هدف ترامپ با خروج از "برجام" مذاکره مستقیم با ایران است نه " سرنگونی"


همانطور که پیش بینی میشد دولت ترامپ از " برجام" خارج و تعهدات داده شده را محترم نشمارد . ازسویی دیگر  همانطور که در مقاله گذشته مطرح نمودم ، شکاف بین اروپا و آمریکا در پی خروج از برجام به شکلی که تاکنون سابقه نداشته است، عمیق و عمیق تر شد.


ولی هدف از گرد و غبار پدید آمده خروج آمریکا از " برجام" خیلی زود توسط خود ترامپ مشخص شد . ترامپ فردای خروج در دولت خود اعلام کرد خواهان آمدن ایران پای مذاکره است، مذاکره ای که با زور و در عین حال آبروریزی برای ایران همراه باشد.


به این ترتیب برنامه ریزی آمریکا شروع "جرقه و جنگ "  جدید در خاور میانه نیست و این به نفع مردم ایران است و خوشبختانه حکومت تهران هم فعلا " بدنبال " جنگ" نیست و این موارد ذکر شده برای مجاهدین خبر بسیار ناگواری است چون آنها پیوسته بدنبال "جنگ و خشونت" در منطقه خودشان را کوک و دیگران را هول میدهند .


در این تردیدی نیست که هر گونه جنگ و جنگ طلبی مخاطرات جدی برای جنبش عدالت خواهی مردم ما در بر خواهد داشت و ویرانی زیر ساخت های اقتصادی ایران در پی بمباران و غیره تا سالیان میهن ما را عقب خواهد برد. 


اینطور به نظر میرسد آمریکا و ترامپ بدنبال الگویی مانند کره شمالی برای ایران هستند و عقب نشینی کامل این کشور که تعجب همگان را برانگیخته است را دنبال میکنند . آیا واقعا ایران کشوری چون کره شمالی است ؟ و آیا آمریکا در این رابطه موفق خواهد بود ؟


همین که آلان آمریکا به همراهی دیوانه ای چون " بولتون" بدنبال جنگ در ایران نیست فرصت های طلایی را پدید می آورد.البته بشرطی که ایران پیام نهفته در خروج از " برجام" را بگیرد و از این تهدید واقعی یک فرصت بسازد . در دنیای سیاست هیچ چیزی غیرممکن نیست فقط زمان وقوع حادثه ، جلو و عقب میشود .


یادتان هست قرار بود ما تا خانه آخر در تهران پای جنگ ایران و عراق بمانیم و جنگ را ادامه دهیم  ولی شرایط که عوض شد سر از قرارداد ۵۹۸ در آوردیم ، چیزی که در آن دوران مطلقا غیرممکن می نمود.


نتیجه اینکه " برجام اروپایی" و فرصت ۶۰ شصت روزه ایران به اروپا فکر نمی کنم گره ای از ایران باز کند و اروپا بین ایران و آمریکا نهایتا آمریکا را انتخاب میکند . ولی اشتباه محاسبه ترامپ با همراهی " بولتون" هواخواه مجاهدین این است که فکر میکنند شاید اینطوری راحت تر میتوانند ایران را سر میز مذاکره و اگر نشد مجاهدین را در ایران به قدرت برسانند . 


خواب پنبه دانه ای که هرگز تعییر نخواهد شد چون میزان منفوریت و دلزدگی مردم ایران از مجاهدین وابسته به هر اجنبی را درست ارزیابی نکرده اند . بنابراین ۶۰ روز آینده روزهای مهمی هم برای ایران و هم برای اروپا و مهمتر برای حضور آمریکا در خاور میانه خواهد بود . 


زمان آن رسیده است که در جریان تحولات خاور میانه آمریکا اینقدر دور و بر مجاهدین رسوا شده عام و خاص نگردد چون آنطور اندک حمایت لفظی مردم ایران از آمریکا را هم از دست خواهد داد . مردم مشکل دارند ، خیلی هم دارند ولی قرار نیست از چاله دربیایند بیفتند توی چاه ؟! 


مجاهدین با توجه به رویکرد وابستگی به بیگانگان  و عملکرد عقب مانده در سرفصل های تاریخی و غیر دمکراتیک  بودن در تمامی سرفصل ها بشکلی تمام عیار عقب ماندگی سیاسی خود را حداقل طی چهل سال گذشته در ایران به نمایش گذاشته است ، جایگزین قابل قبول مردم ایران نیستند .


آمریکا اگر نمی داند ، بداند و سعی کند بفهمد که حضور مجاهدین در ایران ، یعنی یک "کره شمالی" دیگر در خاور میانه که همگی با  روسری های قرمز و لباس های یونیفرم سبز رنگ ، یکدست  مثل " روبات "در جلوی عکس مسعود و مریم رژه میروند و مثل کره شمالی هدف شان تنها  قدرت موروثی همچون "کره شمالی " در ایران است و این یک گام عقب تر از سلطنت و سلطنت طلبی در ایران است که چهل سال پیش در 1978 میلادی در ایران به خاک سپرده شد . 




برچسب‌ها :
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1397/2/21 - 12:03 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :
یک شورشی در کاخ سفید و طرح یک سوال ؟

هفته
نامه اکونومیست چاپ لندن ، با درج عکسی روی صفحه اول و نوشته جالب توجه  روی آن - حضور یک شورشی در کاخ سفید - در حالیکه یک کوکتل
مولوتوف روشن آماده پرتاب را در دستان ترامپ نشان میداد،مطلبی را در این باره به چاپ رسانده است .

طرح این موضوع به نظرم این سوال را آورد که پدیده ای به نام ترامپ آیا آنقدر آب جهان را گل آلود میکند که از آن طرف مسعود رجوی شرایط را برای ظهور مناسب ببیند ؟ مقاله حاضر به آین سوال پاسخ می دهد .

مریم
رجوی برای کنترل اوضاع سازمان مجاهدین پس از اخراج شرمگینانه از عراق تلاش داشته  و دارد که با مطرح کردن - دوران جدید- در تاریخچه این سازمان ، اعضای سازمان را امیدوار به شرایط احتمالی آینده نگاه دارد و این خیال را به اعضا و هواداران تلقین کند که اوضاع بهتر از این خواهد شد که الان گرفتار آن هستند.

چون بیست و هفت ۲۷ سال گذشته یعنی دقیقا پس از شکست ماجراجویی که در سال ۱۳۶۸  نام فروغ جاویدان به آن دادند سازمان مجاهدین به رهبری آن زمان مسعود رجوی همین تاکتیک - دویدن پشت سرحوادث- را اتخاذ کرده و از هر ابتکار عمل سیاسی و نظامی عاجز بوده است.

حال سوال این است که چگونه میتواند این شرایط برای آنان تغییر کند ؟ تغییری که منجر به تحول و دگرگونی درشرایط بسیار بد و غیر قابل تصور برای سازمان مجاهدین بیانجامد؟

قطعا در شرایط حاضر مریم رجوی با سرمایه گذاری روی لابی های طرفدار این سازمان که به تعداد کم ولی تاثیر گذار اطراف ترامپ را گرفته اند ، بطور جدی دل خوش کرده است که شاید این بار بتواند از طریق لابی مورد نظر بر روی این نظریه که - جنگ جدیدی - را علیه ایران باید راه اندازی شود ، تاثیر گذار باشد و آنرا  تقویت کند .

آنچه به نظر من میرسد اینکه ترامپ عمیقا قبل از اینکه یک -عنصر سیاسی- باشد ، او یک سرمایه گذار و یک کاسب است و به غریزه دریافته است که کجا بایست سرمایه گذاری کند و این را میتوان در هوش مالی او و نه در هوشیاری سیاسی او جستجو کرد .

بنابراین به فاصله کوتاه حتی چند روز میتواند موضع گیری های متضاد و مخالف هم اتخاذ کند .چرا؟ چون منافع !! در لحظه او را هدایت میکند و نه دیدگاه استراتژیک . او نان را نرخ روز میخورد نه نرخ بورس!؟.

به همان خاطر است که سر تصمیم گیری برای مهاجران ۷ کشور که نام ایران هم داخل آن گنجانده شد به فاصله کمتر از یک هفته _ به تصمیم فکر نشده- از طرف دو وزیر خارجه قدرتمند قبلی آمریکا یعنی آلبرایت و کاندورا رایس ملقب شد و در ۲ گام پی درپی بخاطر فشار افکار عمومی و مخالفت وکلای حقوقی ۲ دو اصلاحیه خوردو سپس توسط قاضی فدرال شهر سیاتل و دادگاه عالی آمریکا متوقف گردید.

اول اینکه : این فرمان  افراد دارای گرین کارت را شامل نمی شود و
دوم اینکه : کسانی که دارای تابعیت دوگانه هستند بویژه در کشورهای اروپایی نیز  از این تصمیم مستثنی شدند. و به این ترتیب از عمل کرده خود به نوعی پشیمان کرد.

شخصیت ترامپ از طرف کارشناسانی که وی را پیوسته زیر نظر دارند ، شخصیتی غیر قابل ارزیابی و پیچیده شناخته شده است و حال برگردیم به سوال اصلی و اینکه آیا سرمایه گذاری مجاهدین بر روی شخصیتی گرفتار که اصلا سیاسی نیست بلکه کاسبکار سیاسی است و هر لحظه میتواند مواضع منتاقض بگیرد و اصلا مشکلی هم در این رابطه ندارد، درست به هدف اصابت میکند ؟

- باتوجه شرایط بسیار نابسامان خاورمیانه ،
 - حضور گروههای گسترده و متفرق تروریستی و حمایت دول عرب از آنان ،
 - سر در گمی آمریکا و اروپا در این منطقه از جهان ،
- قدرت گیری دوباره روسیه در پناه دیپلماسی اکتیو و هوشمندانه پوتین ،
- عقب ماندگی کشورهای عربی از قدرت نوظهور ایران در منطقه،
- و دهها دلیل ریز و درشت دیگر ،

تنها زمانی رجوی شانس دوباره زنده شدن - سیاسی- دارند که حکومت فعلی در تهران در تمامی زمینه های سیاسی - منطقه ای- نظامی - قدرت موشکی- کنترل اجتماعی - و تسلط مذهبی شکست خورده و مجاهدین در یک فرض محال با حمایت آمریکا و غرب در یک قدمی تهران باشند .

 آن موقع اگر مسعود رجوی حضورش را علنی کند ، آری شاید دوباره جسد سیاسی او پس از نبش قبر، زنده شده و حیاتی دوباره داشته باشد .بنابراین با حضور پدیده  عجیب و غریب به نام ترامپ ، نیز نمیتوان به تحرک دوباره مریم رجوی و هم دستانش امید بست .

آلان زمانی فرا رسیده است که مریم رجوی ماکزیمم در جمع ۲۰ نفره در پارلمان اروپا ، امید ها و آرزوهایش را یکی یکی بشمرد و یا اینکه سالی یکبار با خرج میلیون ها یورو میتینگ سالیانه در پاریس و با دعوت ورشکستگان باز نشسته خود را کمی آرامش بخشد و از آن فیلم گرفته و هفته ای یکبار آنرا برای خودش پخش کند تا شاید کمی اعصاب اش آرام شود . آن هم باید مواظب باشد گاف های بزرگی چون گاف افشای مرگ رجوی بر سرش آوار نشود .

روزگار و جهان ما اینگونه شده است درسی را که به شیرینی از آموزگار خرد نیاموزی ، به تلخی روزگار به تو می آموزد .


برچسب‌ها : ,,,
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1395/11/15 - 11:22 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

درباره ما

آمار وبلاگ

کد های کاربر