X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



مزرعه خوبی ها - page 2

شرط بندی بر روی اسب های بازنده دنیای سیاست


در خبر ی که از سوی خبرگزاری ها منتشر شده است سناتور «جان مک کین » چندی است که به سرطان پیشرفته مغز مبتلا شده است و این موضوع به تازگی برای پزشکان مشخص گردیده است


« جان مک کین » کیست ؟

وی رییس کمیته نیروهای مسلح سنا و نامزد ریاست جمهوری ۲۰۰۸ آمریکا است که نماینده رسمی نئو محافظه کاران جنگ طلب برای آتش افروزی سازماندهی شده در خاور میانه امروز است .


وی مسئولیت سامان دهی گروههای تروریستی از «  داعش » و اخوان المسلمین در سوریه گرفته تا مجاهدین خلق و دیگر گروههای مسلح در عراق را بر عهده داشته است


وی کسی است که در ملاقات های متمادی با بانوی ترور ایران مریم رجوی قول مساعدت های بسیار و خروج ازبن بست فعلی سازمان مجاهدین را نوید داده است


«مک کین» سیاست مدار پیر و کارکشته آمریکا است که بر اساس اعتراف شخص مریم رجوی جابجایی اعضای مجاهدین از عراق به آلبانی را مستقیما نظارت کرد و هماهنگی های لازم را برای این انتقال را به عنوان اصلی ترین مهره آمریکا و دولت مردان پشت صحنه سیاست آمریکا از نزدیک  بر عهده داشت .


« مک کین » همان کسی است که در آلبانی به سبب خدمت هایی که به مجاهدین مریم رجوی کرد برایش فرش سرخ انداخته شد و کتابچه شهدای مجاهدین که قبلا یکبار در سال ۱۳۶۴ توسط مسعود رجوی به ریا و دروغ به - امام حسین (ع) - تقدیم شده بود ، ۳۲ سال بعد مجددا در منتهای دریوزگی سیاسی در سال ۱۳۹۶ تقدیم این فرد  گردید .


بنابراین تومور مغزی پیشرفته سناتور « جان مک کین » برای مجاهدین و بانوی ترور مریم رجوی خیلی گران تمام خواهد شد و تا همین الان هم جام زهری را که مریم رجوی، با رفتن به زیر قبای تند ترین جنایت جنگ طلب آمریکا ، سرکشیده است تبعات بسیار بسیار رسوایی آوری را تاکنون برایش رقم زده است 


« مک کین » سر مهره اجرایی سیاست های خانمان برانداز در این بخش از خاور میانه است که با اقدامات و نقشه های شوم اش هر روز صدها قربانی مرد و زن و کودک در انفجارهای انتحاری عراق و سوریه جان خود را از دست داده اند و یا معلول تا پایان عمر باقی خواهند ماند .


آری امروز مریم رجوی سر در آخور چنین جانوران سیاست پیشه ای فرو برده است و برای خروج از جهنم عراق که بیش از ۴ سال طول کشید و باز هم صدها تن به واسطه این دیر کرد ،جان خود را بی دلیل در مجاهدین از دست دادند هرگز مریم رجوی و رهبر درگل مانده مجاهدین مسعود رجوی را وادار نکرد که عذری بخواهند و تازه طلبکارانه تمامی تقصیر ها را به گردن دیگران انداخته و می اندازند.


ولی در جهانی که خداوند به عدالت در آن حکم میکند هم شرایط درد آور و غیر قابل پیش بینی برای مجاهدین و هم درد های درمان ناپذیر « مک کین » سازماندهی کننده جنگ و ویرانی و انفجار بمب و نارنجک در خاور میانه امروز ، پاسخ مناسبی است که دریافت میکنند .


باشد تا عبرتی باشند در روزگاران ، و پاسخی باشد در ازای خون های به ناحق ریخته شده بی گناهان .در تاریخ عبرت آموز مملو از وابستگی . سر تا پا مزدوری و سر سپردگی جریان ضد ملی چون مجاهدین  برای بیگانگان .




برچسب‌ها : ,,,,
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/5/5 - 17:36 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

عقرب ها به هنگام مرگ خود را نیش میزنند


شرایط سازمان مجاهدین به سرکردگی مریم رجوی مثال عقربی را می ماند که تمام عمر به خوی وحشی و سیری ناپذیر خود ، دیگران را نیش زده است و باعث ویرانی و مرگ هزاران جوان و نوجوان ایرانی و قربانی و گرفتار کردن صدها عضو و هواداری شده است که دل در گرو این امام زاده داشتند . امامزاده ای چون رجوی که کور میکرد ولی شفا نمی داد.


آنچه در دوران پایانی این فرقه وابسته به بیگانگان بشکل چشمگیری واضح و عریان است میزان وابستگی و مزدوری این فرقه ضد ملی است که میتواند در سر بزنگاهها هزینه سنگینی را روی دست مردم ایران به لحاظ انسانی بگذارد.


کارناوال مجاهدین که سالانه با هزینه عربستان سعودی و شیوخ عرب و با همکاری مستقیم و لجستیکی اسراییل در فرانسه برگزار میشود قبل از هر چیز مبین یک جنگ رویا روی با مردم ایران است که با دعوت جنگ طلبان قهار دنیای سیاست و آمریکاییان پیشانی سفید خواب های پریشان دلی چون مریم رجوی را تعبیر میکنند.


کارناوالی که حتی یک ایرانی حتی به مدل و شکل و شمایل شورای ملی دروغین رجوی در آن محلی از اعراب ندارند و هر چه هست خارجیان اجیر شده به دلاری است که از منابع کاملا مشکوک بدست مجاهدین و مریم رجوی رسیده تا خرج یاوه بافی ها و جنگ طلبی آمران قدرت و جنگ افروزی در آین بخش خیلی مهم از خاور میانه گردد.


جنگ طلبی ، لابی گری برای دشمنان مردم ایران ، وابستگی به شیوخ عرب برای دشمنی و فروش اطلاعات ایران و دهها جرم و جنایت کارنامه امروز و دیروز مجاهدین به رهبری رجوی ها را شامل میشود و در این راستا تردید نیست هیچ مرز و خط قرمزی را برای خود قایل نبوده چرا که آنان طی چهار دهه مبارزه خشونت طلبانه و لانه کردن در خاک کشور همسایه عراق که اهرم اجرایی غرب برای جلوگیری از بلند پروازی های ایران بود ، شمرده میشدند..


به هر صورت مجاهدین مریم رجوی ربطی به مردم ایران ندارند چرا که آنان میان بر ترین راه ممکن برای رسیدن به قدرت را در حال حاضر پریدن توی بغل کسانی چون کرکس جنگ طلب-  جان بولتون- و یا مشاور شیطان - مک کین -  یافته اند .


اما مجاهدین در حال حاضر در حضیض ذلت با شکوهی بسر میبرند چرا که نه آنها در داخل ایران بلکه حتی در خارج از ایران که گروههای بسیاری مخالف حکومت ایران هستند هرگز ننگ همکاری با مجاهدین را نپذیرفته و پیوسته آنان را مهره امپریالیسم جنگ طلب در ایران می شمارند که روی مریم رجوی پس از شکست تمام عیار مسعود رجوی قصد سرمایه گذاری دارند.


ولی همه سیاست مداران خوب میدانند اینها تنها تنها مانور و جنگ روانی آمریکاییان و شیوخ مرتجع عرب علیه مردم ایران است و آنان که بایست بدانند ، به نیکی میدانند مجاهدین فقط میتوانند نقش جاده صاف کن بخشی از حاکمیت جنگ طلب آمریکایی را بر ضد مردم ایران بازی کنند و به گفته همین کارگزاران مجاهدین تنها و تنها گزینه ای هستند که این چنین فراتر از عقل و هوش آمریکاییان رقاصی مشمئزکننده در محضر آنان را به جان خریده اند ، چون همه چیز را ، تکرار میکنم همه چیز و همه آبرو و گذشته خود را در این مسیر باخته اند .


پس بی دلیل نیست که چون عقرب خود رادر پایان مسیر وابستگی این چنین نیش میزنند و فرسنگ ها از آرمان و آرزوهای مردم ایران دور و دورتر میگردند.





برچسب‌ها : ,,,,
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/4/28 - 14:57 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

۳۰خرداد سرآغازسقوط شتابان
مجاهدین به دامن بیگانگان


بر اساس برآورد جامعه شناسان اگر عمر هر نسل را ۱۵ سال در نظر بگیریم اکنون بیش از دو نسل ، از شروع تلخ کامی های مردم ایران به نام و فریب مبارزه برای آزادی و رهایی اش میگذرد .


سرآغاز مسیری سنگلاخ که بی هیچ تردید سر از وابستگی تمام عیار و رابطه مستقیم با بیگانگان جنگ طلب آمریکایی و نوکران دست به سینه اش چون سعودی های یهودی درآورد .


این نگاه رسیدن به قدرت از مسیری میان بر ؟! برای مسعود رجوی از نان شب هم در دنیای پر نیرنگ سیاست واجب تر بود . او که بنا به اعتراف خودش مسئول اول  تمامی این خون ها بوده و هست حتی اگر مرحوم شده و دست اش از این دنیا کوتاه شده باشد .


در تاریخ سیاسی مردم ایران رجوی ها پاسخگوی این مصیبت هایی هستند که ابتدا به نام آزادی در استادیوم امجدیه ابتدا پرده اول تئاتر _ وا اسلاما ....وا مصیبتا ... وا آزادی ها_  را بازی کردند  و سپس در پرده دوم سر از زیر قبای صدام حسین دیکتاتور وخونریز درآور ند  و حالا خلف شایسته اش مریم رجوی خودش را دل خوش دمخوری ها و بد مستی ها با _ مک کین _ پیشانی سفید کرده است .


همین رجوی کینه توز بود که ابتدا در خفا لیست شهدایش را برای اینکه خود و تشکیلات اش را از زیر خروارها اتهام وابستگی و آوار تحت حمایت بودن مستقیم  به صدام حسین دیکتاتور عراق که دشمن تاریخی مردم ایران بود ، دراورد و در منتهای  تزویر و ریا و شارلان بازی سیاسی اش لیست کشته های ماجراجویی و ترورهای شهری را  تحویل امام زمان کذایی اش در عراق داد .


۳۰:سال بعد مریم رجوی کودن و بچه دبستانی دنیای سیاست ، سو استفاده از باورهای مذهبی مردم را  به یکباره کنار گذاشت ولباس امام زمان پوشالی شان را شایسته قامت « مک کین» جنگ طلب پیشکسوت آمریکایی،  برازنده دید.


« مک کین » طراح جنگ های نیابتی کارخانجات اسلحه سازی و نماینده بانک مرکزی آمریکا برای آشوب در سرزمین های بحران ز ی  اکنون طرف حساب مریم رجوی  در گل مانده است که به بهانه تحویل لیست شهدا یشان « مک کین » را خیلی کاراتر از امام زمان پوشالی شان یافته اند .


چرا که بخوبی دریافته اند که وی کدخدای دهکده امپریالیسم است و برای ورود به مناسبات وابستگی و بهره بردن از امکانات اسراییل و پول ها و چک های عربستان سعودی اول « دم » او را باید دید و باقی قضایا را خودشان درست میکنند.


وی قطعا نماینده اول راهبردی برخورد با تمامی گروههای تروریستی در منطقه از گروههای تروریستی وابسته به ترکیه در خاک سوریه تا  داعش گرفته و تا مجاهدین خیانت کار ادامه می یابد .اوست  که اصالت مزدوری و دریوزگی راابتدا  پاراف و تایید و سپس  برنامه ریزی میکند ، او به همراه یک دوجین از سیاستمداران بد نام همچون _ جولیانی_ و _ جان بولتون _ و غیره ... سر رشته کارها و امور را بررسی و گره های کور را برای تروریست هایشان باز میکنند .


این سرانجام خیمه شب بازی ۳۰ خرداد است که به بهای خون و رنج و جوانی فرزندان ایران زمین رقم زده شد تا اکنون سازمان تروریستی مجاهدین به رهبری مریم رجوی اینگونه لغز آزادی خواهی ریایی سر دهد .


این همان نتیجه خامی و ناکامی سیاسی برای مردم و جوانانی بود که در دام این شیطان صفتان آدم نما افتادند و هزار هزار در زیر خروارها خاک خفته اند ولی رهبران خونریز مجاهدین باز هم نخواهند توانست  این بازی شوم سیاسی و نظامی را پایان دهند و هنوز هم به دنبال قربانی و کاسه خون بیشتر میگردند تا سر کشند و قهقه زنان از حقوق مردان و زنان ایران، یاوه ها بسرایند .


ولی اگر داعش توانست خلافت خود را در عراق به کرسی بنشاند شما هم میتوانید به یمن کمک های میلیاردی در ایران به خلافت بنشینید . حال هر سال تا ۳۰ سال بعد در فرانسه و پاریس سالگرد مبارزه مسلحانه برپا کنید ولی باها بارها گفته ایم از گندم ری نخواهید خورد و تا زمان مرحوم شدن تان ، مردم ایران را با خود آشتی نخواهید داد .

این خط و این هم نشان .


برچسب‌ها : ,,,,
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/3/25 - 12:44 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

درخشش حقایق انکارناپذیر

در پی تروریسم کور داعش در تهران


خیلی علاقه مند بودم از زاویه ای دیگر نگاهی به نتایج عملیات کور داعش وهمدستان تاریخی ترور در تهران بیندازم ، نگاهی که به همسویی ها و همزادی گروههای تروریستی چون داعش و مجاهدین با پدر خواندگی عربستان سعودی نمی‌پردازد ، بلکه به عبور یک جامعه و کشوری رنگارنگ چون ایران از عبوری  پیروزمندانه از ترور و تروریسم نظر دارد .


دقت کرده باشید کمتر از یک ماه پیش در همین جامعه بیش از ۴۲ میلیون نفر با نظر گاههای متفاوت پای صندوق رای آمدند تا در سرنوشت سیاسی مملکت شان تاثیر گذار باشند و پشیزی هم برای لودگی و خیمه شب بازی وابسته به بیگانگان ارزش قایل نشدند .


از سویی دیگر بویژه تحرکات سیاسی هموطنان مان در خارج از کشور نشان از درک سیاسی بالا برای تاثیر گذاری در سرنوشت خودشان با استفاده از ابزار در دسترس دمکراسی حقیقتا فصلی نو در تاریخ سیاسی گشوده بودند.


همزمان میدانید که خیلی از جریانات بی دنباله و وابسته چون مجاهدین انتخابات ایران را تحریم کرده بودند و جالب تر اینکه در حالیکه تمام خبرگزاری ها و رسانه های بین المللی و فارسی زبان ۲۴ ساعته اخبار شراکت سیاسی مردم ایران در سرنوشت شان را نشان می داد مجاهدین از کسادی شعبه های رای دروغ سر هم میکردند تا خلق را آگاه کنند .


حال جانورانی به اسم داعش در تهران ترور کور انجام میدهند ، اینها همان کسانی هستند که حمایت مجاهدین را از سالهای گذشته بویژه در تسخیر آسان شهر موصل عراق توسط ابوبکر بغدادی به نام « عشایر انقلابی » را در کارنامه سراسر از جنایت و مکافات خود داشته و مجاهدین قادر به انکار و تکذیب آن نیستد .


اکنون که مزدوران و جانیان همین نیرو صبوعانه  در تهران مردم بیگناه را هدف قرار میدهند ، مریم رجوی و رهبری مجاهدین نه تنها آنها را محکوم نکردند بلکه از خلقی که این چنین به شهادت فیلم ها مورد اصابت تیرهای زهر آگین آنان قرار گرفتند حتی کلامی ساده در همدردی با آنها به میان نیاوردند .


به این عملکرد شنیع و ضدبشری به بیانی بسیار ساده و قابل فهم میگویند وابستگی و مزدوری و پاچه ور مالیدگی سیاسی برای شارژکنندگان مالی مجاهدین که اتفاقا هم داعش و هم مجاهدین را یک کشور به نام عربستان پذیرایی و ساپورت میکند .


خوشبختانه پس از آخرین عمیلات و ترور سازمان یافته مجاهدین بیش از ربع قرن میگذرد و از آن پس جالب اینجاست که داعش مزدوران وحشی انسان نما ، پرچم مجاهدین را در تهران بالا میبرند و خلف شایسته آنان برای دیالوگ سیاسی میشوند .


این بلحاظ تاریخی بسیار با ارزش است که چه کسانی راه و آیین شما را پی میگیرند . و از سویی دیگر برخورد جانانه مردم تهران و سراسر ایران است که چگونه تمام قد ، متحد و یک صدا در تمام کانال های مجازی و خبری پشت سر هم ایستاده و ترور و تروریسم را محکوم کردند.


این هم به لحاظ شناخت جامعه ایران امروز بسیار با ارزش و قابل افتخار است که اگر یک ماه پیش این چنین پای صندوق رای آمدند ، هم امروز هم آوا و متحد علیه بیگانه و بیگانه پرستی یک صدا می ایستند . مجاهدین چقدر کور هستند که این حقایق را نمی بینند .


تاریخ سیاسی ایران راهی جدا از خشونت و تروریسم را برای آینده سیاسی اش برگزیده و آرا سیاسی را برای راه برون رفت از مشکلات انتخاب می کنند . مهمتر اینکه دریوزگی و وابستگی به بیگانگان و دول عرب سوسمار خورها هم قطعا محکوم به فنا میدانند .


مجاهدین باید در آیینه بیشتر به خود خیره شوند تا عقب ماندگی و در غار ماندگی خود را که محصول سالیان خود شیفتگی است بهتر درک کنند وگرنه مردم ایران هم تروریسم را خوب شناخته اند و هم پرورش دهندگان خشونت سازماندهی شده که در تمام سالهای عمر به بطالت گذشته آنان تنها حرف سیاسی شان بوده است .



برچسب‌ها : ,,,,
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/3/20 - 11:22 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

سیرک سعودی های یهودی

با بازیگری مریم رجوی علیه ایران و ایرانی


در شرایطی که سعودی های سوسمار خور، با پرداخت رشوه ۴۰۰ میلیارد دلاری به ترامپ و جنگ طلبان آمریکایی و نزدیک به یک میلیارد دلار فقط هدیه شخصی چون کشتی تفریحی ۸۰۰ میلیون دلاری  و شمشیر ۲۵ کیلویی از طلا  به شخص ترامپ و دخترش ، در تلاشی دیوانه وار خواهان نقش پر رنگ تری در خاورمیانه و رهبری دول عرب دارند .


مجاهدین خاکستر نشین به رهبری مریم رجوی چون سالیان گذشته قصد برگزاری مراسم سالیانه در فرانسه بوده چرا که  بهترین گزینه مزدوری و تبلیغ علیه ایران و ایرانی هستند و از سویی دیگر هیچ ایرانی وطن‌پرستی در خارج از کشور این چنین خود را به حراج طمع کنندگان خاک ایران  نگذاشته است.


مجاهدین دربدر تلاش دارند تا بادعوت از پناهندگان درمانده افغانی و تاجیک و سوری و همچنین دانشجویان رومانی و لهستانی از شرق اروپا با بهایی اندک همگی آنان را برای لقمه نانی و گردشی در شهر پاریس به اسم مردم ایرانی و قطعا با فریب بی مانند به مراسم خود کشیده و بلافاصله هزینه این خیمه شب بازی خسته کننده را از شیخ‌نشینان سعودی دریافت کنند .


جریان ضد ملی مجاهدین اکنون رسوا تر از همیشه به عنوان مزدور پیشانی سفید آمریکاییان بیشتر و بیشتر تحت حمایت مالی و لجستیکی قرار گرفته و خوشبختانه رهبری مریم رجوی با کودنی سیاسی و مادر زادی اش  بیشتر وبیشتر این جریان رسوا شده برای ایران و ایرانی را به قعر گرداب نابودی سوق میدهد.


ما جدا شدگان از این جریان دروغ و تزویر و وابستگی مشمئزکننده کننده بار دیگر خدا برای رهایی از چنگال خونریز این جانیان به خلق شکر گذاری نموده و تمام تلاش خود را افشای چهره بزک کرده آنان در برابر نمایندگان غرب و بویژه جوانان ایرانی به رشته تحریر در خواهیم آورد .


این تنها دین ما به مردم ایران و تاریخ سراسر شکوه و عظمت ایرانی است که در طول تاریخ زهر وابستگی را از خود ستوده و تاریخ پر از مهر و مهربانی خود را در دستان خود گرفته است .


پر واضح جریان دریوزگی سیاسی و وابستگی رنگارنگ مجاهدین هرگز نخواهد توانست در خاک ایران ریشه کند و سالهاست که مجاهدین رجوی بیشتر رنگ و رخ عراقی را به خود گرفته اند تا ایرانی چرا که بیشتر تاریخ زندگی ننگ آلود خود را در خارج از خاک ایران بسر برده اند .


خیمه شب بازی و نقش منجی ایرانیان را با دلار های سعودی بازی کردن مدت هاست که رنگ باخته و مردم ایران بویژه جوانان سالیان از که از آنان دست شسته اند. و تاریخ دمکراسی و دمکراسی طلبی خود را در مسیری به غیر از وابستگی و مزدوری جستجو میکنند .


نمایندگان و دولت مردان غربی بویژه فرانسه نیز بدانند که حمایت از حقوق بگیران سعودی و پذیرایی آنان در خاک شان تاکنون ضربات و صدمات جبران پذیری در دوستی و مودت با مردم ایران زده است و البته تاریخ آینده بهترین قاضی برای روابط گذشته ملت های ایران و فرانسه بوده وهست .




برچسب‌ها : ,,,,
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/3/13 - 10:40 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

عجز،ناتوانی، در گل ماندگی

تمام قد مجاهدین در آیینه انتخابات ایران


۲۹ اردیبهشت ماه ۱۳۹۶ حادثه بزرگ دیگری در تاریخ سیاسی مردم ایران با انتخاب مجدد حسن روحانی رقم زد و برای اولین بار بود که حتی بالاتر از سال ۷۶ و انتخاب بین خاتمی و ناطق نوری شکست تحلیل های غیرواقعی و تخیلی مجاهدین که سر برآورده از ذهن علیل و در گل مانده و نه برآمده از واقعیت روز است ، را برملا ساخت.


همچنان در گذشته تاکید کرده ام که مجاهدین جهان پیرامون خود را آنگونه می بینند که دوست دارند ببیند و این یک بیماری کاملا شناخته شده ای است که مریم رجوی و مسئولین درجه اول مجاهدین سالهاست که بدان مبتلا بوده و این بیماری را از مسعود رجوی به آنها سرایت کرده است و این مهم  یکبار دیگر بشکل تمام قد در آیینه انتخابات ایران خیلی خوب خودش را نشان داد.


مریم رجوی دل خود را خوش کرده بوده که ابراهیم رییسی چون منتخب رهبر است، رئیس جمهور میشود که نشد.

تحلیل آب دوغ خیاری کرده بوده که درگیری و زد و خورد پس از انتخابات در تمام شهرها صورت میگیرد که نگرفت.

خواب دیده بودند که شرایط طلایی برای مجاهدین پدیدار میشود و قادر به تحرکات جدیدی در ایران بودند که اصلا نشد .


خودشان را کاندید ورود به شرایط به هم ریخته شهری پس از انتخابات کرده بودند و ذهن افراد گرفتار در آلبانی را فریب داده که از آن هم برایشان آبی گرم نشد.

وابستگانی که با دریافت پول در ایران چند عکس و پلاکارد مریم رجوی را در انبوه دهها هزار پلاکارد کاندیداهای زن شورای شهر را از روی پل ها آویزان کرده الکی و به دروغ وعده داده بودند که ما چنین و چنان میکنیم که آن هم نشد.


این اشارات بدان جهت است تا صد باره مطمئن شویم که مجاهدین با مریم رجوی هیچ چیزی در چنته ندارند و فقط و فقط دروغ به هم می بافند تا این روزمرگی گرفتار شده در آن را بگونه ای سپری کنند.


مجاهدین  به رهبری مسعود رجوی و داشتن صدها توپ و تانک در کنار مرز ایران و منتهای وابستگی به عراق و شخص صدام حسین و صدها فریب خلق کاری نتوانستند بکنند ، الان که مریم رجوی کودن جانشین مسعود رجوی شده آن هم بدون صدها توپ و تانک، دور از مرز ایران و در حیاط خلوت آمریکا در اروپا یعنی آلبانی چه غلطی میتوانند بکنند؟.


اینکه میگوییم عجز،ناتوانی، در گل ماندگی اصلا توهین نیست بلکه تعریف شرایطی است که آنها در آن محصور شده اند.


پس بنابراین دروغ میگویند ، سعی میکنند در دالان ها و سالن ها نمایندگان دیگر کشور ها را فریب بدهند ، آویزان ترامپ میشوند ، از عبا و ردای شاهزادگان شهوت پرست سعودی بالا میروند و آبروی خود را در چهارراه حوادث سیاسی ایران - چون انتخابات ایران - به حراج میگذارند با چه هدفی ؟؟


فقط برای اینکه کمی دیده شوند ، کمی آدم به حساب آورده شوند و کمی کسی یا کسانی به بودن آنها دلخوش کنند.جدا میگویم و روزگار بی پرنسیپی سیاسی را اینچنین شب می کنند.


این همه وعده ها فقط برای این است که در ساعات باقی مانده عمر ، نشکافند و فرو نریزنند و آوار این همه سالیان دروغ دیرتر بر سرشان فرود آید.


حال همه و همه آن تحلیل های الکی و دروغین ، ناکارآمدی و به هویتی اش در صحنه عمل به اثبات رسیده است .بیش از ۴۱,۲۲۰,۱۳۰ رای نشانگر عزم مردم ایران برای تاثیر گذاری و مراجعه به آرای عمومی برای تعیین سرنوشت شان با حداکثر امکانات در دسترس است .


و این یعنی بیش از ۴۱,۰۰۰,۰۰۰ میلیون آجری است که بر سر مریم رجوی فرود آمده است . آن هم نه در سال ۷۶ بلکه در سال ۹۶ یعنی بیست سال پس از شروع حرکت قطار اصلاحات در ایران و حضور بخش عظیمی از جوانان در ایران.


انتخابات ایران هر چه که نداشته باشد سایه جنگ بر سر مردم ایران به مدت یک دوره چهار ساله دور کرده و آین بزرگترین پیشرفت و پیروزی برای مردم ایران و در عین حال بزرگترین شکست برای مریم رجوی و سازمان علیل و درگل مانده مجاهدین است .







برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/3/3 - 10:36 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

اردیبهشت ماه ۱۳۶۱

وغروب  ماندگار و پایدار فرقه رجوی در تهران


در کمتر از یکسال پس از برافروختن آتش ترور های شهری مجاهدین در تهران و سایر شهرها در- ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ - ، در اردیبهشت ماه ۱۳۶۱ بود که با کشته شدن -محمد مقدم مسئول بخش اجتماعی مجاهدین- و دهها کادر با سابقه مجاهدین ، پرونده ترورهای کور مجاهدین در تهران و دیگر شهرها بسته شد و الباقی مجاهدین دستور ترک خاک ایران به هر قیمت ممکن را از مسعود رجوی در پاریس دریافت کردند .


واقعه نگاری حوادث تعیین کننده و شومی که مجاهدین برای ایران و مردم ایران در دهه شصت رقم زدند از این جهت احتیاج به بررسی مجدد و واکاوی دارد که در نهاد خود مشمول دهها تجربه گرانبار برای تاریخ مردم ایران است


اکنون این مجاهدین هستند که تا آنجایی که میتوانند و از دست شان بر میآید دوست دارند هرگز کسی به گذشته آنان اشاره ای نکرده و به صدها و هزاران شعار دروغینی که جوانان این مرز و بوم را به تباهی سیاسی کشیدند حرفی نزند علی رقم اینکه رهبران مجاهدین خود در کام خون های ریخته شده قربانیانشان غرق کشتند  ،کما اینکه اگر دقت کنید خودشان که باعث و بانی همه این فجایع هستند اصلا و قطعا آگاهانه به این وقایع اشاره ای نمی کنند.


به لحاظ تاریخی پس این واقعه بود که مسعود رجوی رهبر ناکام مجاهدین متوجه شکست تمام عیار ترقه بازی ۳۰ خرداد شد و دقیقا به همین دلیل ترک خاک برای مجاهدین را صادر کرد .


پس این واقعه بود که گرد و غبار ترورهای شهری فرو نشست و علی رقم عملیات ترور جمعی در مرکز حزب جمهوری و یا نخست وزیری و همچنین عملیات ترور انتحاری امام جمعه های تهران ، نه تنها حاصلی برایش نداشت بلکه با معضلات بسیار دشواری روبرو گشت که ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱ نشانگر پایان حضور آنان در تهران بود .


چند نکته بسیار مهم و تاریخی

۱-غروب ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱ همه چیز در تهران برای مسعود رجوی بطور اخص وبرای مجاهدین بطور اعم در تهران تمام شده است و فصل نوین و بسیار طولانی در وابستگی به بیگانگان با طراحی و برنامه ریزی شخص رجوی از جانب مجاهدین آغاز میگردد.


۲-وابستگی عریان مسعود رجوی به صدام حسین و استقرارش در عراق دقیقا به لحاظ تاریخی پس از این شکست در تهران شتاب چند برابر گرفته و میتوان این واقعه را حادثه ای بزرگ در مسیر در غلتیدن آنان به صدام و عراق شاخص گذاری نمود  ، همان واقعه ای که نهایتا با ملاقات طارق عزیز معاون اول صدام و وزیر خارجه وقت عراق در پاریس منجر گشته و آبروی نداشته مجاهدین به تاراج میرود .


۳- کلاف سلسله شکست های اجتماعی - سیاسی و پایان ماجراجویی و ترقه بازی های مسعود رجوی در تهران در سال های ۱۳۶۰-۱۳۶۱ دقیقا از همین نقطه آغاز میشود و پاسخ خیلی از ناکامی ها و تنش های بزرگ درون تشکیلاتی که حتی به حذف -علی زرکش- می انجامد را میتوان در  ماجرای ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱ جستجو کرد .


بیش از سی و پنج سال از این ماجرا گذشته است و با صدهها اتفاقی که پس از ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱ شاهدش هستیم ، با دوندگی های بسیار در مسیر وابستگی و در یوزگی سیاسی مریم رجوی ، در شرایطی که مسعود رجوی به لحاظ فیزیکی و سیاسی مرده است ، هرگز مجاهدین نتوانسته اند خودشان را به نقطه قبل از ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱ برسانند .


از آن شعارهای چپ روانه و میان تهی هم خبری نیست و هرچه هست آرزوهای بر باد رفته ای است که مسئول اول و آخر آن بی تردید رجوی است .


نتیجه گیری

بسیاری از سیاسیون آن زمان ایران، ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ را پایان یک دوره طلایی کار سیاسی و حزبی در ایران میشمارند و مسئول اصلی و شماره یک ، انسداد سیاسی و بسته شدن این شرایط را نیز قطعا مجاهدین معرفی کرده که با اعلام مبارزه خشونت آمیز و بسیار بسیار زود هنگام ، بهانه لازم و کافی برای سرکوب گسترده را به رژیم پیشاپیش داده بودند.


کادر مسئول و دفتر سیاسی مجاهدین به رهبری رجوی ،هیچ برنامه ریزی کوتاه مدت و میان مدت واقع بینانه از شرایط شروع این ترقه بازی ماجراجویانه نداشتند و همه چیز را به نظر میرسید با بازی تخته نرد و امکان اینکه شاید ، احتمالا با حضور توده های خیالی ، جفت شش بیاورند ، اشتباه گرفته بودند .


و این منتهای بی مسئولیتی و منش قدرت طلبانه مسعود رجوی را بیش از هر چیز بر ملا کرده است .


طبیعی است که گروههای دیگر سیاسی هرگز برای چنین شرایطی آماده نبودند و بالطبع با تهاجم حکومت بسرعت گروهها مختلف سیاسی با ضربات سختی از همه جهت روبرو شدند و به همین جهت رهبران این گروهها نیز بسرعت مجبور ترک خاک ایران شده و زمین بازی سیاست ایران را - ده بر هیچ - به نفع حکومت تا سالیان دراز خالی باقی گذاردند و مسئول این شرایط تاسف بار صد البته مجاهدین بودند و اکنون نیز از پاسخگویی پیرامون این ضربه بزرگ و تاریخی به مردم ایران طفره میروند .


ماجراجویی بزرگی که در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ بشکلی طوفانی با ترور رهبران حکومت آغاز شده بود در غروب ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱ کمتر از تنها یکسال به تمامیت خاموش شد و این خود خبر از بی ریشگی و بی مایگی این حرکت نظامی میداد چرا که مردم از آن هیچ حمایتی نکردند و چون برف در زیر آفتاب تردید ها ذوب گردید و ثمره اش تنها وابستگی بیشتر و بیشتر برای مجاهدین بود و نسلی که هزار هزار قربانی این کج فهمی و تلاش احمقانه مسعود رجوی شده بود .




برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/2/13 - 18:19 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

بارز شدن دم افزون ماهیت وابسته

و دریوزگی سیاسی مریم رجوی


اکنون هر چه زمان بیشتر می گذرد و شرایط برای بقای جریان ضد ملی مجاهدین تنگ و تنگ تر میگردد ، ماهیت وابسته و دریوزگی تمام عیار این جریان بر همگان بیشتر و بیشتر پدیدار میشود .


دعوت سناتور جنگ طلب « مک کین»  از طرف مریم رجوی بانوی ترور ایران و ملاقات با سازمانده قهار داعش در سوریه بشکلی عریان و بسیار روشن دریوزگی سیاسی مریم رجوی را نمایان تر ساخت .


وی که به بهانه تشکر برای نجات جمعی مجاهدین ورشکسته در عراق و انتقال یکدست آنان  به آلبانی دعوت شده بود ،  رابطه های پنهان و مخفی سازماندهندگان تروریسم منطقه ای از جمله داعش در سوریه را  با مجاهدین و رهبرشان مریم رجوی بیشتر و بیشتر برملا کرد.


سناتور جنگ طلب « مک کین» بخاطر تلاش برای نجات مجاهدین ورشکسته در عراق برایش فرش سرخ انداخته شد و بخت برگشتگان و قربانیان مجاهدین دست زنان و کف زنان وی را همراهی کردند .


ولی مریم رجوی بد جوری به کاهدان زده است او نمی داند که در چه مسیر بی بازگشتی قدم گذارده است . برپایی جشن و مراسم گشایش با نمایندگانی که تنها به جنگ علیه مردم ایران دلخوش کرده اند ، بدجوری مریم رجوی را ملعبه دست این و آن خواهد ساخت و براستی کوته فکری و ناپختگی سیاسی وی از همین عملکرد ها و حکایت ها نمایان است .


این موضوع مرا یاد عکس یادگاری مسعود رجوی در اولین ملاقات اش به صدام حسین دیکتاتور معدوم عراق در کاخ اختصاصی اش در بغداد می اندازد ، که بگفته خود سازمان هیچ عکسی از رهبری تا به این میزان به ضرر سازمان مجاهدین تمام نشده است بویژه در روزگارانی که جهان علیه صدام حسین به پا خواسته بود .


سی ۳۰ سال قبل مسعود رجوی کوته فکرانه و کودکانه خودش را با این عکس در عرش میدید ولی بعدها تلاش کرد همین عکس تاریخی را که جز رسوایی پیامی در بر نداشت را در هفت سوراخ پنهان کند ، قطعا و بی هیچ تردید عکس مریم رجوی به همراه بالاترین مسئولین جنایت و خیانت مجاهدین با« مک کین» به همین سرنوشت دچار خواهد شد .


هفته قبل در مطلبی خاطر نشان کردم حضور مداوم مریم رجوی در آلبانی خبر از اسباب کشی تشکیلاتی و همچنین سیاسی این جریان برای بند و بست های استعماری در سرزمین آلبانی میدهد ولی اتفاقات فعلی نشان میدهد که حضور مریم رجوی در آلبانی که به وضوح به عنوان حیاط خلوت آمریکا در خاک اروپا شناخته میشود ، از خواب هایی آشفته و پریشان مریم رجوی و مجاهدین در مورد مردم ایران ، پرده برمیدارد .


به نظر می آید از این پس مریم رجوی به همراهی و کارچاق کنی آمریکا ، آلبانی را به عنوان محل اصلی حساب و کتاب و برنامه ریزی تحرکات خود انتخاب کرده است و بی سر و صدا تلاش دارند فرانسه و پاریس را بشکلی نامحسوس و پنهانی ترک کنند ، و چند سالی را نیز این چنین افراد را سر کار بگذارند ، موضوعی که بررسی آن را میتوان به زمان دیگری سپرد.


سالیان سال از وابستگی این جریان ضد ملی منتقدان و جداشدگان این سازمان  سخن ها گفته و صدها مطلب و مقاله نوشته اند ولی اکنون بیشتر وبیشتر روشن میشود که تا کجا ما درست تشخیص داده بودیم و بی جهت نبود که خود را از این جریان وابسته دور ساختیم.


باشد که تجربه پر بار آنرا مردم ایران بکار گیرند و جالب اینجاست، اکنون که بیش از هر زمان دیگر پرده ها فرو افتاده اند ولی خوش خیالانه قاتلان مردم ایران برای فروش خاک ایران بیشتر  هم لغز میخوانند .




برچسب‌ها : ,,,,
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/1/29 - 21:12 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

درباره ما

آمار وبلاگ

کد های کاربر