X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



مزرعه خوبی ها - ایران

عمل نمودن "جام زهر خروج مجاهدین از عراق" 

تنها بعد از  یکسال و ۳ ماه 


همانطور که در خبرهای مربوط به مجاهدین خوانده اید  تنها کمتر از یکسال مریم رجوی بدلیل مخالفت ها و اعتراضات گسترده تشکیلاتی در تمام سطوح رده بندی اعضا به شکل مفتضحانه ای مجبور شده که سراسیمه محل اهدایی دولت آلبانی را به سمت مکان و دهاتی دور افتاده و به فاصله ۲۰ کیلومتری  از شهر و جامعه بشری ترک کند .


آنچه مسلم است فرو ریختن پایه های ایدئولوژیک و اندیشه ای مجاهدین بخصوص پس از ترک پایگاه تاریخی شان در عراق پس از زمان کوتاهی قابل پیش بینی بود در شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۵ ماه قبل) در مقاله ای با عنوان  ( جام زهری که مجاهدین جرعه جرعه تا آخر آنرا سر کشیدند ) به این مهم اشاره  کرده بودم . همانجا گفتم : 


*** " جام زهر ،جرعه  جرعه تا پایان عمر

آنان جامی را البته به اجبار  و نه بر اساس اختیار سر کشیدند که در کل تاریخ این جریان به شکستی فراسوی پندارها ، ثبت گردیده و هرگز آنان این فاجعه بزرگ را از یاد نخواهند برد . دگر دیسی دم افزون البته با کمترین امتیاز دست پخت خانمی است که در عین حال با یک دست جریان تروریستی « داعش» را پدید می آورد با دستی دیگر بدنبال رفع و رجوع مسایل  کاندیداتوری  ریاست جمهوری آمریکاست . فراموش نکنیم که  هیلاری کلینتون همانی است که با امضایش مجاهدین از لیست تروریستی آمریکا و تبع از خاک « اشرف اصلی ترین و مهمترین پایگاه نظامی »  از بدو  خارج کرد .***   ( شهریور ۱۳۹۵ همان مقاله )

بخصوص برای نیرویی که شعار سرنگونی بواسطه قدرت سلاح و خشونت را  میدهد  ولی عملانزدیک به ۳۰ سال یعنی سه دهه از آخرین عملیات سازمان یافته اش به کمک عراق در تابستان ۱۳۶۶ میگذرد و تا کنون توانایی و امکان شلیک حتی یک تیر را نداشته است ، این موضوع برایش بسیار بسیار دردناک است


از سوئی دیگر نیروی جوان آن سالیان اکنون از مرز ۵۵ سال گذشته اند و بالطبع شور و شر جوانی و ماجراجویی در آن دوران تیز در وجوداش به  خاموشی گرایده است .


پس با این شرایط روحی و روانی و بویژه شکست های سیاسی و نظامی در عراق بشکلی که پس از تقریبا ۳۵ سال با پس گردنی از آن خطه اخراج و در حیات خلوت آمریکا یعنی آلبانی که فقیر ترین کشور ی است که در قاره اروپا قرار دارد ولی جزو اتحادیه اروپا نیست ، جای داده میشوند . چه اتفاقی برای آنان در حال رقم خوردن است .؟


در بررسی اندیشه و تئوری ای که با نام رجوی گره خورده و شناخته میشود ، این تئوری خیانت بار رجوی  برروی ۲ محور اساسی استوار شده بود : 

۱- وابستگی به دول خارجی برای رسیدن به قدرت 

۲- تخریب روحی و روانی  و مغز شویی نیروها به هر قیمت .

این نظریه تنها در محیطی بسته و کنترل شده که عموما در خاک بیگانه و پادگان های نظامی محصور شده  طراحی و سازماندهی میشد امکان بقا داشت و امروز  پایه های این تئوری عملا فرو ریخته است .


اگر چه در بررسی محتوایی این دو ۲ عامل همیشه عامل دوم به عنوان زیر بنا شناخته شده و وابستگی و مزدوری به دول خارجی بواسطه همین عامل دوم نقش و کارکرد  پیدا میکرده است .


اکنون زمانی است که بندها گسسته میشود و نیروی محاصره شده و مدفون شده در زیر آوار اندیشه عقب مانده رجوی که برخلاف تمامی متد مبارزاتی وبدور از زمان و تحولات دنیای معاصر قدم برمیداشت ، با خروج از عراق بخصوص در خاک و سرزمین غیر عرب!  هرگز توان ماندگاری نخواهد داشت و چون برف در زیر آفتاب تموز  آب خواهد شد 


علاوه بر این نقش بی جایگزین مسعود رجوی به عنوان نظریه پرداز این اندیشه را فراموش نکنیم که دیگر نیست و عملا تاثیر گذاری روی نیروهای خود  ندارد ‌.


مریم رجوی تصورش این بود که میتواند آمریکا را دور بزند و لاس زدن های آشکار و پنهان با مقامات آمریکایی آنها را بفریبد و این نیرو ا را به طور دسته جمعی در کیسه خود نگاه دارد . من قبلا گفتم در شهریور ۱۳۹۵ به این طرح اشاره کرده بودم ، طرحی و سناریویی که از همان زمان هیلاری کلینتون در مقام وزارت خارجه برای آنان برنامه ریزی شده بود و این سناریو قدم به قدم  پیش میرود ،


ابتدا بایست مسعود رجوی که بسیار بدنام بود از دایره رهبری مجاهدین کنار گذاشته میشد ، و به این مهم تن داده شد 

دوم کل این نیرو به خارج از خاک عراق منتقل می گردید. 

در گام سوم این نیرو با تغییر زمین و فضای موجود و امکان ارتباط پیدا کردن با دنیای آزاد دیگر مهارپذیر نبوده و  بسرعت ریزش خواهد کرد. 


به این ترتیب در دنیای آزاد و با وجود ابتدایی ترین نیازهای انسانی که هرگز جرم نبوده و نیست‌‌ ، مریم رجوی نمیتواند نیرو ها را کنترل کند و مجاهدین عقب مانده از جامعه و روزگار  قادر به درک  آن  نیستند و همین برای تغییر و دگرگونی کافیست .


به نظرم مریم رجوی و کادر های رهبری عقب مانده مجاهدین کمی دیر به فکر افتاده اند اگر چه هیچ فرقی هم نمی کرد .  زهر خروج از عراق اکنون در پیکره تشکیلاتی مجاهدین به همه جا سرایت کرده است و کسی مطمئنا دیگر نتواند برای آن کاری کند .


فرو پاشی تشکیلات مجاهدین مدت هاست کلید خورده است و مریم رجوی که سراسیمه تابستان گذشته را تماما به رتق و فتق این امور پرداخت را دیگر یارای پیدا کردن راه حلی نیست . 


تا سال آینده این موقع در کریسمس سال ۲۰۱۹ بیش از نیمی از اعضای منتقل شده به آلبانی دیگر در این تشکیلات  حضور نخواهند  داشت و جام زهر خروج از عراق تا بالاترین لایه های مجاهدین را در خواهد نوردید  .



برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/9/7 - 14:12 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

فرقه ماورای ارتجاعی مجاهدین 

و نمایش های فمنیستی 


روزگار مجاهدین بویژه پس از مریم رجوی تلخ تر از تلخ است ، کوس رسوایی و وابستگی عریان مجاهدین به قدرت های استعماری و دلبستگی های  آنان به شیوخ عرب سوسمار خور برای همگان  مشخص و مبرهن است .


حنای آنان بد جوری برای مردم ایران رنگ باخته است و شعار های پوچ و تو خالی مبارزه برای آزادی و تلاش برای رهایی مردم دیگر کمتر کسی را میفریبد و شعارهایی آن هم از نوع مجاهدین برای ایران و ایرانی دیگر هرگز کمترین تاثیری بر مردم ایران بویژه نسل جوان نداشته و ندارد.


در چنین شرایطی که سرباز های سالخورده و زیر پرچم مجاهدین متوسط سنی شان از پنجاه سال گذشته است و با پس گردنی از خاک عراق که مدعی بودند ، « کانون نبرد استراتژیکی»  !! آنان است اخراج شده و جملگی فقط و فقط چشمان شان به دست های قدرت استعماری برای مصرف کردن آنان است ، 


نمایش انتخاب و انتخابات ، آن هم در زیر دیکتاتوری رجوی ها که بیش از چهل سال در این فرقه  طول کشیده و اکنون نفس های آخر را میکشد بسا دیدنی است . 


سفره ای را  که برای رهبری این مناسبات ارتجاعی و عمیقا قرون وسطایی پهن کرده اند  فقط زنان نظر کرده مریم و مسعود رجوی حق داشته و دارند که بر سر آن نشسته و از آن بخورند و بچرند و به ریش یک دو جین مردان زندان رفته در زمان شاه قاه قاه بخندند و بعدش هم اسم اش را بگذارند رهبری نسل نوین و خزعبلات دیدنی و شنیدنی که فقط بدرد خودشان و مناسبات داخلی شان میخورد و بس .


در چنین مناسباتی از زنان ایرانی که به فضا رفته یا جایزه صلح نوبل را از آن خود کرده و حتی در میادین ورزشی افتخار برای ایران و ایرانی آفریده اند هرگز سخنی به میان نمی آید و هر گونه سخن گفتن از چنین پیشرفت هایی  به ظن آنان حمایت از جمهوری اسلامی تلقی میشود .


درخشش در صحنه های علمی فیزیک و ریاضی یا هنری و ورزشی برای رهبران مجاهدین راز مگو شمرده و تلقی میشود ، دهها زن کارگردان و بازیگر برجسته ایرانی خاری است که در چشم آنان میرود و جالب تر آنکه با این عقاید ارتجاعی مدعی رهبری زن و مرد ایرانی هم هستند و بواقع شرم خورده و حیا را قی کرده اند .


در عصر آگاهی و دانایی و درخشش هزاران زن در عرصه های اجتماعی ، علمی ، فرهنگی و فعالیت بی مانند در عرصه تکنولوژی و ارتباطات دیجیتال و بیش از نیم میلیون کانال تلگرام ، واتس آپ ، فیس بوک و اینستاگرام و.... دیگر هیچ گوشه تاریکی وجود ندارد که زن ایرانی قدرت خود را به نمایش نگذاشته باشد .


حالا یک گوشه ای از حیاط خلوت آمریکا ، وابستگان خوش نشین و دست چین شده آمریکایی که برای همگان شناخته شده هستند و آنقدر عقب مانده اند که هنوز هم  فکر میکنند موی زن ایرانی اشعه برای مردان دارد و در هزاره سوم هنوز جرات نکردند لچک به سر نداشته باشند ، چنین عقب ماندگانی برای زن و مرد ایرانی لغز میخوانند . 


براستی آنان و شخص مریم رجوی خودش را ملعبه و دلیل ریشخند مردم ایران نکرده است ؟ قطعا راهزنان آزادی و استقلال واقعی که با فریب و دروغ در صدد خاک پاشیدن به چشمان مردم ایران هستند آب در هاون میکویند و در خیال خود پنبه دانه را لپ لپ میخورند .




برچسب‌ها : ,,
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/6/19 - 03:23 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

چرخش چراغ خاموش عربستان سعودی به سوی ایران 


در این تابستان گرم و کلافه کننده هیچ خبری مانند چرخش چراغ خاموش عربستان بسوی ایران برای مریم رجوی پریشان دل ، کلافه کننده تر نبوده است . خبری که چون پتک بر سازمان مجاهدین فرود آمده است .


سه ۳ نشریه معتبر آمریکایی به نام های « هافینگتن پست » ، « نشنال اینترست» و «بیزنس اینسایدر » بطور همزمان ضمن درج مقالاتی پیرامون چرخش خاموش و بی سر و صدا عربستان سعودی به سوی ایران جهت کاهش تنش ها  مطلب تهیه کرده و ضمن استقبال از این حرکت عربستان آنرا در منطقه پر آشوب خاورمیانه مثبت ارزیابی کرده اند .


البته شاید حوادث قطر در این زمینه و بخصوص حمایت دو قدرت منطقه ای ترکیه و ایران از حاکمان در قطر در این چرخش شرمگینانه موثر بوده باشد ولی در هر صورت این سر مجاهدین است که بی کلاه مانده است .


البته در دنیای وابستگی  چرخش های خاموش یا شرایط  غیر قابل پیش بینی  برای  نیروی سرد و گرم چشیده ای چون مجاهدین که تجربه صدام را هم در چنته دارد شاید قابل پیش بینی بود ، ولی نه اینقدر زود ! که حتی به فکر مجاهدین  هم نرسد!! .


میدانیم برای مریم رجوی با وجود تجربه ای چون صدام حسین وخاک عراق و زندان و قلعه و .... برای کل مجاهدین و بویژه خواب های پنبه دانه مسعود رجوی ، چرخش دولت ها و کشورها کما اینکه نیروها و سازمان ها کاملا قابل فهم ودرک است ، ولی این یکی چرخش آنچنان مثال زدنی است که میشود در کتاب معروف گینس هم آنرا نوشت 


خود سازمان مجاهدین پس از اشغال عراق توسط آمریکا و پیدا شدن سر و کله ارباب جدید خوب این موضوع را خوب به یاد دارد که چگونه رنگ عوض کرد بطوری که  در حد تیم ملی قادر به آموزش نیروهایی مانند خود  بوده و هست  و مهارت اینکه چطور میشود یک شبه رنگ که چه عرض کنم بلکه ماهیت عوض کرد و برای آمریکایی ها دامن پوشید و رقص بابا کرم هم کرد.


به هر صورت آبی که رفته نمی شود به جوی باز گرداند  و اکنون« محمد بن سلمان» ولیعهد عربستان که کمتر از ۳ ماه پیش در خصوص کشاندن جنگ به داخل مرزهای ایران لغز سر میداد الان بگونه دیگر می گوید .


یا وزیر خارجه جوان و جویای نام عربستان که هر صبح دست و صورت نشسته یک موضع گیری داغ و آتشین علیه ایران میکرد و بعد مسافت تا میز صبحانه را برای صرف قهوه طی میکرد ، الان «ظریف» وزیر امور خارجه ایران را بغل هم میکند .به هر صورت گفتم کاری است که شده است و از دست مجاهدین هم کاری ساخته نیست!.


فقط شاید سال آینده دیگر از مقامات عالیرتبه امنیتی ال سعود در کارناوال های سالانه شان خبری نباشد و از الان فکری برای این چرخش شرمگینانه و خاموش بکنند و اگر شکایتی هم دارند بروند سراغ « مک کین » شاید او بتواند برایشان کاری کند .


حکایت وابستگی مانند درخت مو (انگور) است که شاید زیاد پخش شود و ریشه کند ولی ساقه اش بالا نمی آید و برگ هایش در همان روی زمین پخش شده و گاها مارهای سمی و سیاه زیر آن پناه میگیرند .


. مجاهدین هم دقیقا نقش همان مارهای سمی و مرموز را  در تاریخ ایران بازی میکنند و با پنهان شدن در زیر برگ های وابستگی سعی در پنهان کردن خود داشته و در همان حال دعوی آزادی برای مردم ایران را دارند .






برچسب‌ها : ,,,,
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/6/3 - 21:28 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

شرط بندی بر روی اسب های بازنده دنیای سیاست


در خبر ی که از سوی خبرگزاری ها منتشر شده است سناتور «جان مک کین » چندی است که به سرطان پیشرفته مغز مبتلا شده است و این موضوع به تازگی برای پزشکان مشخص گردیده است


« جان مک کین » کیست ؟

وی رییس کمیته نیروهای مسلح سنا و نامزد ریاست جمهوری ۲۰۰۸ آمریکا است که نماینده رسمی نئو محافظه کاران جنگ طلب برای آتش افروزی سازماندهی شده در خاور میانه امروز است .


وی مسئولیت سامان دهی گروههای تروریستی از «  داعش » و اخوان المسلمین در سوریه گرفته تا مجاهدین خلق و دیگر گروههای مسلح در عراق را بر عهده داشته است


وی کسی است که در ملاقات های متمادی با بانوی ترور ایران مریم رجوی قول مساعدت های بسیار و خروج ازبن بست فعلی سازمان مجاهدین را نوید داده است


«مک کین» سیاست مدار پیر و کارکشته آمریکا است که بر اساس اعتراف شخص مریم رجوی جابجایی اعضای مجاهدین از عراق به آلبانی را مستقیما نظارت کرد و هماهنگی های لازم را برای این انتقال را به عنوان اصلی ترین مهره آمریکا و دولت مردان پشت صحنه سیاست آمریکا از نزدیک  بر عهده داشت .


« مک کین » همان کسی است که در آلبانی به سبب خدمت هایی که به مجاهدین مریم رجوی کرد برایش فرش سرخ انداخته شد و کتابچه شهدای مجاهدین که قبلا یکبار در سال ۱۳۶۴ توسط مسعود رجوی به ریا و دروغ به - امام حسین (ع) - تقدیم شده بود ، ۳۲ سال بعد مجددا در منتهای دریوزگی سیاسی در سال ۱۳۹۶ تقدیم این فرد  گردید .


بنابراین تومور مغزی پیشرفته سناتور « جان مک کین » برای مجاهدین و بانوی ترور مریم رجوی خیلی گران تمام خواهد شد و تا همین الان هم جام زهری را که مریم رجوی، با رفتن به زیر قبای تند ترین جنایت جنگ طلب آمریکا ، سرکشیده است تبعات بسیار بسیار رسوایی آوری را تاکنون برایش رقم زده است 


« مک کین » سر مهره اجرایی سیاست های خانمان برانداز در این بخش از خاور میانه است که با اقدامات و نقشه های شوم اش هر روز صدها قربانی مرد و زن و کودک در انفجارهای انتحاری عراق و سوریه جان خود را از دست داده اند و یا معلول تا پایان عمر باقی خواهند ماند .


آری امروز مریم رجوی سر در آخور چنین جانوران سیاست پیشه ای فرو برده است و برای خروج از جهنم عراق که بیش از ۴ سال طول کشید و باز هم صدها تن به واسطه این دیر کرد ،جان خود را بی دلیل در مجاهدین از دست دادند هرگز مریم رجوی و رهبر درگل مانده مجاهدین مسعود رجوی را وادار نکرد که عذری بخواهند و تازه طلبکارانه تمامی تقصیر ها را به گردن دیگران انداخته و می اندازند.


ولی در جهانی که خداوند به عدالت در آن حکم میکند هم شرایط درد آور و غیر قابل پیش بینی برای مجاهدین و هم درد های درمان ناپذیر « مک کین » سازماندهی کننده جنگ و ویرانی و انفجار بمب و نارنجک در خاور میانه امروز ، پاسخ مناسبی است که دریافت میکنند .


باشد تا عبرتی باشند در روزگاران ، و پاسخی باشد در ازای خون های به ناحق ریخته شده بی گناهان .در تاریخ عبرت آموز مملو از وابستگی . سر تا پا مزدوری و سر سپردگی جریان ضد ملی چون مجاهدین  برای بیگانگان .




برچسب‌ها : ,,,,
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/5/5 - 17:36 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

عقرب ها به هنگام مرگ خود را نیش میزنند


شرایط سازمان مجاهدین به سرکردگی مریم رجوی مثال عقربی را می ماند که تمام عمر به خوی وحشی و سیری ناپذیر خود ، دیگران را نیش زده است و باعث ویرانی و مرگ هزاران جوان و نوجوان ایرانی و قربانی و گرفتار کردن صدها عضو و هواداری شده است که دل در گرو این امام زاده داشتند . امامزاده ای چون رجوی که کور میکرد ولی شفا نمی داد.


آنچه در دوران پایانی این فرقه وابسته به بیگانگان بشکل چشمگیری واضح و عریان است میزان وابستگی و مزدوری این فرقه ضد ملی است که میتواند در سر بزنگاهها هزینه سنگینی را روی دست مردم ایران به لحاظ انسانی بگذارد.


کارناوال مجاهدین که سالانه با هزینه عربستان سعودی و شیوخ عرب و با همکاری مستقیم و لجستیکی اسراییل در فرانسه برگزار میشود قبل از هر چیز مبین یک جنگ رویا روی با مردم ایران است که با دعوت جنگ طلبان قهار دنیای سیاست و آمریکاییان پیشانی سفید خواب های پریشان دلی چون مریم رجوی را تعبیر میکنند.


کارناوالی که حتی یک ایرانی حتی به مدل و شکل و شمایل شورای ملی دروغین رجوی در آن محلی از اعراب ندارند و هر چه هست خارجیان اجیر شده به دلاری است که از منابع کاملا مشکوک بدست مجاهدین و مریم رجوی رسیده تا خرج یاوه بافی ها و جنگ طلبی آمران قدرت و جنگ افروزی در آین بخش خیلی مهم از خاور میانه گردد.


جنگ طلبی ، لابی گری برای دشمنان مردم ایران ، وابستگی به شیوخ عرب برای دشمنی و فروش اطلاعات ایران و دهها جرم و جنایت کارنامه امروز و دیروز مجاهدین به رهبری رجوی ها را شامل میشود و در این راستا تردید نیست هیچ مرز و خط قرمزی را برای خود قایل نبوده چرا که آنان طی چهار دهه مبارزه خشونت طلبانه و لانه کردن در خاک کشور همسایه عراق که اهرم اجرایی غرب برای جلوگیری از بلند پروازی های ایران بود ، شمرده میشدند..


به هر صورت مجاهدین مریم رجوی ربطی به مردم ایران ندارند چرا که آنان میان بر ترین راه ممکن برای رسیدن به قدرت را در حال حاضر پریدن توی بغل کسانی چون کرکس جنگ طلب-  جان بولتون- و یا مشاور شیطان - مک کین -  یافته اند .


اما مجاهدین در حال حاضر در حضیض ذلت با شکوهی بسر میبرند چرا که نه آنها در داخل ایران بلکه حتی در خارج از ایران که گروههای بسیاری مخالف حکومت ایران هستند هرگز ننگ همکاری با مجاهدین را نپذیرفته و پیوسته آنان را مهره امپریالیسم جنگ طلب در ایران می شمارند که روی مریم رجوی پس از شکست تمام عیار مسعود رجوی قصد سرمایه گذاری دارند.


ولی همه سیاست مداران خوب میدانند اینها تنها تنها مانور و جنگ روانی آمریکاییان و شیوخ مرتجع عرب علیه مردم ایران است و آنان که بایست بدانند ، به نیکی میدانند مجاهدین فقط میتوانند نقش جاده صاف کن بخشی از حاکمیت جنگ طلب آمریکایی را بر ضد مردم ایران بازی کنند و به گفته همین کارگزاران مجاهدین تنها و تنها گزینه ای هستند که این چنین فراتر از عقل و هوش آمریکاییان رقاصی مشمئزکننده در محضر آنان را به جان خریده اند ، چون همه چیز را ، تکرار میکنم همه چیز و همه آبرو و گذشته خود را در این مسیر باخته اند .


پس بی دلیل نیست که چون عقرب خود رادر پایان مسیر وابستگی این چنین نیش میزنند و فرسنگ ها از آرمان و آرزوهای مردم ایران دور و دورتر میگردند.





برچسب‌ها : ,,,,
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1396/4/28 - 14:57 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

درباره ما

آمار وبلاگ

کد های کاربر