم ما از تبار «کوروش و داریوش و مازیار » با شما مزدوران مادر زاد چکار ؟؟؟


روزگار اگر چه میگذرد ولی تاریخ و اندیشه مردم ایران هرگز بخاطر جنایات تان شما را نمی بخشدد و فراموش نکنید مردم ما در منتهای سختی و تلخی شما را به عنوان ایرانی زادگانی که تنها خون عرب از نوع «عراقی و عربستانی» در رگ هایش جاری است . تجربه کرده اند .



برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/8/27 - 09:54 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

مجاهدین آمریکایی ،

 مزدوران کارکشته برای تمام فصول


در شرایطی که دنیا یک صدا از روسیه و چین گرفته تا انگلیس و فرانسه و آلمان از توافق فرجام در جهت منافع مردم ایران و جهان دفاع میکنند تنها و تنها یک فرقه تروریستی ضد منافع مردم ایران در  کنار راست ترین جناح های جنگ طلب آمریکایی قرار گرفته و سخنان یک خود شیفته آمریکایی را قرقره می کند و در تخیل اش خواب های پنبه دانه می بیند.


این جریان ضد ملی اگر چه هیچوقت توانایی و قابلیت حاکمیت در سرزمین ایران را نداشته است ولی  ظرفیت غیر قابل وصفی در مزدوری و چاکر منشی پیدا کرده است و دقیقا به همین دلیل میبایست در برابر  مجاهدین آمریکایی که خودشان را ایرانی میدانند قاطعانه موضع گرفت تا هرگز جرأت نکنند خودشان و اربابان شان -خلیج همیشه فارس-  را خلیج عربی بنامند .


این ظرفیت بی مانند. در وادی مزدوری تنها تنها در تاریخ معاصر ایران از مجاهدین به رهبری مریم و مسعود رجوی دیده شده است و خوشا به حال تمام کسانی حتی شده یک روز سریع تر و زودتر خودشان و زندگی شرافتمندانه شان را از دستان منحوس چنین جریان مخرب و ضد ایرانی رها کرده اند .


مسعود رجوی و امروز فرزند خلف اش مریم قجر فکر میکنند چون جوانان ایرانی را به کام مرگ فرستادند. پس مجوز هر گونه مزدوری - از مدل عراقی و عربستان سعودی اش گرفته تا مدل به روز شده آمریکایی اش - را داشته و دارند .


حال آنکه هرگز اینگونه نیست مردم ایران و تاریخ سیاسی این سرزمین خاطره پر قدرتی دارد و نمی شود این حجم از مزدوری و وطن فروشی را به فراموشی بسپارد .


مریم رجوی در کنار درد و رنج مردم ایران وعده جنگ جدیدی را از سوی آمریکا در سر می پروراند تا شاید از این رهگذر تکه استخوانی نصیب اش شود و بر تخت سلطنت رویایی خویش جلوس کند .


اگر چه اینها تماما یاوه هایی هستند که مریم رجوی و شرکای سیاسی اش در ذهن عقب مانده خود پرورش میدهند . ولی دنیا و جهان امروز چیز دیگری میگویند .


شاید ترامپ و هر پریشان فکر دیگر بخواهد جنگ جدیدی را علیه مردم ایران شروع کند ولی مردم ایران امروز هرگز به جنگ و خونریزی فکر نمی کنند و تغییرات سیاسی را در پهنه تغییرات عمیق فکری و اجتماعی و مبارزه مدنی جستجو میکنند .


مریم رجوی خون میخواهد و ملکه ترور ایران هنوز هم پیرانه سر با بزک و دوزک در کنار خونریز ترین نمایندگان امپریالیسم شراب همکاری مینوشند و سعی میکنند از هر توطئه و تلاش مزبوحانه علیه ایران و ایرانی سکوی پرتابی برای خود جستجو و دست و پا کنند .


اکنون هر یک روزی که میگذرد مواضع روشنگرانه بیشمار افراد جدا شده و رهایی از اندیشه دروغ و ریا و سرزمین نیستی و تباهی مشخص تر میشود ، آنچه که مسعود رجوی در عراق به پا کرد و ادامه آنرا در آلبانی سازمان میدهد ، ادامه کابوسی است که رجوی ها برای خود رقم زده اند .


ما و همه ما که از این جریان اعلام جدایی و برائت کردیم بخاطر آن بوده و هست که چنین دریوزگی ها را از نزدیک در پناه حکومت صدام حسین دیده و لمس کرده بودیم و حال بوضوح و روشن تر از هر زمان دیگر در این بزنگاهها تاریخی چهره واقعی ربایندگان اعتماد بر ملا میشود و ماسک ترقی خواهی و آزادی نمایی را از چهره آنان برمیکنند .


البته و صد البته که تمامی این اتفاقات جای خرسندی و شادمانی مضاعف در اردوگاه رنگارنگ مردم ایران دارد  که فرزندانشان به وابستگی و دریوزگی مجاهدین تف کردند و نگذاشتند آب خوش از گلوی آنان پایین برود .


باشد که بیشتر بیشتر مردم ایران از این جریان ضد ملی بدانند و آنان راتا  گورستان تاریخ بدرقه کنند وقطعا رهبرانشان در آلبانی و فرانسه همچنان که تاکنون بوده ، به خاک سپرده شوند .


 


برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/7/26 - 12:19 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

بی اعتنایی جهان به درخواست ترامپ،

(مهمان کاخ سفید برای چهارسال )


تنها هنوز 48 ساعت از سخنان ترامپ که با تبلیغات گسترده و -بقول برخی تحلیل گران آگاه -هیاهوی بسیار بخاطر هیچ- عنوان شد ,نمیگذرد که از سوی تیلرسون وزیر خارجه این کشور و همچنین  - نیکی هیلی-نماینده  دائمی آمریکا در سازمان ملل سخنان کاملا متفاوت و متناقض با آنچه ناشیانه و با فرهنگ غیر دیپلماتیک و همیشگی ترامپ عنوان شد ، بگوش میرسد .


این عکس العمل ها عجولانه و ۱۸۰ درجه متضاد با سخنرانی ترامپ را میتوان آنگونه بررسی کرد که پس از سخنان پرهیاهوی ترامپ ، آنچه در خاطره جهان بیش از همه نقش بست  - عدم تعهد آمریکا به موازین بین اللملی - و  یک بی آبرویی درست و اساسی را برای آمریکا و هیئت حاکمه اش بود .


کمتر از 6 ساعت برخلاف نظریات ترامپ به شکل معنا داری  آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه و ترزا می، نخست‌وزیر بریتانیا در بیانیه‌‌‌ی مشترکی کهصادر کردند حفظ برجام "به سود مصالح امنیتی" همه این کشورها خواندند.


جالب آنکه ترزا می شخصا در گفت‌وگوی تلفنی با دونالد ترامپ توافق اتمی با ایران را مجددا تایید کرد. وزیر خارجه بریتانیا نیز در گفت‌وگوی تلفنی با همتاهای ایرانی و آمریکایی‌اش این توافق را نقطه اوج یک دیپلماسی ۱۳ساله دانست.


زیگمار گابریل، وزیر خارجه آلمان موضع ترامپ را "پیامی نامساعد و خطرناک" خواند. مسکو نیز ترامپ را به "لفاظی‌های تهاجمی و تهدید‌آمیز" متهم کرد.


اما اکنون تیلرسون پس از موج مخالفت های جهانی بی مهابا در مصاحبه با رسانه ها میگوید : «حفظ برجام به سود منافع ملی آمریکاست» .  


جنیفر رابین یکی از نویسندگان محافظه کار روزنامه واشینگتن پست بوضوح گفت تصمیم ترامپ ایالات متحده را منزوی کرد و حمایت هر دو حزب را از دست داد...


آنتونی بلینکن قائم مقام وزارت خارجه باراک اوباما در نیویورک تایمز مینویسد : این تصمیم ترامپ ایالات متحده آمریکا و - نه ایران -  را در جهان منزوی میکند چرا که توافق را نقض کرده است و به ایران اجازه میدهد بدلیل توانایی اقتصادی اش با شرکای اروپایی ما در توافق باقی بماند ...


از این نمونه ها بسیار است که بفاصله کوتاهی مقامات عالی رتبه آمریکا را وادار کرده است که کار عجولانه و غیر متعارف ترامپ را ماست مالی کنند .


از سویی دیگر همین امروز دوشنبه ۱۶ اکتبر در اولین نشست وزرای خارجه ۲۸ کشور اتحادیه اروپا پس از سخنرانی ترامپ بیانیه ای را امضا کردند که از کنگره آمریکا میخواهد که از توافق خارج نشوند .


وزیر خارجه اتحادیه اروپا - فدریکا موگرینی - اعلام کرد بزودی به آمریکا سفر کرده تا به کنگره آمریکا بگوید که به نفع جهان است که همگی در توافق باقی بمانند ..


جالب اینجاست در حالیکه ترامپ بی صبرانه منتظر موضع رسمی و پاسخ ایران است آنها دقیقا چیزی نمی گویند یا کم میگویند و پیوسته توپ را توی زمین آمریکا رها میکنند .


راستی در کاخ سفید که قطعا ترامپ تنها چهار سال مهمان آن است چه ها که نمیگذرد و این آشفتگی سیاسی و سردرگمی خیره کننده که در دوران گذشته ریاست جمهوری های قبلی آمریکا سابقه نداشته است از کجا نشات می گیرد ؟


آینده قطعا حامل حوادث بسیار است ولی نه برای-  ایران - بلکه برای آمریکا و ریاست جمهوری آن که خود را در پی پیشنهادات واوامر  اسراییل بازیچه و سرگردان دنیای سیاست کرده است .



برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/7/25 - 03:07 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

«کاریکاتور انتخابات » 

برداشت مادام العمر مجاهدین از امر انتخابات 


همه نیروهای سیاسی و ریشه دار و همچنین تمامی مردم فرهیخته و روشنفکر ایرانی چه در داخل و چه در خارج ایران طی حداقل ۴۰ چهل سال گذشته میدانند که در فرقه ها و احزابی که جامعه را به شکل دیکتاتوری رهبری هرگز در مناسبات خود انتخاباتی  نداشته و تنها تنها برای بزک و دوزک کردن چهره کریه فاشیستی وخود وانمود به این امر میکنند 


کشوری چون عراق که دهه ها با دیکتاتوری صدام حسین اداره میشد یا سازمان های فرقه چون مجاهدین که توسط مسعود رجوی هدایت می شد . از جمله چنین سیستم ها و کشور هایی هستند که هرگز ادعای دروغین آنان برای انتخاب و انتخابات دروغ و رای آزاد فریبی بیش نبوده است و تنها تنها برای فریب افکار عمومی دست به این خیمه شب بازی ها میزنند .


جالب تر آنکه در پناه این خیمه شب بازی ها درون متعفن و عقب مانده و ارتجاعی خود را ناخواسته بیرون میریزنند و آنچنان باعث ریشخند و ملعبه عالم و آدم میشوند که در هیچ کجای دیگر همانند آنرا شاهد نیستید .


از آن زمانی که مسعود رجوی در سال ۱۳۷۲ یادش افتاد رییس جمهور برای ایران البته در خاک عراق و زیر چکمه های صدام حسین برگزیند تا زمانی که بعد از خودش دنبال مسئول اول فقط آن هم توی زنان میگشت همیشه همیشه فقط یک قصد داشت .


اول اینکه خودش را دمکراتیک و آزادی خواه نشان دهد 

دوم اینکه تا جایی که امکان دارد درون متعفن و ارتجاعی خود مبنی بر انتصاب با زرورق انتخابات را بپوشاند .


بنابراین برای اجرای این مهم و اینکه از جهان آزاد عقب نماند دست به کارهایی میزد که آخرین نمونه اش را شما در مناسبات دیکتاتوری مسلک مجاهدین شاهد هستید .


شما نگاه کنید به فیلم های منتشر شده خود دستگاه تبلیغاتی مجاهدین که بقول خودشان انتخابات برگزار کرده اند حتی شده یک نفر مخالف یا حتی ممتنع در جمع  دو هزار نفره موجود نیست و این دقیقا نشان از منش و محتوای فرقه مجاهدین میدهد که کسی جرات مخالفت ندارد،  نه آنکه مخالفی نباشد و بعد هم منگول و عقب مانده همین را به نشانه انتخابات به نمایش میگذارد .


به این ترتیب تفکر عقب مانده و ارتجاعی هرگز یک مارک برای مجاهدین امروز به رهبری مریم رجوی نیست بلکه تعریف وضعیت و ماهیت جریانی است که میخواهد دیگران را گول بزند ولی باز هم آنقدر ارتجاعی است که قادر به پوشاندن همین موضوع هم نشده و از انتخابات « کاریکاتوری» ارائه میدهد که الحق برازنده و مبین وضع و حال امروزشان است .


طبق معمول از « مسعود رجوی » رهبری فکری و تاریخی آنان نه در عید و سال تحویل و نه در چنین انتخاباتی خبری نیست و چون همیشه غایب!؟ وادار به سکوت و خفقان اجباری از طرف از ما بهتران اجنبی شده است .


زندگی همچنان پیش می رود و در عصر آگاهی و اینترنت و ارتباطات هنوز هم هستند فرقه های عقب مانده دوران که سر در آخور وابستگی ، ادای دمکراسی و آزادی در آورده و به خیال خودشان « آلترناتیو دمکراتیک !» و «کانون استراتژیکی نبرد!» را یدک بکشند .


بنا به تجربه شخصی من در مجاهدین تنها دو ۲ معیار برای اداره امور مجاهدین در دستور کار هست .


دروغ و دروغگویی در «درون مناسبات » و ریا و تزویر در «بیرون مناسبات » ، این تنها راه نفس این جریان ضد ملی است که مدت هاست حنایش برای کسی رنگ ندارد . 

 


برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/6/28 - 12:42 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

فرقه ماورای ارتجاعی مجاهدین 

و نمایش های فمنیستی 


روزگار مجاهدین بویژه پس از مریم رجوی تلخ تر از تلخ است ، کوس رسوایی و وابستگی عریان مجاهدین به قدرت های استعماری و دلبستگی های  آنان به شیوخ عرب سوسمار خور برای همگان  مشخص و مبرهن است .


حنای آنان بد جوری برای مردم ایران رنگ باخته است و شعار های پوچ و تو خالی مبارزه برای آزادی و تلاش برای رهایی مردم دیگر کمتر کسی را میفریبد و شعارهایی آن هم از نوع مجاهدین برای ایران و ایرانی دیگر هرگز کمترین تاثیری بر مردم ایران بویژه نسل جوان نداشته و ندارد.


در چنین شرایطی که سرباز های سالخورده و زیر پرچم مجاهدین متوسط سنی شان از پنجاه سال گذشته است و با پس گردنی از خاک عراق که مدعی بودند ، « کانون نبرد استراتژیکی»  !! آنان است اخراج شده و جملگی فقط و فقط چشمان شان به دست های قدرت استعماری برای مصرف کردن آنان است ، 


نمایش انتخاب و انتخابات ، آن هم در زیر دیکتاتوری رجوی ها که بیش از چهل سال در این فرقه  طول کشیده و اکنون نفس های آخر را میکشد بسا دیدنی است . 


سفره ای را  که برای رهبری این مناسبات ارتجاعی و عمیقا قرون وسطایی پهن کرده اند  فقط زنان نظر کرده مریم و مسعود رجوی حق داشته و دارند که بر سر آن نشسته و از آن بخورند و بچرند و به ریش یک دو جین مردان زندان رفته در زمان شاه قاه قاه بخندند و بعدش هم اسم اش را بگذارند رهبری نسل نوین و خزعبلات دیدنی و شنیدنی که فقط بدرد خودشان و مناسبات داخلی شان میخورد و بس .


در چنین مناسباتی از زنان ایرانی که به فضا رفته یا جایزه صلح نوبل را از آن خود کرده و حتی در میادین ورزشی افتخار برای ایران و ایرانی آفریده اند هرگز سخنی به میان نمی آید و هر گونه سخن گفتن از چنین پیشرفت هایی  به ظن آنان حمایت از جمهوری اسلامی تلقی میشود .


درخشش در صحنه های علمی فیزیک و ریاضی یا هنری و ورزشی برای رهبران مجاهدین راز مگو شمرده و تلقی میشود ، دهها زن کارگردان و بازیگر برجسته ایرانی خاری است که در چشم آنان میرود و جالب تر آنکه با این عقاید ارتجاعی مدعی رهبری زن و مرد ایرانی هم هستند و بواقع شرم خورده و حیا را قی کرده اند .


در عصر آگاهی و دانایی و درخشش هزاران زن در عرصه های اجتماعی ، علمی ، فرهنگی و فعالیت بی مانند در عرصه تکنولوژی و ارتباطات دیجیتال و بیش از نیم میلیون کانال تلگرام ، واتس آپ ، فیس بوک و اینستاگرام و.... دیگر هیچ گوشه تاریکی وجود ندارد که زن ایرانی قدرت خود را به نمایش نگذاشته باشد .


حالا یک گوشه ای از حیاط خلوت آمریکا ، وابستگان خوش نشین و دست چین شده آمریکایی که برای همگان شناخته شده هستند و آنقدر عقب مانده اند که هنوز هم  فکر میکنند موی زن ایرانی اشعه برای مردان دارد و در هزاره سوم هنوز جرات نکردند لچک به سر نداشته باشند ، چنین عقب ماندگانی برای زن و مرد ایرانی لغز میخوانند . 


براستی آنان و شخص مریم رجوی خودش را ملعبه و دلیل ریشخند مردم ایران نکرده است ؟ قطعا راهزنان آزادی و استقلال واقعی که با فریب و دروغ در صدد خاک پاشیدن به چشمان مردم ایران هستند آب در هاون میکویند و در خیال خود پنبه دانه را لپ لپ میخورند .




برچسب‌ها : ,,
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/6/19 - 03:23 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

چرخش چراغ خاموش عربستان سعودی به سوی ایران 


در این تابستان گرم و کلافه کننده هیچ خبری مانند چرخش چراغ خاموش عربستان بسوی ایران برای مریم رجوی پریشان دل ، کلافه کننده تر نبوده است . خبری که چون پتک بر سازمان مجاهدین فرود آمده است .


سه ۳ نشریه معتبر آمریکایی به نام های « هافینگتن پست » ، « نشنال اینترست» و «بیزنس اینسایدر » بطور همزمان ضمن درج مقالاتی پیرامون چرخش خاموش و بی سر و صدا عربستان سعودی به سوی ایران جهت کاهش تنش ها  مطلب تهیه کرده و ضمن استقبال از این حرکت عربستان آنرا در منطقه پر آشوب خاورمیانه مثبت ارزیابی کرده اند .


البته شاید حوادث قطر در این زمینه و بخصوص حمایت دو قدرت منطقه ای ترکیه و ایران از حاکمان در قطر در این چرخش شرمگینانه موثر بوده باشد ولی در هر صورت این سر مجاهدین است که بی کلاه مانده است .


البته در دنیای وابستگی  چرخش های خاموش یا شرایط  غیر قابل پیش بینی  برای  نیروی سرد و گرم چشیده ای چون مجاهدین که تجربه صدام را هم در چنته دارد شاید قابل پیش بینی بود ، ولی نه اینقدر زود ! که حتی به فکر مجاهدین  هم نرسد!! .


میدانیم برای مریم رجوی با وجود تجربه ای چون صدام حسین وخاک عراق و زندان و قلعه و .... برای کل مجاهدین و بویژه خواب های پنبه دانه مسعود رجوی ، چرخش دولت ها و کشورها کما اینکه نیروها و سازمان ها کاملا قابل فهم ودرک است ، ولی این یکی چرخش آنچنان مثال زدنی است که میشود در کتاب معروف گینس هم آنرا نوشت 


خود سازمان مجاهدین پس از اشغال عراق توسط آمریکا و پیدا شدن سر و کله ارباب جدید خوب این موضوع را خوب به یاد دارد که چگونه رنگ عوض کرد بطوری که  در حد تیم ملی قادر به آموزش نیروهایی مانند خود  بوده و هست  و مهارت اینکه چطور میشود یک شبه رنگ که چه عرض کنم بلکه ماهیت عوض کرد و برای آمریکایی ها دامن پوشید و رقص بابا کرم هم کرد.


به هر صورت آبی که رفته نمی شود به جوی باز گرداند  و اکنون« محمد بن سلمان» ولیعهد عربستان که کمتر از ۳ ماه پیش در خصوص کشاندن جنگ به داخل مرزهای ایران لغز سر میداد الان بگونه دیگر می گوید .


یا وزیر خارجه جوان و جویای نام عربستان که هر صبح دست و صورت نشسته یک موضع گیری داغ و آتشین علیه ایران میکرد و بعد مسافت تا میز صبحانه را برای صرف قهوه طی میکرد ، الان «ظریف» وزیر امور خارجه ایران را بغل هم میکند .به هر صورت گفتم کاری است که شده است و از دست مجاهدین هم کاری ساخته نیست!.


فقط شاید سال آینده دیگر از مقامات عالیرتبه امنیتی ال سعود در کارناوال های سالانه شان خبری نباشد و از الان فکری برای این چرخش شرمگینانه و خاموش بکنند و اگر شکایتی هم دارند بروند سراغ « مک کین » شاید او بتواند برایشان کاری کند .


حکایت وابستگی مانند درخت مو (انگور) است که شاید زیاد پخش شود و ریشه کند ولی ساقه اش بالا نمی آید و برگ هایش در همان روی زمین پخش شده و گاها مارهای سمی و سیاه زیر آن پناه میگیرند .


. مجاهدین هم دقیقا نقش همان مارهای سمی و مرموز را  در تاریخ ایران بازی میکنند و با پنهان شدن در زیر برگ های وابستگی سعی در پنهان کردن خود داشته و در همان حال دعوی آزادی برای مردم ایران را دارند .






برچسب‌ها : ,,,,
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/6/3 - 21:28 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

شرط بندی بر روی اسب های بازنده دنیای سیاست


در خبر ی که از سوی خبرگزاری ها منتشر شده است سناتور «جان مک کین » چندی است که به سرطان پیشرفته مغز مبتلا شده است و این موضوع به تازگی برای پزشکان مشخص گردیده است


« جان مک کین » کیست ؟

وی رییس کمیته نیروهای مسلح سنا و نامزد ریاست جمهوری ۲۰۰۸ آمریکا است که نماینده رسمی نئو محافظه کاران جنگ طلب برای آتش افروزی سازماندهی شده در خاور میانه امروز است .


وی مسئولیت سامان دهی گروههای تروریستی از «  داعش » و اخوان المسلمین در سوریه گرفته تا مجاهدین خلق و دیگر گروههای مسلح در عراق را بر عهده داشته است


وی کسی است که در ملاقات های متمادی با بانوی ترور ایران مریم رجوی قول مساعدت های بسیار و خروج ازبن بست فعلی سازمان مجاهدین را نوید داده است


«مک کین» سیاست مدار پیر و کارکشته آمریکا است که بر اساس اعتراف شخص مریم رجوی جابجایی اعضای مجاهدین از عراق به آلبانی را مستقیما نظارت کرد و هماهنگی های لازم را برای این انتقال را به عنوان اصلی ترین مهره آمریکا و دولت مردان پشت صحنه سیاست آمریکا از نزدیک  بر عهده داشت .


« مک کین » همان کسی است که در آلبانی به سبب خدمت هایی که به مجاهدین مریم رجوی کرد برایش فرش سرخ انداخته شد و کتابچه شهدای مجاهدین که قبلا یکبار در سال ۱۳۶۴ توسط مسعود رجوی به ریا و دروغ به - امام حسین (ع) - تقدیم شده بود ، ۳۲ سال بعد مجددا در منتهای دریوزگی سیاسی در سال ۱۳۹۶ تقدیم این فرد  گردید .


بنابراین تومور مغزی پیشرفته سناتور « جان مک کین » برای مجاهدین و بانوی ترور مریم رجوی خیلی گران تمام خواهد شد و تا همین الان هم جام زهری را که مریم رجوی، با رفتن به زیر قبای تند ترین جنایت جنگ طلب آمریکا ، سرکشیده است تبعات بسیار بسیار رسوایی آوری را تاکنون برایش رقم زده است 


« مک کین » سر مهره اجرایی سیاست های خانمان برانداز در این بخش از خاور میانه است که با اقدامات و نقشه های شوم اش هر روز صدها قربانی مرد و زن و کودک در انفجارهای انتحاری عراق و سوریه جان خود را از دست داده اند و یا معلول تا پایان عمر باقی خواهند ماند .


آری امروز مریم رجوی سر در آخور چنین جانوران سیاست پیشه ای فرو برده است و برای خروج از جهنم عراق که بیش از ۴ سال طول کشید و باز هم صدها تن به واسطه این دیر کرد ،جان خود را بی دلیل در مجاهدین از دست دادند هرگز مریم رجوی و رهبر درگل مانده مجاهدین مسعود رجوی را وادار نکرد که عذری بخواهند و تازه طلبکارانه تمامی تقصیر ها را به گردن دیگران انداخته و می اندازند.


ولی در جهانی که خداوند به عدالت در آن حکم میکند هم شرایط درد آور و غیر قابل پیش بینی برای مجاهدین و هم درد های درمان ناپذیر « مک کین » سازماندهی کننده جنگ و ویرانی و انفجار بمب و نارنجک در خاور میانه امروز ، پاسخ مناسبی است که دریافت میکنند .


باشد تا عبرتی باشند در روزگاران ، و پاسخی باشد در ازای خون های به ناحق ریخته شده بی گناهان .در تاریخ عبرت آموز مملو از وابستگی . سر تا پا مزدوری و سر سپردگی جریان ضد ملی چون مجاهدین  برای بیگانگان .




برچسب‌ها : ,,,,
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/5/5 - 17:36 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

درباره ما

آمار وبلاگ

کد های کاربر