وابستگی به قدرت ها و دولت ها

آن روی سکه مبارزه خشونت طلبانه

بی هیچ شک و تردید بررسی مبارزات  حق طلبانه و قابل قبول ولی با متد مبارزه خشونت طلبانه در جهان امروز نشان میدهند که قریب به اتفاق این مبارزات به انحراف کشیده شده و عملا سر از وابستگی به قدرت های حاضر در صحنه بین المللی درآورده است .

از سوی دیگر خشونت ، خشونت میزاید و در یک چرخه و سیکل معیوب خون ، خون را می شوید و کینه و دشمنی زاینده کینه و دشمنی افزون تر است 

جالب آنکه فرقی هم نمی کند در کجای این جهان ،جنبش مزبور فعالیت داشته و دارد.  از آفریقا گرفته تا خاور میانه و آسیای دور گرفته تا آمریکای لاتین همگی به همین انحراف و شاید هم مسیر اجباری و غیر قابل تغییر سمت و سو پیدا کرده اند

در جامعه و کشور خودمان ایران ، تجریبات از این نوع بسیارند که ابتدا به اسم خلق و عدالت اجتماعی و مساوات و برابری قدم به میدان گذاشتند ولی در طی مسیر، سر از وابستگی عریان و بدون انکار درآوردند

مجاهدین خلق که قبل از انقلاب مردمی سال ۱۳۵۷ برای عدل و عدالت می کشتند و کشته می شدند در بعد از انقلاب پیوسته می کشتند و اعدام می‌شدند ولی در مسیر وابستگی عریان گوی سبقت از همه مدعیان می ربودند

توجه کنید در بررسی حاضر مطلقا به این موضوع نمی پردازیم که دارنده سلاح و افکار رادیکال حق هست یا ناحق بلکه میگوییم هر نوع مدل مبارزه از نوع خشونت طلبانه راه به وابستگی بیگانگان و قدرت های جهانی و منطقه آی میبرد

جالب آنکه در دنیای امروز هر دولت و کشوری بر اساس خواست سیری ناپذیرش  از همین تاکتیک مشخص برای مزدور پروری و پیدا کردن جای پای مناسب در سیاست های منطقه اش تبعیت میکند 

شما نگاه کنید به حضور و تولد گروه داعش- که ابتدا بواسطه آمریکا و انگلیس و صد البته اسراییل قدم به این جهان گذاشت وشکل گرفت و سپس همین گروه برگشت دست سازندگانش را گاز گرفت و هر کاری که اکنون خود درست تشخیص میدهد ، انجام داده و مبشر ارتجاعی ترین و عقب مانده ترین و شیطانی ترین شیوه ها برای پیشبرد اهداف اش است 

القاعده و طالبان و رهبر گروه و خالق ۱۱ سپتامبر در آمریکا دقیقا ابتدا توسط عربستان و آمریکا پدید آمدند و در انتها دست به چنین فجایع تاریخی و غیر انسانی زدند 

یک دوجین گروههای وابسته و مسلح در سوریه را به این لیست اضافه کنید تا ببینید که کشف و درک این حقیقت که عنصر خشونت طلبی و صحبت با سلاح در هماهنگی کامل با وابستگی حرکت میکند ،مطلقا به هوش زیادی احتیاج ندارد

مجاهدین خلق که از بدو تاسیس اش این مسیر را برگزیده است در سالیان پایانی زوال و اضمحلال اش مبین و نتیجه همین نگاه به مبارزه است . تجربه تلخ و بسیار بسیار زیان آور و نا امید کننده برای مردم ایران که دهها سال طول خواهد کشید تا خاطره آن از حافظه مردم ایران فراموش گردد .

مجاهدین در کارنامه خود بیش از ۲۰ سال وابستگی نزدیک به  دیکتاتور عراق را که در خوشبینانه ترین شکل از (۱۳۶۲ تا ۱۳۸۲ )به مدت بیست سال به درازا کشیده شده است را در کارنامه خود دارد ، سپس به وابستگی بسوی آمریکا روی آورد و اکنون در بغل عربستان روزگار می گذراند.

بررسی کارنامه گروهها و دیگر جریانات نظامی در بسیاری کشور ها همین نتیجه را نشان میدهد . اکنون به روشنی میتوانیم برای نسل آینده به تمامیت و قطعیت عنوان کنیم که مسیر دمکراسی و عدالت اجتماعی و حق خواهی هرگز از لوله سلاح نمی گذرد

آنان که  شعار - مبارزه امپریالیستی از لوله سلاح میگذرد - را پیوسته فریاد میکردند اکنون با همان آمران و عاملان امپریالیسم نرد عشق میبازند تنها خسران را مردم ایران کشیدند و جوانان بسیاری که تلف شدند و مادران و پدران بسیاری داغدار به جا ماندند

مبارزه صلح آمیز و صد البته مدنی و هوشیارانه راه رهایی از سیکل معیوب تلخی و گسستگی سیاسی است . شاید اگر آنروز ها مسیر خشونت و ترور و کشتار را مردم ایران طی نمی کردند و دهها سازمان سیاسی از ریشه کنده نمی شدند امروز مردم ایران اپوزیسیون قدرت مند و قابل قبولی را بعد دهه ها تلاش برای آزادی و عدالت در چنگ خود میداشتند و قادر بودند از طریق یک سیاست درست و غیر وابسته راه خودشان را بسوی کمال و خوشبختی در جهان امروز هموار کنند..


برچسب‌ها : ,,,
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1395/8/6 - 15:02 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

مجاهدین در تند باد حوادث مرگبار سیاسی

مقدمه:
همانطور که همگان میدانند مجاهدین مدت هاست که قادر نیستند از گذشته دور و یا نزدیک خودشان دفاع کنند و این مصیبتی است که انتها ندارد

_ نه زمانی که قبل از انقلاب ضد سلطنتی مستشاران آمریکایی را هدف قرار میدادند و الان میگویند کار ما نبوده و _ چپ های سازمان پیکار _این کارها را کرده اند (دوران اول)

_ نه از ۳ سال قبل از پیروزی انقلاب تا شروع جنگ مسلحانه  یعنی از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ که میخواستند مسالمت آمیز وارد قدرت سیاسی شوند ولی  جمهوری اسلامی نگذاشت این تصور شکل واقعیت بگیرد  ولذا هوشیار تر از این حرف ها بودند که نه تنها رجوی بلکه هیچ گروه سیاسی را وارد تقسیم قدرت نکنند .(دوران دوم)

_ و نه از ۳۰ سالی که در عراق به رسوایی گذراندند و میخواستند با قدرت نظامی ، حکومت تهران سرنگون و خود به تنهایی قدرت تمام عیار سیاسی را در دست گیرند و همه چیز و همه حیثیت خود را سر میز قمار در عراق و زیر پوشش حکومت صدام حسین باختند (دوران سوم )

_ ونه حتی از انقلاب ضد جنسیتی خود که نام- انقلاب ایدئولوژیک !! - بر آن گذاشتند

یعنی مجاهدین در نقطه مختصاتی در چهارچوب حوادث سیاسی و نظامی قرار گرفته و به نوعی  کیش و مات شده اند که از هیچ کجای تاریخ خودشان بویژه در عراق که بیشترین زمان را نیز به خود اختصاص داده قادر به دفاع نیستند

و گر نه شجاعانه سرشان را بالا میگرفتند و در یک کنفرانس بزرگ خبری با انبوهی مصاحبه با همه رادیو ها و رسانه های خبری  و مصاحبه با خبرنگاران خارجی و داخلی به دفاع از عملکرد شان بویژه این آخرین عملکردشان یعنی خروج از عراق  می‌پرداختند ، 

پس بنابراین  مجاهدین در دفاع از مواضع گذشته وحال شان بسیار مشکل دارند ، تاکید میکنم بسیار مشکل دارند وهمین نکته بسیار پر اهمیت است . اما چرا ؟

من قبول دارم که مجاهدین عمیقا و پس از خروج از عراق  وارد ( دوران چهارم ) فعالیت خود شده اند وهمچنان که خودشان تاکید میکنند وارد مرحله جدیدی  شده اند و مریم رجوی در این تصمیم گیری نقش اصلی را بازی کرده است و مطمئن هستم نا آگاهانه وارد چنین سرنوشتی نشده اند .

مرحله ای که شاید تاکید میکنم شاید مبین یک گردیسی و تغییر قالب های احتمالی است که نه به خواست خودشان بلکه بالجبار مجبور به پذیرش شرایطی شدند که به باور من اگر به خودشان بود و میتوانستند به شکل آزادانه تصمیم  بگیرند و عمل کنند ، هرگز خاک عراق را ترک نمی کردند.

چه کسی اکنون برای مجاهدین تصمیم می گیرد؟

اگر می گویم مجاهدین اختیاری از خودشان نداشته و تصمیم شان از سر اجبار بوده است پس چه کس یا چه کسانی برای آنان تصمیم می گیرد؟ آیا این موضع ادامه دار است یا زمان خاصی به پایان میرسد ؟
صاحب خانه جدید مجاهدین یعنی عربستان که در کسوت - ترکی الفیصل- که سالها سفیر عربستان در آمریکا و انگلیس بوده خودش را نشان داده است و به زرنگی و هوشیاری شناخته شده اش صاحب اصلی مجاهدین است که از سر هوش و ذکاوت اش مجاهدین را  بدون گذشته مشعشع اش و رهبر تاریخی اش مسعود رجوی طلب میکند 

و به نظر میرسد این از شروط اصلی آنان برای پذیرش و ساپورت مالی و سیاسی است  که بایست این تغییرات احتمالی را مریم رجوی به هر شکل ممکن  دارا بشود با توضیحاتی به شرح زیر ...
 
یکم_  هر چه بیشتر وبیشتر از مسعود رجوی فاصله بگیرند چون وی شاخص همکاری مجاهدین با صدام حسین است و اصلا چنین ترکیبی قابل قبول برای غرب و آمریکا نیست

دوم _ مریم رجوی میتواند چهره دیگری از مجاهدین را نشان دهد که مدرنیسم و شکل غربی پسندانه تری را برای حمایت کنندگان مالی آنان به نمایش بگذارد.

سوم_ به همین دلیل از نگاه صاحب خانه جدید ، مجاهدین هر چه سریع تر باید مرگ مسعود رجوی را اعلام کنند که به مفهوم شروع دوران - پسا مسعود رجوی - است در حالی که مریم رجوی زیر بار چنین شرایطی نمی رود و تاکنون نیز مقاومت کرده است

چهارم _ سیاستمدار کارکشته عرب، مجاهدین بدون مسعود را میخواهد و برای همین خبر درگذشت وی را در اصلی ترین مراسم سالانه مجاهدین علنی اعلام کرد، حال آنکه با این حرکت غیر قابل پیش بینی مریم رجوی را مات ومبهوت روی صندلی اش خشکاند.

نتیجه اینکه این عربستان بود که مجاهدین را مجبور به پذیرش وترک خاک عراق کرد و همو بود که شرایط لجستیکی و پشتیبانی آنرا ساماندهی نمود.  اگر چه صد البته شرایط سیاسی آنرا آمریکا پدید آورد و به همین دلیل است که به اعتقاد من دقیقا به فاصله کوتاهی پس از حضور در مراسم سالانه مجاهدین و اعلام غیر رسمی صاحب خانه جدید ، مجاهدین ملزم به اجرای خط وی میشوند 

ترکی الفیصل- قصد دارد از مجاهدین در یک چهارچوب جدید با فاصله گرفتن هرچه بیشتر از گذشته تهوع آور مجاهدین بهره ببرد وگرنه هرگز در مراسم مجاهدین ظاهر نمیشد و خودش شرایط جدید آنان را با اعلام مرگ مسعود رجوی کلید نمیزد

تا آنجایی که به مجاهدین و مریم رجوی بر میگشت حضور در خاک عراق یعنی تداوم خط مسعود و استراتژی که بیش از ۳۰ سال ازآن حمایت کرده و تمامی آبروی شان را سر آن معامله کرده بودند

به نظر میرسد نحوه عمل ترکی الفیصل- در دستگاه مجاهدین آنچنان آزادی عملی را برای مریم رجوی محترم نمی شمارد بخصوص آنکه وی از ارتجاعی ترین لایه های عقب مانده تاریخی ، در سرزمین مار و سوسمار سر برآورده است .



برچسب‌ها : ,,
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1395/7/12 - 18:20 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

الفرار ....، بی قرار ....


داستان فرار مسئولین و اعضای عالی رتبه این جریان ضد ملی از عراق ،بی کفش و کلاه با اسم مستعار ، داستان جالب و در عین حال عبرت آموزی است.

بیش از سی سال قبل در حالیکه پایه شورای ملی مقاومت آنزمان در پی این تصمیم گیری ضد ملی فرو می ریخت . مردی به اسم مسعود رجوی همگان را مجاب میکرد که با این تصمیم گیری میخواهد برود کنار مرزهای ایران و ... برافروزد آتش ها در کوهستان ها....

ولی اکنون همه گرد و غبارها فرو خفته است ، استراتژیست اصلی این نگاه به مبارزه با رژیم حتی به بهای مزدوری مادالعمر هم در این جهان نیست که از عقاید اش دفاع کند .

از آن مصیبت بارتر آنکه وارثین عقیدتی وسیاسی وی هم فعلا در بغل عربستان لغز وطن خواهی! و دمکراسی ! سر میدهند و در یک نگاه هم به ریش خود میخندند و هم به ریش ملت. گوییا که از نگاه آنان ، ملت حافظه تاریخی خودش را از دست داده است . 

اما هرگز اینطور نبوده و نیست ،مجاهدین به عنوان یک نیروی سیاسی سالهاست که تمام شده اند و آنچه باقی مانده تنها یک اندیشه مزدوری برای تمام فصول و فرقی هم نمی کند برای چه کس و برای چه مدت !؟باقی مانده است 

آری این نگاهی است که آنان تصور میکنند چون مردم مشکل  دارند و دهها مساله حل نشده روی دست شان مانده است پس نتیجه اینکه نزدیکترین و سریع ترین _ راه میان بر _ برای رسیدن به قدرت سیاسی مزدوری به قیمت و رفتن زیر قبای هر عرب فاشیست تن پرور  مشکل گشای این مسایل است .

فارغ از اینکه در این _میان بر سیاسی_ به زعم آنان ، بی شرمانه با چشم پوشی از هر نوع پرنسیپ سیاسی و بی ترمز و بی دنده در سراشیب اضمحلال و نابودی ، همچنان چوب حراج  را در دستان خود می فشارند.

آری در زمانه ای که تنها « آلترناتیو سیاسی !! » این چنین « کانون نبرد استراتژیک!! » را سراسیمه  و با عجله وصف ناپذیر به مدد اسم های جعلی ترک میکند شما برای آزادی این مردم و این سرزمین  بقول معروف « خالی نبندید !» چون حنایتان سالهاست که رنگ باخته است .

البته که زمانه آموزگار بسیار مدبر و ژرف اندیشی است . حساب هر کس را سر موقع برایش می فرستد و اکنون مجاهدین بدون _ مسعود _  همراه با بی سوادی ها و خود فریبی های بی مانند _ مریم _ قطعا بد عاقبتی را تجربه خواهند کرد 

حتی اگر قول های هوس انگیز نتو محافظه کاران امپریالیست بطور اعم  و کمک های بی دریغ عربستان سعودی به کفالت از همانان بشکل اخص ،  چک های میلیونی و بلا عوض را برایشان در پی داشته باشد .

زمانه ، زمانه امتحانات تاریخی و مردود شدن های تاریخی است و کسی در دنیای منفجر شده از اطلاعات و اخبار قادر نیست  همچون سی سال پیش بخواهد _قورباغه _ را رنگ کرده و بجای _ فولکس واگن _ به خلق الله غالب کند. 
منظورم همان دوران برافروختن آتش در کوهستان هاست که صاحب اش نیست تا از آن دفاع کند چون هم سلاح را مفت و مجانی داده است و هم زمین ای که برای بدست آوردنش تمام ابرویش را بر سر میز قمار باخته است .


برچسب‌ها : ,,
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1395/6/11 - 22:56 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :


افشای درگذشت پدر تروریسم در ایران

اگر از مریم رجوی می پرسیدند که حضور -ترکی الفیصل-  رییس سابق سازمان اطلاعاتی عربستان در شوی سالانه  این جریان تروریستی تا به این حد به رسوایی بی مانند می انجامد  و بی آبرویی عظیم برای آنان وبویژه مریم رجوی  در سطح مردم ایران و جوامع ایرانی و همچنین فعالان سیاسی و حتی مقامات امنیتی کشورها منجر میشود هرگز و هرگز محال ممکن بود به این سخنرانی و حضور ویران  کننده وی تن دهد.

آنچه اتفاق افتاد عجیب تر از عجیب بود،  افشای مرگ رجوی به عنوان اصلی ترین راز سر به مهر مجاهدین در یک دهه اخیر ضربه گیج کننده برای کل مسئولین این پنهان کاری بزرگ و در راس آن مریم  رجوی و اعضا و هواداران سرگردان  مجاهدین در بر داشته است 

ولی از سویی دیگر تاییدی بود بر تلاش ها و روشنگری های  حداقل ده ساله جدا شدگان از مجاهدین که حاصل آین تلاش ها را  برای مردم ایران و پدران و مادران جگرسوخته یک جا نقد کرده است . آنان  که پیوسته هشدار میدادند که این سازمان تحت نظر مستقیم عربستان سعودی و دول عرب به مزدوری این عقب ماندگان از تاریخ تن داده و روزانه با چک های میلیونی حمایت و پشتیبانی  میشوند.

افشای مرگ رجوی آن هم در اصلی ترین مراسم این سازمان در برابر شخص مریم رجوی آواری هول آور بود که هرگز مجاهدین نمیتوانند آنرا  تا مدت ها و سالیان از چهره و خاطره خود بزدایند و اثرات ویرانگر این حقیقت حتی برای خود اعضا و هواداران شان غیر قابل باور است .

این اتفاق بطور جد در لحظه مریم رجوی را در شوک ویران کننده آی فرو برد ، چرا راز سر به مهر آنان را از پرده برون انداخت، آن هم بواسطه کسی که اصلا فکرش را نمی کردند همانی که از اصلی ترین حامیان تروریستی در جهان شناخته شده امروز است.

لازم به ذکر است به شهادت صاحب نظران امنیتی و سیاسی غرب - ترکی الفیصل- از بانیان و پدید آورندگان دو سازمان تروریستی مخوف و وحشی در خاور میانه آغشته به ترور و خون یعنی- القاعده و داعش- بوده و در جهان امروز  فردی کاملا شناخته شده است و این موضوع از سالیان دور در محافل خبری بازگو و باز نشر میشده است ، 

اما این موضوع که در گام سوم آین چنین عریان بسوی مجاهدین  گام برداشته و آنرا علنی کرده اند وعجیب تر آنکه به این وضوح که به عنوان سخنران رو در روی مریم رجوی با کودنی مثال زدنی چاقو را در قلب مریم رجوی فرو کند الحق و الانصاف نوبر است و طنزی است تاریخی ولی صد البته عبرت انگیز .

حضور شوم این جغد پیر و مبشر ترور و  ویرانی در اصلی ترین محفل مجاهدین تروریست در پاریس بازگو کننده خبرهای شومی است که دم خروس آن از هم اکنون نمایان شده است .

از سویی دیگر این سطح از عقب ماندگی سیاسی و امنیتی  مریم رجوی که پیوسته خود را سردمدار بالا بلند _جانی دالر_ بازی و حفاظت و امنیت و پنهان کاری جا میزد، نشان از آن دارد که مریم رجوی مجبور شده است در نبود مسعود رجوی آخرین کارت های خود را در صحنه وابستگی  بازی کرده و دلدادگی مشمئزکننده خود را به مرتجع ترین و عقب مانده ترین لایه های تاریخی در این بخش از خاورمیانه در ملا عام به نمایش بگذارد

شرایط مجاهدین هر روز و هر روز بد وبدتر شده است و سیر حوادث با شیب تند تر,  بانوی ترور را به سوی وابستگی عمیق تر و بی آبرویی بیشتر سوق میدهد.

اکنون بهتر میتوان متوجه شد که بخش عمده آی از  بهم ریختگی روابط و سر در گمی های عربستان در صحنه سیاسی خاور میانه ،  آبشخورش کجاست . نزدیکی بیشتر اسراییل به عربستان را در چهارچوب همین معادلات میتوان بررسی و ارزیابی کرد .

از نگاه من ، اگر این خبر درست باشد ، نبود و فقدان حضور  پدر تروریسم در ایران - مسعود رجوی- مجاهدین باقی مانده به رهبری مریم رجوی را بیشتر به سوی خشونت افسار گسیخته سوق داده و با توجه به ناکارآمدی سیاسی و بی سوادی مریم رجوی در این زمینه پروسه اضمحلال و در ماندگی آنان را سرعت می‌بخشد.

تحرکات تروریستی و حملات از نوع داعش- و انفجار های انتحاری و کشتار مردم بیگناه در ایران شتاب میگیرد و با انرژی گذاری بسیار زیاد  حضور گروه های تروریستی برای ایجاد حداقل شده حتی یک انفجار بزرگ در تهران و یا شهرهای بزرگ تقویت خواهند شد .

 در محافل خبری پرداخت یک میلیون  دلار برای هر عملیات و انفجار در آیران از زبان جانیان لو رفته و به دست عدالت سپرده شده بسیار هشدار دهنده است .

حضور دولت اسراییل و کمک های لجستیکی و مالی عربستان و کمک های فکری و عملیاتی نیروی پیاده نظام آنان یعنی مجاهدین در این رابطه مطلقا غیر قابل چشم پوشی نیست  و مردم ایران چون گذشته هرگز و هرگز این جنایات و خیانت های تاریخی را بر کسی نخواهند بخشید.



برچسب‌ها : ,,,
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1395/4/22 - 20:19 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :


در دنیایی که ما زندگی میکنیم خیلی آدم ها و سازمانها پیدا پیشوند که مدعی آزادی و رهایی انسانها از چنگ استبداد و ستم هستند .

این سازمانها وقتی خیلی خطرناک میشوند که در عین وابستگی ،دروغ هایشان آشکار میشود و آنزمان  برای فرار از پاسخگویی سلاح بدست میگیرند و مجری اوامر بیگانگان در سرزمین های عمدتا با ثروت های زیر زمینی و انبوه می گردند .
به سوریه امروز نگاه کنید این تعداد سازمان شبه نظامی و سلاح بدست که حقوق ماهیانه برای جهاد و جنگ دریافت میکنند ، آیا ریشه اجتماعی و خلقی داشته و دارند؟
این سطح از خرابی و ویرانی و جنگ و کشتار در کشور عراق چگونه سازماندهی و ارگانیزه شده است ؟ 
در ایران چگونه است و نیو محافظه کاران جنگ طلب که  تولید گران اصلی سلاح نیز هستند چگونه عمل میکنند ؟
سازمان مجاهدین خلق به رهبری رجوی و مریم بانوی ترور آن دقیقا در امتداد چنین سازمان های وابسته و جنگ طلب طبقه بندی شده اند و سالیان است که پیرو اندیشه و ایدئولوژی جنگ و خشونت مطاع و طعمه بسیار ارزان و قابل دسترس برای برنامه ریزان و نقشه کشان این بخش از خاورمیانه هستند.

شگفتی و تعجب همگان در این است که سازمان وابسته و کرایه ای چون مجاهدین حیا را چگونه قی کرده و شرم را خورده اند؟  و چشم در چشم مردم ایران در عین وابستگی بی مانند و جنگ طلبی گسترده مدعی رهایی و آزادی مردم ایران نیز هستند؟ 

 و در همان حال که از مصدق و عدم وابستگی این نماد آزادگی و اصالت و استقلال  داد سخن میدهد قراردادها و پروژه های  اجرایی شان در امتداد بدست آوردن جاپایی در ایران که بخوبی نشان از مزدوری در سطح سازمان های امنیتی را نمایان میکند را ضمن  امضا آنرا اجرایی میکنند 

ما با چنین پدیده ها و جانورانی در دنیای سیاست امروز درگیر و هم عصر هستیم
نگاه کنید به عملکرد شبانه روزی سایت ها و خبر رسانی این سازمان ضد ملی که جز جنگ - خشونت - کشتار و آمادگی برای کشتار چیزی را نشر نمی‌دهند گویی شیطان در تمامی وجود آنان رخنه و گسترده  شده و هرگز چیزی را به عنوان خوبی و نیکی پرورش نمی‌دهند

سازمانی که به یکجا کرایه میشود و سالانه با کلاه گشادی که سر خودش میگذارد مدعی نبرد و آزادی میگردد . از سویی سخنران کرایه ای و بازنشسته سابق ولی آمریکایی استخدام میکند  و از سویی  دیگر برای آین سخنران کرایه ای تماشاگران و شنوندگان کرایه ای نیز به خدمت میگیرد و از کشور های اروپایی شرقی آنان به اسم تور مسافرتی ارزان در پاریس گرد هم آورده و همراه با رییس جمهور کرایه ای بزم خود را رونق میدهند.
این تورهای مسافرتی تنها به قیمت چهل ۴۰ یورو همراه با حمل و نقل و سه شب هتل و غذا از هشتم تا دهم ژولای همراه با گردش در پاریس توسط شرکتهای لهستانی انجام میپذیرد و جالب اینکه هیچ نامی از مجاهدین خلق و شورای ضد ملی آنان وجود ندارد و تنها به اسم دمکراسی برای ایران آنرا جمع و جور میکنند
 . 
این یک نمونه از این لینک هاست که در فیس بوک طراحی و تبلیغ شده است. توجه کنید :

https://m.facebook.com/photo.php?fbid=1733753350188583&id=100006618031342&set=gm.1010178729089090&source=44

و نمونه ای دیگر به زبان لهستانی دقت کنید :

https://m.facebook.com/events/1262303877132263/

 و این چنین است که باد در غبغب مریم رجوی  با ادای روسای کشورها که داری اسکورت  و ماشین ضد گلوله و فرش قرمز و اهدای گل و لباس های فاخر،  بیشتر عقده های فرو خورده سالیان را یک جا به نمایش میگذارند  . 
آری ما در چنین عصر و سرزمینی زندگی میکنیم . آری ما قربانیان و افشاگران چنین روباه صفتان زشت خویی هستیم که روز و شب به دنبال طعمه ای جدید به هر سوی هفت سر خویش میگردانند

این همان سازمانی است که در ۳۵ سال گذشته فقط و فقط به منافع خودش اندیشیده و هرگز جز ویرانی برای ما و سرزمین ما ارمغانی نداشته است . تصمیمات بسیار اشتباه از طغیان مسلحانه گرفته تا به کام کشیدن هزاران جوان جویای آزادی به خاک عراق و وابستگی تمام عیار و اینک هم پرده های دیگر این نمایش ادامه دار ضد تاریخی در جریان است .

این همان سازمانی است که در سالیان دور از پاکستان و سیستان و بلوچستان افراد فقیر و جویای نان را با قیمت هزار دلار از پدر و مادرشان میخرید تا در خاک عراق با آموزش های تروریستی به کام مرگ در تهران و شهرهای ایران بفرستد و من از نزدیک در جریان این خرید و فروش ها که به بهانه آزادی مردم ایران صورت می گرفت، هستم .

و امروز باز همان داستان به شکلی دیگر تکرار میشود . آن نوجوان که زیر هیجده سال در بلوچستان و پاکستان گیر یک لقمه نان بود جایش را به افراد باز هم غیر ایرانی از اروپای شرقی داده است در با تجمع در فرانسه و پاریس مجلس و محفلی را گرم میکنند که سخنران  و هم رییس جمهور خود خوانده اش اجاره ای است

 و بعد هم مشخص است دیگر .. لیست کارکرد ها و فعالیت ها را همراه با فرش اهدایی و هدایای دیگر به پیش کش امیران عرب و عربستان سعودی برای دریافت چک ها میلیونی و باز هم تکرار و تکرار این وابستگی ها به اسم آزادی مردم و خزئبلات ..

با این اوصاف  حقیقتا مردم دیگر نمی خواهند کسی با این شرایط و این آبروریزی ها برایشان بجنگد . 
آنان ترجیح میدهند در نبود آزادی باقی بمانند ولی طعمه جنگ و ویرانی و ستم نابرابر به اسم آزادی نشوند .

مردم ایران ترجیح میدهند خودشان با دست خالی برای حقوق حقه شان به هر شکلی دلشان میخواهد برای حقوق شان بجنگنند وحرکت کنند ولی ننگ وابستگی و مزدوری دول عرب بر چهره و تاریخ شان حک نگردد.

واقعا زهی بی شرمی است که مریم رجوی و سازمان پیوسته خطاکار مجاهدین این چنین به شعور سیاسی و آگاهی دم افزون آنان توهین میکنند و سر در برف وابستگی اندیشه های ارتجاعی و عقب مانده تاریخی خودشان را همراه با دو صد ناز و کرشمه به خورد ناآگاهان میدهند. ولی خوشبختانه سالیان از این دجال بازی ها میگذرد و خیلی حتی سیاستمداران و تصمیم گیرندگان غربی از فریب های مجاهدین خلق خبر دار شده و برای این تحرکات استعماری پشیزی ارزش قایل نبوده و تره خرد نمی کنند.



برچسب‌ها : ,,
نویسنده: میلاد آریایی | نسخه قابل چاپ | 1395/3/31 - 09:57 | 1 2 3 4 5 | اشتراک گذاری :

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

درباره ما

آمار وبلاگ

کد های کاربر