الفرار ....، بی قرار ....


داستان فرار مسئولین و اعضای عالی رتبه این جریان ضد ملی از عراق ،بی کفش و کلاه با اسم مستعار ، داستان جالب و در عین حال عبرت آموزی است.

بیش از سی سال قبل در حالیکه پایه شورای ملی مقاومت آنزمان در پی این تصمیم گیری ضد ملی فرو می ریخت . مردی به اسم مسعود رجوی همگان را مجاب میکرد که با این تصمیم گیری میخواهد برود کنار مرزهای ایران و ... برافروزد آتش ها در کوهستان ها....

ولی اکنون همه گرد و غبارها فرو خفته است ، استراتژیست اصلی این نگاه به مبارزه با رژیم حتی به بهای مزدوری مادالعمر هم در این جهان نیست که از عقاید اش دفاع کند .

از آن مصیبت بارتر آنکه وارثین عقیدتی وسیاسی وی هم فعلا در بغل عربستان لغز وطن خواهی! و دمکراسی ! سر میدهند و در یک نگاه هم به ریش خود میخندند و هم به ریش ملت. گوییا که از نگاه آنان ، ملت حافظه تاریخی خودش را از دست داده است . 

اما هرگز اینطور نبوده و نیست ،مجاهدین به عنوان یک نیروی سیاسی سالهاست که تمام شده اند و آنچه باقی مانده تنها یک اندیشه مزدوری برای تمام فصول و فرقی هم نمی کند برای چه کس و برای چه مدت !؟باقی مانده است 

آری این نگاهی است که آنان تصور میکنند چون مردم مشکل  دارند و دهها مساله حل نشده روی دست شان مانده است پس نتیجه اینکه نزدیکترین و سریع ترین _ راه میان بر _ برای رسیدن به قدرت سیاسی مزدوری به قیمت و رفتن زیر قبای هر عرب فاشیست تن پرور  مشکل گشای این مسایل است .

فارغ از اینکه در این _میان بر سیاسی_ به زعم آنان ، بی شرمانه با چشم پوشی از هر نوع پرنسیپ سیاسی و بی ترمز و بی دنده در سراشیب اضمحلال و نابودی ، همچنان چوب حراج  را در دستان خود می فشارند.

آری در زمانه ای که تنها « آلترناتیو سیاسی !! » این چنین « کانون نبرد استراتژیک!! » را سراسیمه  و با عجله وصف ناپذیر به مدد اسم های جعلی ترک میکند شما برای آزادی این مردم و این سرزمین  بقول معروف « خالی نبندید !» چون حنایتان سالهاست که رنگ باخته است .

البته که زمانه آموزگار بسیار مدبر و ژرف اندیشی است . حساب هر کس را سر موقع برایش می فرستد و اکنون مجاهدین بدون _ مسعود _  همراه با بی سوادی ها و خود فریبی های بی مانند _ مریم _ قطعا بد عاقبتی را تجربه خواهند کرد 

حتی اگر قول های هوس انگیز نتو محافظه کاران امپریالیست بطور اعم  و کمک های بی دریغ عربستان سعودی به کفالت از همانان بشکل اخص ،  چک های میلیونی و بلا عوض را برایشان در پی داشته باشد .

زمانه ، زمانه امتحانات تاریخی و مردود شدن های تاریخی است و کسی در دنیای منفجر شده از اطلاعات و اخبار قادر نیست  همچون سی سال پیش بخواهد _قورباغه _ را رنگ کرده و بجای _ فولکس واگن _ به خلق الله غالب کند. 
منظورم همان دوران برافروختن آتش در کوهستان هاست که صاحب اش نیست تا از آن دفاع کند چون هم سلاح را مفت و مجانی داده است و هم زمین ای که برای بدست آوردنش تمام ابرویش را بر سر میز قمار باخته است .


برچسب‌ها : ,,
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1395/6/11 - 22:56 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

درباره ما

آمار وبلاگ

کد های کاربر